به پایگاه اینترنتی موسسه ایرانی مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

امروز، 31 خرداد 1405

به پایگاه اینترنتی موسسه مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

تحولات غرب آسیا و فرصت احیای کمربند جنوبی

آنچه می‌خوانید....

جنگ ۱۲روزه نشان داد که ایران نیازمند همکاری­هایی است که در شرایط بحران حمایت­های ماندگارتری را به دنبال داشته باشد. در طول جنگ روسیه با وجود همکاری‌های میان دو کشور، در عمل در برابر اصلی‌ترین تهدید ایران موضع بی‌طرف گرفت که این به سود اسرائیل تمام شد. از سوی دیگر، رقابت ایران و روسیه در حوزه انرژی و نبود نقش مکمل در زنجیره ارزش جهانی، مانع تبدیل دو کشور به شرکای راهبردی واقعی شده است. در چنین شرایطی، چین تنها شریک راهبردی قابل اتکا برای ایران محسوب می‌شود. ایران و چین از نظر ساختاری و اقتصادی روابطی مکمل دارند: ایران تأمین‌کننده انرژی و چین خریدار و سرمایه‌گذار در زیرساخت است.

دو محور اصلی برای همکاری عبارت‌اند از:

  1. 1. احیای کریدور کمربند جنوبی از آسیای مرکزی به ایران، اتصال به دریای عمان و ترکیه.
  2. سرمایه‌گذاری چین در توسعه زیرساخت‌های ریلی و بندری ایران به‌ویژه تکمیل خط‌آهن تهران، اصفهان، شیراز و حضور در بنادر جنوبی (به‌جز چابهار که همچنان برای هند اهمیت دارد).

ایران باید بر تکمیل حلقه‌های مفقوده شبکه ریلی داخلی تأکید کند تا مسیرهای کریدوری از نظر اقتصادی و لجستیکی توجیه‌پذیر شوند. همچنین باید از این همکاری‌ها پیام روشنی به جهان مخابره شود: ایران پس از جنگ نه‌تنها تضعیف نشده بلکه در حال گام برداشتن به سوی توسعه و مشارکت‌های بین‌المللی است.

در نهایت، تعمیق روابط با چین و فعال‌سازی کریدور جنوبی می‌تواند ابزار مهمی برای مدیریت روابط با دیگر بازیگران باشد. ایران با نمایش قدرت و ارائه گزینه‌های جایگزین، می‌تواند شرکای خود را به همکاری بیشتر ترغیب کند، بدون آنکه روابط خود با آنان را تخریب کند.

روابط ایران و روسیه همواره با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است. تصور نادرست از تعاملات ایران و روسیه در داخل کشور نیز باعث شد تا پس از جنگ، سوالاتی درباره سطح همکاری­ها با روسیه مطرح شود. از سوی دیگر، برخی در روسیه بر این باورند که ایران در جنگ آسیب دیده و تضعیف شده است. در کشوری همچون روسیه که مناسبات بر اساس منطق قدرت شکل می‌گیرد، همکاری با کشوری که قدرت آن کاهش یافته یا در حال کاهش است، بر پایه معادلات جدیدی تنظیم خواهد شد.

روسیه اصلاح‌طلبان را غرب‌گرا می‌دانست و به‌طور سنتی با جناح اصلاح‌طلب در ایران میانه‌ای نداشت. به همین دلیل تمرکز خود را بر همکاری با اصولگرایان گذاشت. این همکاری‌ها در بخش­های مختلف مالی، بانکی، تجاری و… در دولت سیزدهم به اوج رسید. با این حال، پس از جنگ ۱۲ روزه و زمانی که روسیه حمایت مؤثری از ایران به عمل نیاورد، ایران متوجه شد که در نبرد با اصلی‌ترین دشمن خود نمی‌تواند روی همراهی روسیه حساب کند؛ زیرا از نظر راهبردی، بی‌طرفی روسیه به سود اسرائیل تمام خواهد شد. روسیه نگران است اصولگرایان نیز از او ناامید شده و به سمت دیگر شریک شرقی خود یعنی چین بروند.

در عرصه اقتصادی نیز ایران و روسیه بیش از آنکه شرکای مکمل یکدیگر باشند، رقیب هم در بازار هستند. روسیه صادرکننده انرژی است و از اینکه ایران در بازار نفت و گاز حضور نداشته یا حضوری کم‌رنگ داشته باشد استقبال می‌کند. در حوزه همکاری‌های اقتصادی نیز میان ایران و روسیه ظرفیت‌های صنعتی گسترده­ای وجود ندارد، زیرا دو کشور در زنجیره‌های ارزش نقش مکملی ایفا نمی‌کنند، بلکه در موارد متعددی جایگاهی موازی دارند. وقتی دو کشور در زنجیره ارزش رقیب باشند، همکاری‌های محدود اقتصادی نمی‌تواند آنان را به شرکای راهبردی با منافع بلند مدت تبدیل کند.

در چنین شرایطی به نظر می‌رسد ایران بار دیگر به سمت چین – تنها گزینه راهبردی برای همکاری – چرخش خواهد کرد و به دنبال تقویت مناسبات خود با این کشور خواهد بود. همکاری با چین برای ایران چند مزیت اساسی دارد. نخست آنکه ایران و چین در زنجیره ارزش جهانی نقشی مکمل دارند و از نظر ساختاری در نسبت مناسبی با یکدیگر قرار گرفته‌اند. در حوزه انرژی نیز ایران تأمین‌کننده انرژی برای چین است و چین یک خریدار مطمئن برای ایران. در این چرخه، ایران با فروش انرژی به چین، ارز لازم برای خرید تجهیزات و کالاهای زیرساختی را به دست می‌آورد. این در حالی است که اگر ایران امکان فروش نفت به چین را از دست بدهد، توان تأمین بخش بزرگی از ارز مورد نیاز برای مراودات تجاری با چین را نخواهد داشت.

یکی از ظرفیت‌های مهمی که می‌تواند به تعمیق همکاری‌های دو کشور کمک کند، تلاش برای راه‌اندازی کریدور کمربند جنوبی از مسیر ایران است. مسیر شرق به غرب طرح کمربند و راه، متشکل از سه کریدور شمالی (از مسیر روسیه)،‌ میانی (از مسیر آسیای مرکزی و دریای خزر) و جنوبی (از مسیر ایران) است. پس از جنگ ۱۲ روزه، آمریکا احساس کرد که ایران ضعیف شده است و به همین دلیل، کریدور زنگزور را با عنوان «کریدور ترامپ» اجرایی کرد. از سوی دیگر، هند که سال‌ها پروژه چابهار را در اختیار دارد، با تعلل خود باعث توقف توسعه این بندر شده است. در چنین شرایطی تسریع در به ثمر رسیدن کریدور جنوبی، ایران را وارد ساختار ترانزیتی چین می­کند و زمینه را برای سرمایه­گذاری بیشتر این کشور فراهم می­سازد.

با توجه به تحولات پس از جنگ ۱۲روزه و تأثیر آن بر مناسبات ایران با کشورهایی همچون هند و روسیه، ایران می‌تواند دو پیشنهاد عملیاتی برای چین ارائه دهد:

۱) فعال شدن مسیر کریدور جنوبی از آسیای مرکزی به ایران و از طریق ایران به دریای عمان و ترکیه.

۲) پیشنهاد همکاری به چین در توسعه سواحل شمالی خلیج فارس

علت آنکه این دو پیشنهاد باید همزمان مطرح شوند این است که مزیت نسبی مسیرهای کریدوری منتهی به ایران، دسترسی آنان به آب­های آزاد است. از سوی دیگر بخش مهمی از مشکل عدم حضور ایران در مسیرهای کریدوری، ناشی از انفعال داخلی است. شبکه ریلی داخلی ایران همچنان چند تکه است. در ایران چند خط وجود دارد که باید این شبکه­ها به یکدیگر متصل شوند. اتصال این شبکه­ها ربطی به مناسبات بین­المللی ندارد و بیشتر نیازمند اراده­ای در داخل است. ایران باید بر عملیاتی سازی دو طرح تاکید کنند. اول راه آهن سریع­السیر تهران، قم، اصفهان و شیراز است که این قابلیت را دارد تا در فازهای بعدی به سواحل خلیج فارس برسد. زیرساخت­های این طرح هم­اکنون انجام شده و نیازمند فایننس چین برای ریل گذاری و احداث ایستگاه­های طول مسیر است. عملیاتی شدن این خط نه تنها گره بزرگی از جابجایی مسافر در کشور را باز کرده و توسعه را به مناطق جنوبی کشور خواهد رساند، بلکه ظرفیت حمل و نقل بار کشور را نیز گسترش داده و شبکه ریلی کشور را تقویت خواهد کرد.

موضوع مهم دیگر، واگذاری بخشی از خط ساحلی دریای عمان یا خلیج فارس به چین است. در محافل نخبگانی بعضاً این دیدگاه مطرح می­شود که ایران بندر چابهار را از هند به چین واگذار کند. این اقدام از جهات گوناگونی راهبردی نیست. ایران خط ساحلی زیادی دارد و مسئله کمبود زمین ندارد که چابهار را از دست هند گرفته و به چین بدهد. اینکه توسعه چابهار آنطور که انتظار می­رفت با سرعت انجام نمی­شود، دلایل متعدد دیگری دارد و راهکار حل آن حذف هند از این پروژه نیست. در نظر داشته باشیم هند و روسیه مبدا و مقصد مسیر جنوب به شمال ایران هستند و هذف هند از نظر راهبردی قابل قبول نیست. از سوی دیگر بندر شهید رجایی و دیگر نقاط سواحل جنوبی ایران ظرفیت­های بکری برای توسعه دارند که می­توان از چین خواست تا در آن مناطق حضور داشته باشد.  چین می‌داند کریدور زنگزور (کریدور میانی) مسیری است که در نهایت در اختیار آمریکا و متحدان غربی قرار خواهد گرفت. همانطور که با وقوع جنگ اوکراین و بحرانی شدن روابط میان روسیه و اروپا، عملا مسیر کریدور شمالی نیز در روسیه قطع شد و ادامه آن به اروپای غربی نرسید. وجود مسیری موازی که از راه خشکی شرق را به غرب متصل کند و همزمان امکان دسترسی شمالی – جنوبی را فراهم سازد، اتفاق مهمی است که می‌تواند برای طرف چینی جذاب باشد.

پیشنهادات

روی حلقه ­های مفقوده کریدور تمرکز شود

بخش مهمی از مسئله کریدوری ایران، حلقه­ های مفقوده­ای هستند که شبکه کریدوری ایران را چند تکه کرده و منطق اقتصادی این مسیر را از بین برده است. ایران باید برای طرف چینی این حرف را جا بیندازد که مسیر کریدوری ایران، امن­ترین، سریع­ترین و به صرفه­ترین مسیر برای تردد شمال به جنوب و شرق به غرب است. ما نباید انتظار داشته باشیم دیگران از صفر تا صد مسیرهای کریدوری را برای ما احداث کنند. بلکه باید ایده اولیه را طراحی و اجرای آن را آغاز کرده و در ادامه از دیگران دعوت کنیم تا در آن مشارکت کنند. اتصال کامل شبکه ریلی کشور موضوعی داخلی است و گام­های اولیه آن باید در داخل کشور برداشته شود.

پس از جنگ به دنیا پیام قدرت ارسال شود

در شرایط بین­المللی کنونی، ایران نیازمند اقداماتی است که نشان دهد موضع آن نه حفظ بقا، بلکه فراتر از آن حرکت به سمت توسعه کشور است. این پیام از طریق اقدامات عملیاتی و اجرای طرح­های مشارکتی قابل تحقق است. اگر اعلام شود که چین در مسیر کریدور جنوبی با ایران همکاری خواهد کرد و در بخش ریلی و بندری ایران سرمایه­گذاری­های جدیدی را آغاز خواهد کرد، پیام مهمی به دیگر طرف­ها مخابره خواهد شد. ایران باید نشان دهد بخشی از یک برنامه همکاری بین­المللی با چین است. تا هم به غرب و هم به روسیه پیام قدرت ارسال کند و اجازه ندهد دیگر طرف­ها این برداشت را داشته باشند که ایران پس از جنگ ضعیف شده است.

از ظرفیت کریدورها و چین برای مدیریت روسیه استفاده شود

روسیه به خاطر مکمل نبودن اقتصادش با ایران، در برخی همکاری­های راهبردی خود با ایران، حداکثر احتیاط را دارد. نگاه روسیه به همکاری راهبردی با دیگر کشورها چیزی شبیه همکاری این کشور با بلاروس است. یعنی یک همکاری مبتی بر پذیرش برتری روسیه. اگر ایران در عمل نشان دهد که هر چه روسیه محتاط­تر عمل کند، ایران به سراغ دیگر شرکای خود خواهد رفت، باعث می­شود تا این کشور برای همکاری با ایران اشتیاق بیشتری از خود نشان دهد. بیان شد که منطق روس­ها، قدرت است. توسعه مناسبات کریدوری با چین، ارسال پیام قدرت به روسیه است. البته ما هیچ­گانه نباید به مناسبات خود با روسیه آسیب بزنیم اما برای بازی با روسیه نیازمند کارت­های بیشتری هستیم و همکاری کریدوری با چین می­تواند چنین کارکردی داشته باشد.

عنوان مطلب:

تحولات غرب آسیا و فرصت احیای کمربند جنوبی

درصد مطالعه محتوا: