به پایگاه اینترنتی موسسه ایرانی مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

امروز، 17 مهر 1405

به پایگاه اینترنتی موسسه مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

اهرم‌سازی چین برای تسلط بر مرزهای جدید قدرت

آنچه می‌خوانید....

سیدرضا هاشمی جبلی، پژوهشگر حوزه چین و دانشجوی دکتری روابط بین ­الملل

رقابت قدرت‌های بزرگ در قرن بیست‌ویکم دیگر صرفاً در قالب شاخص‌های کلاسیک مانند تولید ناخالص داخلی، توان نظامی متعارف یا حتی برتری فناوری‌های منفرد تعریف نمی‌شود. در عوض، این رقابت به‌طور فزاینده‌ای بر سر کنترل حوزه‌های زیرساختی، نهادی و فناورانه‌ای جریان دارد که چارچوب‌های نظم جهانی آینده را شکل می‌دهند؛ آنچه می‌توان از آن‌ها به‌عنوان «مرزهای جدید قدرت» یاد کرد. در این زمینه، جمهوری خلق چین طی دو دهه گذشته راهبردی تدریجی، چندلایه و بلندمدت را دنبال کرده که هدف آن نه فقط افزایش قدرت ملی، بلکه ایجاد اهرم‌های ساختاری برای اعمال نفوذ پایدار در نظام بین‌الملل است. این یادداشت استدلال می‌کند که اهرم‌سازی چین نه نتیجه اقدامات واکنشی کوتاه‌مدت، بلکه محصول یک راهبرد انباشتی و ساختاری است که هدف آن شکل‌دهی قواعد بازی پیش از تثبیت نظم آینده است. این یادداشت می‌کوشد هم به دستاوردهای چین و هم به محدودیت‌ها و تناقض‌های درونی این راهبرد بپردازد.

مرزهای جدید قدرت و منطق راهبردی چین

مرزهای جدید قدرت شامل حوزه‌هایی هستند که کنترل آن‌ها امکان اعمال نفوذ غیرمستقیم اما عمیق بر سایر بازیگران را فراهم می‌کند. برخلاف قدرت نظامی کلاسیک که هزینه‌بر و پرریسک است، نفوذ در این حوزه‌ها اغلب تدریجی، نسبتا کم‌هزینه و از نظر سیاسی قابل انکار است. چین این واقعیت را زودتر از بسیاری از رقبا درک کرده و به جای تمرکز انحصاری بر رقابت‌های کوتاه‌مدت، منابع قابل‌توجهی را به ساخت ظرفیت‌های زیرساختی و نهادی بلندمدت اختصاص داده است.

به تعبیری پکن به ‌جای جنگیدن بر سر «نتایج»، می‌کوشد «زمین بازی» را بازطراحی کند. این منطق در حوزه‌هایی چون قطب شمال، اعماق دریا، فضا، استانداردهای دیجیتال و نظام مالی جهانی به‌وضوح قابل مشاهده است.

نهادسازی و نفوذ نهادی به‌عنوان ابزار اهرم‌سازی

یکی از عناصر کلیدی راهبرد چین، نفوذ سازمان‌یافته در نهادهای بین‌المللی موجود و در صورت لزوم، ایجاد نهادهای موازی است. در حوزه اعماق دریا، چین با حضور فعال در سازمان بین‌المللی بستر دریاها[1] توانسته موقعیتی ممتاز در فرایند تصمیم‌گیری درباره استخراج منابع معدنی آینده به دست آورد. در قطب شمال نیز، اگرچه چین کشور قطبی نیست، اما از طریق سرمایه‌گذاری، پژوهش علمی و دیپلماسی چندجانبه، خود را به‌عنوان بازیگری مشروع تثبیت کرده است.

در فضا، تلاش چین برای ایجاد ایستگاه تحقیقاتی مشترک با روسیه[2] نمونه‌ای از همین الگوست. ایجاد یک چهارچوب نهادی جایگزین برای به چالش کشیدن نظم مورد حمایت آمریکا. اگرچه این ابتکار تاکنون با استقبال محدودی روبه‌رو شده، اما حتی در صورت ناکامی‌های اولیه، نشان‌دهنده تمایل چین به رقابت نهادی بلندمدت است.

استانداردهای فنی و معماری دیجیتال

یکی از ظریف‌ترین اما مهم‌ترین اشکال اهرم‌سازی چین در حوزه استانداردگذاری فناوری رخ می‌دهد. تلاش برای بازطراحی معماری اینترنت[3] نشان می‌دهد که پکن به‌خوبی اهمیت کُدها، پروتکل‌ها و استانداردها را در توزیع قدرت درک کرده است. هرچند این طرح با مقاومت گسترده‌ای مواجه شده، اما خود تلاش برای نهادینه‌کردن ترجیحات سیاسی و امنیتی در زیرساخت‌های فنی جهانی، گویای عمق نگاه راهبردی چین است.

حتی در مواردی که چین موفق به تحمیل استانداردهای مطلوب خود نمی‌شود، مشارکت گسترده در نهادهای استانداردگذاری و افزایش تعداد پیشنهادها و کارشناسان چینی، به این کشور امکان می‌دهد روندها را کند، پیچیده یا جهت‌دهی کند که خود نوعی اهرم ساختاری محسوب می‌شود.

اقتصاد سیاسی و جنگ اقتصادی بلندمدت

بُعد اقتصادی این راهبرد، مکمل جنبه نهادی آن است. چین طی سال‌های اخیر نشان داده که حاضر است از برتری خود در زنجیره‌های تأمین جهانی، به‌ویژه در حوزه مواد معدنی حیاتی، به‌عنوان ابزار فشار ژئوپولیتیکی استفاده کند. این اقدامات، برخلاف تصور رایج، واکنش‌های آنی نیستند، بلکه در چهارچوب یک جنگ اقتصادی طولانی‌مدت قابل فهم‌اند.

نکته مهم آن است که چین این فشارها را به‌صورت «کالیبره‌شده» اعمال می‌کند. به اندازه‌ای که پیام بازدارنده ارسال کند، اما نه آن‌قدر که خود را از بازارها و فناوری‌های حیاتی جدا سازد. این تعادل‌جویی نشان‌دهنده درک چین از محدودیت‌های وابستگی متقابل اقتصادی است.

محدودیت‌های ساختاری و پایداری راهبرد

برای ارزیابی جایگاه چین باید به سه مؤلفه ظرفیت، سرمایه و اعتبار توجه نمود. به نظر می­رسد که اگرچه چین در دو مؤلفه نخست یعنی ظرفیت صنعتی و منابع مالی، برتری قابل‌توجهی دارد، اما در حوزه اعتبار و اعتماد بین‌المللی با چالش‌های جدی مواجه است. ابهام نهادی، پیوند نزدیک دولت و شرکت‌ها و نگرانی‌های امنیتی، دامنه اثربخشی اهرم‌های چین را محدود می‌کند. به بیان دیگر، اهرم‌سازی بدون مشروعیت و اعتماد، اثرگذاری نهایی را کاهش می‌دهد. این نقطه‌ای است که در آن راهبرد چین با تناقض درونی روبه‌رو می‌شود؛ هرچه از اهرم‌های سخت‌تر استفاده کند، ممکن است واکنش‌های متقابل و تلاش برای کاهش وابستگی را تسریع کند.

همچنین، راهبرد چین، علی‌رغم انسجام، با محدودیت‌های جدی مواجه است. پیری جمعیت، ضعف تقاضای داخلی، مازاد ظرفیت صنعتی و چالش‌های مشروعیت داخلی از عواملی هستند که می‌توانند در بلندمدت توان چین برای حفظ سرمایه‌گذاری‌های گسترده خارجی و نهادی را کاهش دهند. در نتیجه، می­توان این­گونه عنوان داشت که اهرم‌سازی چین تلاشی برای شکل‌دهی شرایط رقابت آینده است. تلاشی که موفقیت آن به توان چین در تطبیق با محدودیت‌های داخلی و واکنش‌های خارجی بستگی دارد.

جمع­ بندی

راهبرد چین برای تسلط بر مرزهای جدید قدرت را می‌توان تلاشی آگاهانه برای انتقال رقابت ژئوپولیتیکی از عرصه‌های پرهزینه و پرریسک به حوزه‌های ساختاری، نهادی و زیرساختی دانست. چین با سرمایه‌گذاری بلندمدت در نهادسازی، استانداردگذاری و زنجیره‌های تأمین، می‌کوشد اهرم‌هایی ایجاد کند که حتی بدون رویارویی مستقیم، دامنه انتخاب‌های رقبا را محدود سازد. با این حال، این راهبرد نه بی‌نقص است و نه بی‌چالش. ضعف در حوزه اعتماد، مشروعیت و جذابیت هنجاری می‌تواند اثرگذاری اهرم‌های مادی چین را کاهش دهد. افزون بر این، واکنش دیگر قدرت‌ها، به‌ویژه تلاش برای تنوع‌بخشی زنجیره‌های تأمین و تقویت نهادهای جایگزین، نشان می‌دهد که اهرم‌سازی همواره با ضداهرم‌سازی همراه است.

در نهایت، تجربه چین نشان می‌دهد که قدرت در قرن بیست‌ویکم بیش از هر زمان دیگری ساختاری، انباشتی و وابسته به کنترل قواعد بازی است. اینکه آیا چین خواهد توانست این اهرم‌ها را به تسلط پایدار تبدیل کند یا نه، پرسشی باز است که پاسخ آن نه فقط به ظرفیت‌های چین، بلکه به واکنش‌ها، ائتلاف‌ها و نوآوری‌های سایر بازیگران نظام بین‌الملل بستگی دارد.

منابع

Economy, E. (2026). How China wins the future: Beijing’s strategy to seize the new frontiers of power. Foreign Affairs, 105(1), 58–72.

Liu, Z. Z. (2026). China’s long economic war: How Beijing builds leverage for indefinite competition. Foreign Affairs, 105(1), 74–86.

Sirayon, H. (2024). Frontiers of power struggle between incumbent US and an ascending China and its implications on global peace and stability. Journal of Diplomacy, Peace and Conflict Studies, 1(1), 45-50.

Sun, J., Han, X., & Liu, T. (2024). China’s Role in Governing New Frontiers and Its Implications for the Future Global Governance Landscape. Contemp. China & World, 2, 76.

[1]. ISA

[2]. ILRS

[3]. New IP Initiative

عنوان مطلب:

اهرم‌سازی چین برای تسلط بر مرزهای جدید قدرت

درصد مطالعه محتوا: