به پایگاه اینترنتی موسسه ایرانی مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

امروز، 28 مرداد 1405

به پایگاه اینترنتی موسسه مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

چندارزی شدن محتاطانه: محدودیت‌ها و ظرفیت‌های رنمینبی

آنچه می‌خوانید....

محمد علی فلاحی، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه تربیت مدرس

مقدمه
رنمینبی به عنوان پروژه قدرت ملی را باید بیش از آنکه صرفا یک سیاست پولی یا برنامه فنی در بانکداری بدانیم، در مقام یک راهبرد کلان حکمرانی تحلیل کنیم. راهبردی که می‌کوشد اقتصاد، امنیت و ژئوپلیتیک را در قالب یک زیرساخت پولی به هم پیوند دهد. در این نگاه، پول فقط ابزار مبادله نیست؛ پول کانال اعمال سیاست، سازوکار تاب‌آوری در برابر شوک‌ها و زبان نفوذ در شبکه‌های بین‌المللی است. چین از دهه‌های گذشته با احتیاط به سوی بین‌المللی‌سازی رنمینبی حرکت کرده، اما در میانه دهه ۲۰۲۰ این حرکت صریح‌تر، نهادی‌تر و زیرساخت‌محورتر شده است: از ترویج رسمی استفاده برون‌مرزی گرفته تا تقویت شبکه پرداخت، توسعه خطوط سوآپ و پیشبرد پروژه پول دیجیتال بانک مرکزی. اهمیت موضوع از همزمانی سه نیاز می‌آید. نخست نیاز اقتصادی: چین می‌خواهد تجارت و سرمایه‌گذاری با خود را ارزان‌تر، روان‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر کند و همزمان بخشی از پس‌انداز جهانی را به دارایی‌های رنمینبی جذب کند. دوم نیاز امنیتی: تمرکز نظام مالی جهانی بر دلار و امکان استفاده سیاسی از زیرساخت‌های دلاری، در نگاه پکن یک ریسک ساختاری است که باید با تنوع‌بخشی، سوآپ‌های نقدینگی و مسیرهای پرداخت جایگزین مدیریت شود. سوم نیاز ژئوپلیتیک: چین می‌خواهد پیوندهای مالی با شرکای تجاری و سیاسی خود را تقویت کند، به‌ویژه در اقتصادهای نوظهور که هم نیاز به تامین مالی دارند و هم در برابر شوک‌های ارزی آسیب‌پذیرترند. رنمینبی در این میان هم ابزار است و هم پیام: ابزار، چون امکان تسویه، وام‌دهی و سرمایه‌گذاری را فراهم می‌کند؛ پیام، چون نشان می‌دهد چین در حال ساختن گزینه‌های بیشتری برای خود و شرکایش است.

 

اقتصاد: بین‌المللی‌سازی گزینشی و منطق استفاده پیش از آزادسازی

ویژگی مرکزی راهبرد چین، گزینشی بودن است. چین می‌کوشد کاربرد رنمینبی را در حوزه‌هایی افزایش دهد که با کنترل ریسک سازگارتر است، نه آنکه به سرعت به سمت آزادسازی کامل حساب سرمایه برود. دلیل این احتیاط روشن است: تبدیل شدن به ارز ذخیره بزرگ معمولا مستلزم بازارهای مالی عمیق، نقدشونده و باز و نیز امکان جابه‌جایی نسبتا بی‌مانع سرمایه است.  اما همین آزادی، در اقتصادی که با چرخه‌های بدهی، مدیریت نرخ ارز و دغدغه ثبات مالی روبه‌روست، می‌تواند آسیب‌پذیری ایجاد کند. یادداشت تحلیلی فدرال رزرو نیز به همین تنش اشاره می‌کند: حمایت از ثبات داخلی از یک سو و محدود کردن شتاب بین‌المللی‌سازی از سوی دیگر. در تجارت، چین به دنبال ایجاد تقاضای طبیعی برای رنمینبی است. وقتی قراردادها به رنمینبی قیمت‌گذاری و تسویه شوند، نیاز به تبدیل ارز کاهش می‌یابد و بانک‌ها می‌توانند تامین مالی تجاری را با همان ارز انجام دهند. گزارش‌های پژوهشی نشان می‌دهند سهم تسویه رنمینبی در تجارت کالایی فرامرزی چین طی سال‌های اخیر رشد کرده و تا پایان ۲۰۲۴ به نزدیکی دو پنجم رسیده است. البته این رشد یکنواخت نیست و به نرخ بهره، بازده دارایی‌های رنمینبی، نوسان نرخ ارز و مهم‌تر از همه به دسترسی شرکای تجاری به نقدینگی رنمینبی وابسته است. در عمل، افزایش سهم رنمینبی در تجارت بیش از آنکه «جانشینی کامل دلار» باشد، به معنای «کاهش اصطکاک در مبادله با چین» است. یعنی جایی که طرفین ترجیح می‌دهند ریسک‌های تبدیل و هزینه‌های کارگزاری را کم کنند.

در سرمایه‌گذاری، چین به جای بازکردن یکباره دروازه‌ها، مسیر کانال‌سازی را برگزیده است. برنامه‌هایی مانند باند کانکت و استاک کانکت به سرمایه‌گذار خارجی امکان می‌دهند از مسیرهای تعریف‌شده به بازارهای درون‌مرزی دسترسی پیدا کند، بدون آنکه جریان سرمایه کاملا آزاد شود. همزمان، اقداماتی برای کاهش اصطکاک نهادی در بازار اوراق و ساده‌سازی برخی الزامات برای نهادهای خارجی انجام شده تا ورود سرمایه آسان‌تر شود و هزینه عملیاتی کاهش یابد. این کانال‌ها دو کارکرد دارند: از یک سو به چین کمک می‌کنند نقدینگی و تنوع سرمایه‌گذار را افزایش دهد و بازار خود را عمیق‌تر کند. از سوی دیگر، به دولت امکان می‌دهند مسیر ورود و خروج را رصد و در صورت نیاز، مدیریت کند. این همان منطق «بازبودن هدفمند» است: باز کردن آنجا که مزیت اقتصادی دارد و قابل کنترل است و احتیاط آنجا که ریسک بی‌ثباتی می‌تواند سنگین باشد. با این همه، یک نکته پایه‌ای باقی می‌ماند: برای آنکه رنمینبی در سطح جهانی به دارایی ذخیره نزدیک شود، باید عرضه پایدار دارایی‌های امن و نقدشونده وجود داشته باشد و سرمایه‌گذار بتواند ریسک نرخ ارز و نرخ بهره را با ابزارهای قابل اتکا پوشش دهد. پروژه رنمینبی صرفا با باز کردن مسیر ورود پیش نمی‌رود؛ با ساختن محیط اعتماد پیش می‌رود. اعتماد در بازار مالی بیش از هر چیز به قواعد پایدار، شفافیت، پیش‌بینی‌پذیری و امکان خروج بی‌تنش وابسته است. اینجا، سیاست‌گذاری چین با یک معمای کلاسیک روبه‌رو می‌شود: هر گام به سمت جذابیت جهانی بیشتر، ممکن است بخشی از ابزارهای کنترل ریسک داخلی را تضعیف کند.

 

امنیت: کاهش آسیب‌پذیری و ساختن بیمه‌نامه‌های نقدینگی

لایه امنیتی پروژه رنمینبی از تجربه‌ای می‌آید که در آن تحریم‌ها و محدودیت‌های بانکی نشان دادند زیرساخت‌های مالی می‌توانند ابزار فشار شوند. برای چین، پرسش عملی این است که در سناریوی تنش شدید، آیا تجارت و تامین مالی خارجی می‌تواند ادامه یابد. پاسخ پکن، ساختن چند مسیر موازی است: افزایش تسویه با رنمینبی، گسترش شبکه سوآپ‌های ارزی و تقویت ظرفیت پرداخت فرامرزی در مدار رنمینبی. تاکید رسمی بانک مرکزی چین بر ترویج استفاده رنمینبی در پرداخت، قیمت‌گذاری، سرمایه‌گذاری و تامین مالی فرامرزی دقیقا در همین چهارچوب قابل خواندن است. خطوط سوآپ، از نظر فنی ابزار تامین نقدینگی هستند، اما از نظر ژئوپلیتیک پیوندی نهادی میان بانک‌های مرکزی ایجاد می‌کنند و نوعی پشتوانه اعتماد می‌سازند. تمدید خط سوآپ یورو رنمینبی میان بانک مرکزی اروپا و بانک مرکزی چین تا اکتبر ۲۰۲۸ نشان می‌دهد که حتی در اروپا نیز این ابزار به عنوان پشتیبان نقدینگی تعریف می‌شود. در اقتصادهای در حال توسعه، سوآپ گاه کارکرد مستقیم‌تری دارد. برای نمونه گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس درباره تمدید سوآپ چین با آرژانتین نشان می‌دهد چگونه یک کشور می‌تواند برای کاهش فشار ذخایر ارزی و تامین پرداخت‌های تجاری به این ابزار تکیه کند.

در کنار سوآپ، رشد وام‌دهی و تامین مالی برون‌مرزی با رنمینبی نیز یک جزء امنیتی دارد. اگر دولت‌ها و بنگاه‌ها وام را به رنمینبی دریافت و بازپرداخت کنند، نیاز آنها به تامین دلار کاهش می‌یابد و شبکه بانکی چین نفوذ بیشتری در تامین مالی پروژه‌ها پیدا می‌کند. گزارش فایننشال تایمز از افزایش قابل توجه وام‌دهی و سرمایه‌گذاری برون‌مرزی رنمینبی توسط بانک‌های چینی و رشد تامین مالی تجاری رنمینبی سخن می‌گوید و این روند را با منطق کاهش آسیب‌پذیری در برابر دلار پیوند می‌زند. با این حال، همین ابزار می‌تواند ریسک‌های جدید بسازد: اگر وام‌گیرندگان دچار بحران شوند یا بازپرداخت با تاخیر همراه شود، بانک‌ها و نهادهای مالی درگیر ریسک اعتباری و حتی ریسک سیاسی می‌شوند. بنابراین «امنیت مالی» در اینجا به معنای حذف ریسک نیست، بلکه به معنای جابه‌جایی و مدیریت ریسک است.

 

زیرساخت: از سیستم پرداخت بین بانکی فرامرزی چین [1] تا پول دیجیتال و سیاست گزینه‌سازی

در نظام مالی جهانی، شبکه پرداخت به اندازه واحد پول اهمیت دارد. داشتن ارزی که دیگران بخواهند استفاده کنند، بدون شبکه‌ای که پرداخت را سریع، امن و کم‌هزینه انجام دهد، مزیت کامل نمی‌سازد. چین با توسعه سامانه پرداخت بین‌بانکی فرامرزی خود، می‌کوشد هزینه و ریسک پرداخت‌های رنمینبی را کاهش دهد و در سناریوهای اختلال، مسیر جایگزین داشته باشد. داده‌های منتشرشده در وبسایت رسمی سیستم پرداخت بین بانکی فرامرزی نشان می‌دهد حجم سالانه کسب‌وکار این سامانه در سال ۲۰۲۵ به ۱۸۰ تریلیون رنمینبی رسیده و تعداد مشارکت‌کنندگان مستقیم و غیرمستقیم نیز گسترده است. تحلیل‌های مستقل نیز رشد حجم و تعداد تراکنش‌های سیستم پرداخت بین بانکی فرامرزی را در سال‌های اخیر برجسته کرده‌اند.

اما زیرساخت مستقل به خودی خود تقاضا برای رنمینبی خلق نمی‌کند. تقاضا زمانی پایدار می‌شود که بازیگران خارجی، رنمینبی را هم برای تسویه و هم برای نگهداری دارایی مناسب ببینند. بنابراین نقش سیستم پرداخت بین بانکی فرامرزی را باید دقیق دید: این سامانه ظرفیت تسویه و مدیریت ریسک عملیاتی را بالا می‌برد، اما جایگزین کامل شبکه‌های چندارزی نیست و همچنان به همزیستی و اتصال با اجزای دیگر نیاز دارد. ارزش ژئوپلیتیک آن بیشتر در «اختیار داشتن گزینه» است تا در «قطع رابطه با نظم موجود». همین تمایز، برای پرهیز از روایت‌های افراطی ضروری است: چین از یک سو می‌خواهد وابستگی خود را کم کند، از سوی دیگر می‌داند تجارت و سرمایه‌گذاری جهانی بدون تعامل شبکه‌ای ممکن نیست. همزمان، چین پروژه پول دیجیتال بانک مرکزی را به عنوان مکمل زیرساخت پرداخت پیش می‌برد. برنامه اقدام بانک مرکزی چین برای تقویت نظام مدیریت و خدمات رنمینبی دیجیتال که از اول ژانویه ۲۰۲۶ اجرایی شده، نشان می‌دهد هدف، حرکت به سوی معماری پایدارتر خدماتی و زیرساختی برای ای سی ان وای است. از منظر سیاست‌گذاری، پول دیجیتال می‌تواند هزینه تسویه خرد را کاهش دهد، ردیابی و انطباق را آسان‌تر کند و امکان طراحی ابزارهای جدید پرداخت را فراهم سازد. در سطح فرامرزی نیز، پروژه ام بریج به عنوان یک آزمایشگاه چندبانکی برای پرداخت‌های فرامرزی مطرح بوده و بانک تسویه بین‌المللی اعلام کرده این پروژه در میانه ۲۰۲۴ به مرحله محصول حداقلی قابل ارائه رسیده است. با این حال، باید محتاط بود: حتی اگر فناوری پرداخت جهش کند، مسئله اصلی رنمینبی همچنان «اعتماد، عمق بازار و قواعد تبدیل» باقی می‌ماند.

 

ژئوپلیتیک: چندارزی شدن محتاطانه و محدودیت‌های جایگاه ذخیره

از منظر ژئوپلیتیک، رنمینبی برای چین ابزاری است برای گشودن فضای مانور. پروژه قدرت ملی، اگر موفق شود، هزینه اعمال فشار مالی را افزایش می‌دهد، زیرا طرف مقابل می‌داند چین مسیرهای جایگزین بیشتری برای تسویه و تامین مالی دارد. با این حال، موفقیت کامل لزوما به معنای کنار رفتن دلار نیست. واقع‌بینانه‌تر آن است که رنمینبی بخشی از یک سبد چندارزی شود، به‌ ویژه در تجارت با چین، تامین مالی پروژه‌های مرتبط با چین و ذخایر محدود برخی کشورها.

داده‌های صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد سهم رنمینبی در ترکیب ذخایر جهانی در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۵ حدود ۱٫۹۳ درصد بوده و نسبت به فصل قبل اندکی کاهش کرده است. این واقعیت، دو معنا دارد. معنای نخست این است که تبدیل شدن به ارز ذخیره بزرگ یک فرایند بسیار کند و وابسته به عمق بازارهای مالی و اعتماد نهادی است. معنای دوم این است که راهبرد چین احتمالا بر «استفاده عملی» تکیه دارد، نه بر «تصاحب سهم ذخایر» در کوتاه‌مدت. به بیان دیگر، حتی اگر سهم ذخایر آهسته حرکت کند، سهم استفاده در تجارت و تامین مالی تجاری می‌تواند سریع‌تر تغییر کند و همین تغییر در سناریوهای بحرانی ارزش امنیتی دارد.

از سوی دیگر، برخی تحلیل‌ها نشان می‌دهند کاهش سهم دلار در ذخایر جهانی لزوما به رشد رنمینبی ختم نشده و بخشی از تنوع‌بخشی به سمت مجموعه‌ای از ارزهای دیگر رفته است. این نکته برای تحلیل ژئوپلیتیک مهم است: نظم پولی جهان ممکن است به سمت «چندارزی شدن پراکنده» برود، نه به سمت «دو قطبی دلار و رنمینبی». در چنین نظمی، رنمینبی می‌تواند در شبکه‌هایی که با اقتصاد چین گره خورده‌اند وزن بیشتری پیدا کند، بدون آنکه لزوما جایگاه مرکزی دلار را در مقیاس جهانی جابه‌جا کند. در همین چهارچوب باید به هزینه‌های ژئوپلیتیک نیز توجه کرد. هرچه رنمینبی بیشتر به عنوان ابزار کاهش دلاری شدن معرفی شود، برخی کشورها ممکن است آن را به رقابت بلوکی تعبیر کنند و از ترس پیامدهای سیاسی محتاط‌تر شوند. گزارش فایننشال تایمز نیز تاکید می‌کند چین بیش از آنکه در پی جایگزینی فوری دلار باشد، به سمت ساختن یک نظام چندارزی و کاهش آسیب‌پذیری حرکت می‌کند. بنابراین پروژه رنمینبی، اگر هم موفق شود، احتمالا به شکل تدریجی، منطقه‌ای و مبتنی بر کارکرد رخ می‌دهد: از تجارت و تامین مالی آغاز می‌کند، زیرساخت را تقویت می‌کند، و سپس تلاش می‌کند نگهداری دارایی را جذاب‌تر کند.

جمع‌بندی
رنمینبی به عنوان پروژه قدرت ملی، همزمان دستاوردهای ملموس و محدودیت‌های سخت دارد. از یک سو، سیاست رسمی برای گسترش استفاده فرامرزی روشن‌تر شده، ابزارهای سوآپ و تامین مالی توسعه یافته و زیرساخت‌هایی مانند سیستم پرداخت بین بانکی فرامرزی و برنامه‌های مرتبط با پول دیجیتال، ظرفیت گزینه‌های پرداخت و تسویه را افزایش داده‌اند. از سوی دیگر، سهم کوچک رنمینبی در ذخایر جهانی، نیاز به بازارهای عمیق‌تر و نقدشونده‌تر و تنش میان آزادسازی و ثبات داخلی، محدودیت‌هایی هستند که با اعلامیه‌ها از میان نمی‌روند. بنابراین تحلیل بی‌طرفانه باید پروژه را نه پیروزی قطعی بداند و نه شکست محتوم. چین در حال ساختن گزینه‌های بیشتر است؛ گزینه‌هایی که در زمان آرامش کمتر دیده می‌شوند، اما در زمان تنش می‌توانند تعیین‌کننده باشند. مسیر آینده به چند شرط وابسته است: توان چین در ایجاد اعتماد و نقدشونده‌گی در بازارهای مالی خود، مدیریت تنش‌های ژئوپلیتیک بدون ایجاد شوک‌های بزرگ و یافتن تعادلی که در آن ثبات داخلی قربانی جاه‌طلبی بیرونی نشود. رنمینبی در این روایت، نه فقط پول، بلکه بخشی از معماری قدرت است؛ معماری‌ای که آهسته، فنی و سیاسی ساخته می‌شود و نتیجه آن بیش از هر چیز در «میزان اختیار و تاب‌آوری» قابل سنجش است، نه در شعارهای جایگزینی سریع.

 

 

[1] CIPS: Cross-Border Interbank Payment System

عنوان مطلب:

چندارزی شدن محتاطانه: محدودیت‌ها و ظرفیت‌های رنمینبی

درصد مطالعه محتوا: