درباره کتاب
چگونه جوامع فقیر و ضعیف میتوانند از دام فقر فرار کنند؟ اقتصاددانان سیاسی به طور سنتی سه پاسخ ارائه دادهاند که این پاسخها عبارتند از : «اول تحریک رشد»، «اول ایجاد نهادهای خوب» یا «برخی از ملتهای خوششانس، نهادهای خوبی را به ارث بردهاند که منجر به رشد شدهاند».
یوئن یوئن آنگ هر سه مکتب فکری و فرضیات اساسی؛ یعنی، علیت خطی، جهانبینی مکانیکی و جبر تاریخی را رد میکند. در عوض، او یک الگوی جدید مبتنی بر سیستمهای پیچیده تطبیقی را راهاندازی میکند که واقعیت وابستگی متقابل و ظرفیت بشریت برای نوآوری را در بر میگیرد. تحلیل او دو درس کلی در مورد توسعه را آشکار میکند. نخست، تغییر دگرگونکننده نیاز به یک سیستم حکمرانی تطبیقی دارد که بازیگران سطح پایین را قادر میسازد تا راهحلهای جدیدی برای مشکلات در حال تحول ایجاد کنند. دوم، اولین قدم برای خروج از دام فقر «استفاده از آنچه دارید» است. این امر به معنای بهرهبرداری از منابع موجود برای راهاندازی بازارهای جدید است. حتی اگر این به معنای سرپیچی از هنجارهای جهان اول باشد. این کتاب که با تحقیقی جسورانه و دقیق نوشته شده است، دریچهای کاملاً جدید از تفکر را برای محققان، متخصصان و هر کسی که به دنبال ساخت سیستمهای تطبیقی است، میگشاید.
نویسنده این کتاب با ترکیب دیدگاه بدیع خود با بیش از ۴۰۰ مصاحبه با بوروکراتها و کارآفرینان چینی به طور سیستماتیک فرایند پیچیدهای را توضیح میدهد که چین را تنها در ۳۵ سال از یک مرداب کمونیستی به یک نیروی عظیم جهانی تبدیل کرد. برخلاف تصورات غلط رایج، او نشان میدهد که آنچه باعث تحول بزرگ چین شد، کنترل اقتدارگرایانه متمرکز نبود، بلکه «بداههپردازی هدایتشده» بود – دستورالعملهای از بالا به پایین از پکن همراه با بداههپردازی از پایین به بالا در میان مقامات محلی.
کتاب «چین چگونه از تله فقر گریخت؟» به معنای دقیق کلمه ایدههای متحولکنندهای برای تحلیل و اجرای توسعه اجتماعی-اقتصادی ارائه میدهد و پتانسیل این را دارد که تأثیر عمدهای در بسیاری از علوم اجتماعی داشته باشد.
درباره نویسنده
یوئن یوئن آنگ استاد علوم سیاسی سنگاپوری است که در حال حاضر کرسی آلفرد چندلر اقتصاد سیاسی در دانشگاه جانز هاپکینز را بر عهده دارد. او به غیر از کتاب حاضر که توسط «فارن افرز»[1] به عنوان یکی از بهترین کتابهای سال 2017 لقب گرفت، کتاب «دوران زراندود چین (2020)» را نیز نگاشته است.
وی در سالهای ۲۰۱۰-۲۰۱۱ استادیار دانشکده امور بینالملل و عمومی دانشگاه کلمبیا بود و در سال ۲۰۱۱ به سمت دانشیاری علوم سیاسی در دانشگاه میشیگان منصوب شد. در ۱۲ ژانویه ۲۰۲۳، او کرسی استادی در «مرکز اقتصاد و جامعه»[2] و گروه علوم سیاسی دانشکده هنر و علوم کریگر دانشگاه جانز هاپکینز را کسب کرد.
تحقیقات آنگ بر تعاملات بین توسعه صنعتی، نوآوری تکنولوژیکی و ساختارهای سیاسی، با تأکید بر چین، متمرکز است. او همچنین در بحثهای سیاست عمومی فعال است و تحلیلهای او در نشریات فارن افرز و «پروژه سندیکا»[3] و غیره منتشر شده است.
[1]. Foreign Affairs
[2]. the Center for Economy and Society (CES)
[3]. Project Syndicate
