بردیا فرهمند، کارشناس مسائل بینالملل
نهایی شدن قرارداد ۷ میلیارد دلاری میان استرالیا و ژاپن برای ساخت ناوچههای رادارگریز پیشرفته، تنها یک معامله تسلیحاتی نیست، بلکه پیریزی یک سد دفاعی مستحکم برای مهار قدرت دریایی رو به رشد چین در منطقه هند-آرام است. در حالی که ساختار قدرت در آسیا در حال تغییر است، این دو قدرت دموکراتیک به این نتیجه رسیدهاند که برای حفظ موازنه قوا، دیگر نمیتوان تنها به حضور ایالات متحده تکیه کرد.
هدف اصلی: بازدارندگی در برابر پکن
ریشه اصلی این همگرایی نظامی، ترس مشترک از رفتارهای تهاجمی چین در آبهای منطقه است. پکن در سالهای اخیر با نظامی کردن جزایر مصنوعی در دریای چین جنوبی و افزایش فشار بر تایوان، نشان داده است که به دنبال بازتعریف قوانین بینالمللی دریایی است. این امر برای ژاپن در شمال و استرالیا در جنوب تهدیدی جدی برای شریانهای تجاری به حساب میآید.
هدف از تجهیز استرالیا به ناوچههای کلاس موگامی، ایجاد یک توانمندی «بازدارندگی فعال» است. این ناوها با قابلیتهای پیشرفته در جنگهای ضدزیردریایی، مستقیماً برای مقابله با ناوگان زیرسطحی چین طراحی شدهاند. پیام این اتحاد به پکن روشن است: هرگونه تلاش برای مسدود کردن مسیرهای آبی یا تغییر وضعیت موجود، با پاسخ هماهنگ دو مورد از مجهزترین نیروی دریایی منطقه روبرو خواهد شد.
چرا هند نمیتواند به این هسته سخت بپیوندد؟
بسیاری از تحلیلگران میپرسند که چرا هند، به عنوان عضو دیگر گروه «کواد»[1]، در این سطح از همکاریهای نظامی نزدیک حضور ندارد. پاسخ در جغرافیای بحرانی هند نهفته است. در حالی که استرالیا و ژاپن قدرتهایی عمدتاً دریایی هستند، هند با یک چالش عظیم و مستقیم زمینی روبروست: مرزهای هیمالیا.
هند درگیر یک مناقشه مرزی طولانی و فرسایشی با چین در طول «خط کنترل واقعی»[2] است. تنشهای خونین در دره گالوان و استقرار هزاران سرباز در ارتفاعات لداخ، بخش بزرگی از منابع مالی و تمرکز راهبردی دهلی نو را به سمت امنیت مرزهای زمینی سوق داده است. هند در حال حاضر نمیتواند ریسک پیوستن به یک پیمان نظامی رسمی دریایی علیه چین را بپذیرد، زیرا نگران است که این اقدام باعث تحریک پکن به گشایش جبهههای جدید در مرزهای کوهستانیاش شود. برخلاف استرالیا که توسط اقیانوسها محافظت میشود، هند با چین مرز مشترک زمینی دارد و هرگونه تقابل نظامی برای دهلی، هزینهای فوری و فیزیکی در خاک خودش خواهد داشت.
امنیت ژئوپولیتیک؛ نه «ناتوی اقیانوس آرام»
بسیاری از رسانهها به اشتباه این همکاری را «ناتوی آسیایی» مینامند، اما واقعیت بسیار متفاوت است. ناتو محصول جنگ سرد و بر پایه دفاع جمعی (ماده ۵ ناتو) است که در آن حمله به یک عضو، حمله به همه تلقی میشود. اما همکاری استرالیا و ژاپن بر پایه امنیت ژئوپولیتیک منعطف بنا شده است.
در بافت ناتو، فرماندهی واحد و استقرار نیروهای خارجی (عمدتاً آمریکایی) در خاک کشورها یک اصل است. اما در پیمان توکیو-کانبرا، هدف اصلی حفظ حاکمیت ملی و امنیت مسیرهای تجاری بدون نیاز به پایگاه خارجی یا فرماندهی متمرکز است. این دو کشور به دنبال ایجاد یک سیستم ایمنی برای اقتصاد جهانی هستند. تفاوت اصلی در اینجاست که ناتو برای مقابله با یک ایدئولوژی (کمونیسم) و یک بلوک شرق شکل گرفت، اما اتحاد جدید در اقیانوس آرام برای مدیریت وابستگی متقابل شکل گرفته است. چین همزمان بزرگترین شریک تجاری و بزرگترین تهدید امنیتی هر دو کشور است. لذا آنها به دنبال نابودی چین نیستند، بلکه به دنبال ایجاد «نردههای محافظ»[3] برای مهار آن هستند.
تنگه مالاکا: قلب تپنده استراتژی جدید
تمرکز ویژه این ناوگان جدید بر تنگه مالاکا است. این گلوگاه، پاشنه آشیل چین محسوب میشود. زیرا بخش عظیمی از انرژی مورد نیاز چین از این مسیر میگذرد. استرالیا و ژاپن با تقویت توان دریایی خود در دو سوی این تنگه، در واقع اهرم فشاری بر پکن ایجاد کردهاند. این یک بازی شطرنج ژئوپولیتیک است که در آن مهرهها به گونهای چیده شدهاند که هزینه هرگونه اقدام نظامی احتمالی برای چین در تایوان یا دریای چین شرقی، به قیمت به خطر افتادن امنیت انرژی خودش تمام شود.
نتیجهگیری: نظمی نوین بدون اتکای مطلق
قرارداد ۷ میلیارد دلاری اخیر، بلوغ سیاسی ژاپن و استرالیا را نشان میدهد. آنها دریافتهاند که در دنیای چندقطبی آینده، امنیت فروختنی یا تفویضکردنی نیست. در حالی که هند درگیر کوههای هیمالیا ایالات متحده درگیر سایر بحرانهای بینالمللی است، محور توکیو-کانبرا به عنوان ستون فقرات جدید امنیت در منطقه هند-آرام ظهور کرده و به دنبال تأمین امنیت منافع اقتصادی مشترک در بحرانهای احتمالی آتی است.
[1]. QUAD
[2]. LAC
[3]. Guardrails