به پایگاه اینترنتی موسسه ایرانی مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

امروز، 31 خرداد 1405

به پایگاه اینترنتی موسسه مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

قدرت بندری: ظهور یک کمربند، یک جاده چین در نظم جهانی اتصال، و بازتعریف کدهای ژئوپلیتیکی ایران

آنچه می‌خوانید....

ابتکار «یک کمربند، یک جاده» چین را می‌توان یکی از بلندپروازانه‌ترین پروژه‌های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک قرن بیست و یکم دانست؛ پروژه‌ای که نه تنها چشم‌انداز اقتصاد جهانی را دگرگون می‌کند، بلکه معادلات قدرت در عرصه بین‌المللی را نیز بازتعریف خواهد کرد. این ابتکار در دو بعد خشکی و دریا پیش می‌رود و چین با تکیه بر آن می‌کوشد جایگاه خود را به‌عنوان یک قدرت جهانی تثبیت کند. در این میان، مسیر دریایی یا همان «جاده ابریشم دریایی قرن بیست و یکم» اهمیت ویژه‌ای دارد، چرا که دسترسی به دریا همواره شرط لازم برای ظهور قدرت‌های بزرگ در تاریخ بوده است. از بریتانیا و هلند در قرون گذشته تا ایالات متحده در قرن بیستم، همگی با تسلط بر شبکه‌ای از بنادر و ناوگان دریایی توانسته‌اند قدرت سیاسی و اقتصادی خود را فراتر از مرزهای ملی گسترش دهند. چین نیز به‌خوبی این منطق تاریخی را درک کرده و با تمرکز بر ایجاد شبکه‌ای از بنادر و زیرساخت‌های دریایی، مسیری را برای تبدیل شدن به یک «قدرت بندری» جهانی طراحی کرده است.

ایده «قدرت بندری» را می‌توان به‌منزله توانایی یک کشور برای سازماندهی، کنترل و بهره‌برداری از بنادر در سطح فراملی دانست؛ بنادری که نه تنها کانون مبادلات اقتصادی هستند، بلکه در نظم ژئوپلیتیکی جهانی همچون گره‌های استراتژیک عمل می‌کنند. در واقع، هر بندر یک نقطه اتصال میان خشکی و دریاست، اما وقتی در قالب یک شبکه فراملی تعریف شود، می‌تواند بازوی ژئوپلیتیکی یک قدرت را در مناطق دوردست فعال کند. چین با توسعه ابتکار کمربند و جاده دریایی، عملاً به‌دنبال شکل‌دهی به چنین شبکه‌ای است؛ شبکه‌ای که از بنادر چین آغاز شده و تا آفریقا، خاورمیانه، اروپا و حتی آمریکای لاتین امتداد می‌یابد. این شبکه همان چیزی است که از آن با عنوان «رشته مروارید» یاد می‌شود؛ رشته‌ای از پایگاه‌های بندری که چین را قادر می‌سازد در عرصه اقتصاد و امنیت دریایی به بازیگری بی‌بدیل بدل شود.

در این چارچوب، موقعیت ایران جایگاهی استثنایی دارد. ایران در قلب اوراسیا واقع شده و به‌عنوان پلی میان شرق و غرب شناخته می‌شود. از شمال به دریای خزر و آسیای مرکزی راه دارد، از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان، و از غرب به مدیترانه و اروپا نزدیک است. همین تنوع جغرافیایی و دسترسی به دریاهای آزاد، ایران را به یک حلقه کلیدی در پروژه کمربند و جاده تبدیل می‌کند. چین برای تکمیل شبکه دریایی خود، نیازمند اتصال امن به خلیج فارس و اقیانوس هند است و ایران می‌تواند این اتصال را فراهم کند. بنادری چون چابهار، بندرعباس و بوشهر ظرفیت آن را دارند که به گره‌های اصلی در شبکه بندری چین بدل شوند.

البته نقش ایران تنها در بعد اقتصادی خلاصه نمی‌شود. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران آن را در کانون رقابت قدرت‌های بزرگ قرار داده است. از یک‌سو، ایالات متحده تلاش دارد با حضور در خلیج فارس و کنترل تنگه هرمز، معادلات انرژی جهان را در دست گیرد. از سوی دیگر، هند با سرمایه‌گذاری در بندر چابهار می‌کوشد رقیب چین در اقیانوس هند باشد و راهی مستقل به آسیای مرکزی و افغانستان پیدا کند. روسیه نیز از مسیر شمالی و کریدور بین‌المللی شمال-جنوب به دنبال پیوند دادن بنادر ایران به شبکه حمل‌ونقل خود است. در چنین شرایطی، ایران اگر بتواند به‌جای منفعل بودن، به‌طور فعال راهبرد قدرت بندری را دنبال کند، می‌تواند نه تنها جایگاه خود را در ابتکار کمربند و جاده تثبیت کند، بلکه بر نظم ژئوپلیتیکی آینده نیز اثرگذار باشد.

ایده ایران به‌مثابه «پل بندری اوراسیا» از همین منطق برمی‌خیزد. ایران می‌تواند همزمان به دو دریا متصل باشد: از یک‌سو بنادر جنوبی در خلیج فارس و دریای عمان را توسعه دهد و آن‌ها را به شبکه‌های جهانی چین پیوند بزند و از سوی دیگر از طریق بنادر شمالی در دریای خزر، به مسیرهای روسیه، آسیای مرکزی و حتی اروپا متصل شود. چنین الگویی ایران را از یک کشور صرفاً ترانزیتی به یک قدرت بندری منطقه‌ای ارتقا خواهد داد؛ قدرتی که می‌تواند هم در بعد اقتصادی و هم در بعد سیاسی نقش‌آفرینی کند. این امر مستلزم آن است که ایران به بنادر خود نه فقط به‌عنوان محل تخلیه و بارگیری کالا، بلکه به‌عنوان ابزار قدرت ملی نگاه کند.

در این میان، بندر چابهار نمونه‌ای بارز از ظرفیت‌های ایران است. این بندر در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند حلقه اتصال میان آسیای مرکزی، افغانستان، هند و چین باشد. با توسعه زیرساخت‌های ریلی و جاده‌ای متصل به چابهار، ایران می‌تواند این بندر را به یک هاب منطقه‌ای بدل کند. بندرعباس نیز با دسترسی به خلیج فارس و نزدیکی به تنگه هرمز، ظرفیت استراتژیک بالایی دارد. اگر این بنادر به‌طور هماهنگ و در قالب یک راهبرد ملی توسعه یابند، ایران قادر خواهد بود جایگاه خود را در پروژه کمربند و جاده تثبیت کرده و از حاشیه به متن بیاید.

البته تحقق این چشم‌انداز نیازمند تغییر در کدهای ژئوپلیتیک ایران است. در طول دهه‌های گذشته، سیاست خارجی ایران بیش از حد بر محور ایدئولوژی و تقابل با غرب تعریف شده است. این در حالی است که قدرت‌های نوظهور، به‌ویژه چین، بیش از هر چیز به منطق ژئواکونومیک و منافع اقتصادی توجه دارند. اگر ایران بتواند اولویت‌های سیاست خارجی خود را از محور ایدئولوژی به محور اقتصاد بازتعریف کند، آنگاه می‌تواند به شریکی راهبردی برای چین بدل شود. چین به‌دنبال ثبات و امنیت برای پروژه‌های زیرساختی خود است و ایران می‌تواند این ثبات را در منطقه فراهم کند، مشروط بر آنکه راهبرد قدرت بندری را به‌صورت جدی در دستور کار قرار دهد.

به بیان دیگر، قدرت بندری ایران می‌تواند مکمل قدرت بندری چین باشد. چین به شبکه‌ای از بنادر در سراسر جهان نیاز دارد تا جریان کالا، انرژی و سرمایه را تضمین کند. ایران نیز با موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه‌اش می‌تواند به یکی از گره‌های اصلی این شبکه تبدیل شود. در این صورت، ابتکار کمربند و جاده نه تنها فرصتی برای توسعه ایران خواهد بود، بلکه بستر تعامل سازنده‌ای میان تهران و پکن فراهم خواهد کرد. این تعامل می‌تواند پیامدهای مثبت اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی برای هر دو طرف داشته باشد.

در نهایت، آینده ابتکار کمربند و جاده در گرو آن است که کشورها بتوانند نقش فعال و خلاقانه‌ای در آن ایفا کنند. ایران اگر بخواهد صرفاً به‌عنوان یک مسیر عبوری عمل کند، سهم چندانی از این پروژه عظیم نخواهد داشت. اما اگر به‌عنوان یک قدرت بندری منطقه‌ای وارد عمل شود، می‌تواند هم جایگاه خود را در نظم ژئوپلیتیکی آینده ارتقا دهد و هم از مزایای اقتصادی این ابتکار بهره‌مند شود. شرط اصلی این امر، نگاه راهبردی به بنادر، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، و بازتعریف کدهای ژئوپلیتیک بر مبنای ژئواکونومیک است. چنین نگاهی ایران را از حاشیه به متن می‌آورد و به حلقه‌ای کلیدی در پروژه قرن بیست و یکم چین بدل خواهد کرد.

عنوان مطلب:

قدرت بندری: ظهور یک کمربند، یک جاده چین در نظم جهانی اتصال، و بازتعریف کدهای ژئوپلیتیکی ایران

درصد مطالعه محتوا: