به پایگاه اینترنتی موسسه ایرانی مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

امروز، 29 مرداد 1405

به پایگاه اینترنتی موسسه مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

رهیافت چین به جنوب جهانی و بازآرایی قدرت در نظام بین‌الملل

آنچه می‌خوانید....

مفهوم جنوب جهانی

«جنوب جهانی»[1] مفهومی است که در حال تکوین و تحول مداوم قرار دارد و دارای ابعاد متعددی از جمله جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی، ارزشی و ایدئولوژیک است. این مفهوم مسیر گذار از «جنوب» در معنای صرفاً جغرافیایی–اقتصادی را طی کرده و به نیرویی جهانی با آگاهی سیاسی، اقتصادی و هویتی و نیز توان کنش در امور بین‌المللی تبدیل شده است. از منظر جغرافیای اقتصادی، کشورهای دارای سطح توسعه اقتصادی و اجتماعی بالا عمدتاً در شمال نیمکره شمالی متمرکزند، در حالی که کشورهای در حال توسعه بیشتر در بخش جنوبی این نیمکره و در نیمکره جنوبی قرار گرفته‌اند. این شکاف شمال–جنوب به‌طور تقریبی با تقسیم‌بندی معروف «خط برانت»[2] مطابقت دارد. بر اساس این دیدگاه، «کشورهای جنوب» عمدتاً شامل کشورهای در حال توسعه در آفریقا، آمریکای لاتین و حوزه کارائیب، جزایر اقیانوس آرام و بخش بزرگی از آسیا می‌شوند؛ مجموعه‌ای از بازارهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه که در مجموع، پیکره جنوب جهانی را شکل می‌دهند. از منظر اقتصاد سیاسی بین‌المللی، جنوب جهانی ادامه‌دهنده سنت تاریخی مبارزات ضداستعماری، ضدامپریالیستی و ضدسلطه است و اغلب به عنوان دنباله «جهان سوم» و جنبش عدم تعهد تلقی می‌شود. این جریان به‌تدریج به نیرویی بین‌المللی بدل شده است که در سیاست جهانی معاصر نمی‌توان آن را نادیده گرفت. پس از پایان جنگ سرد، تصویب گزارش «چالش‌های جنوب» توسط مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۱ (که به عنوان یک رویداد نمادین شناخته می‌شود) نقطه عطفی در این روند بود. در این گزارش، «کمیسیون جنوب» بر ضرورت همکاری مشترک کشورهای جنوبی در سطح جهانی تأکید کرد، و از آن زمان، اصطلاح «جنوب جهانی» به‌تدریج جایگزین تعبیر پیشین جهان سوم شد.  ظهور این مفهوم از یک‌سو بیانگر آن است که توزیع کشورهای در حال توسعه ماهیتی جهانی یافته و دستور کار توسعه پایدار بخشی از سیاست جهانی شده است و از سوی دیگر نشان می‌دهد که کشورهای جنوبی در حال شکل دادن به یک نیروی جهانی نوظهورند که می‌توانند در نظام حکمرانی جهانی دغدغه‌های خود را بیان و برای تحقق مطالباتشان اقدام کنند. از منظر «ساخت هویتی»، جنوب جهانی همچنین حامل ارزش‌ها و آگاهی هویتی مشخصی است. شکل‌گیری این هویت، از یک‌سو بر مبنای منافع و مطالبات مشترک کشورهای جنوبی و از سوی دیگر در تعامل و تقابل با کشورهای شمالی صورت می‌گیرد. رشد تأثیرگذاری جهانی جنوب معمولاً به عنوان افزایش نفوذ جنوب جهانی توصیف می‌شود و گاه در ادبیات غربی از آن با عبارت «ظهور دیگران»[3] یاد می‌گردد. شایان توجه است که برخلاف اصطلاحاتی چون جهان سوم، «جهان پیرامونی» یا «مناطق توسعه‌نیافته» که دارای بار ارزشی و سلسله‌مراتبی هستند، واژه جنوب جهانی بیانی خنثی‌تر و عینی‌تر دارد. از منظر چین، این اصطلاح نشانگر درکی است از اینکه مسائل شمال–جنوب و فقر، چالش‌هایی جهانی‌اند که تنها از طریق تلاش مشترک در مقیاس جهانی می‌توان برای آنها پاسخی یافت.

جنوب جهانی در روند بازتوزیع قدرت

موج صعودی در جنوب، چهره‌ای جدید به خود گرفته است. جنوب جهانی به نیرویی کلیدی در تغییر نظم بین‌المللی و منبعی از امید برای ایجاد تحولات جدی در سیاست بین­الملل تبدیل شده است. ظهور جمعی جنوب جهان، چشم‌انداز اقتصادی جهان را عمیقاً تغییر داده است. از نظر تولید اقتصادی، سهم اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه در سال ۲۰۲۳ به ۵۸.۹ درصد افزایش خواهد یافت که ۱۷.۸ درصد بیشتر از اقتصادهای توسعه‌یافته است و در مجموع از آنها پیشی می‌گیرد. از نظر نرخ رشد، از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳، میانگین نرخ رشد اقتصادی اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه ۵.۲ درصد بوده است که ۳.۳ درصد بیشتر از میانگین نرخ رشد اقتصادهای توسعه‌یافته است. سهم کشورهای جنوب جهان در رشد اقتصادی جهان از کمتر از ۴۰ درصد در دهه ۱۹۸۰ به بیش از ۸۰ درصد در حال حاضر افزایش یافته و به محرک اصلی رشد اقتصادی جهان تبدیل شده است.

از نظر پتانسیل توسعه، کشورهای جنوب جهان به وضوح در حال جبران عقب‌ماندگی خود در موج جدید انقلاب‌های فناوری و صنعتی، مانند هوش مصنوعی و فناوری سبز هستند. برخی از کشورهای جنوب جهان، مانند چین، در حال حاضر وارد خط مقدم شده‌اند و حتی در زمینه‌هایی مانند اینترنت نسل پنجم و انرژی‌های نو، رهبری را به دست گرفته‌اند. دورانی که کشورهای توسعه‌یافته بر انقلاب فناوری تسلط داشتند، به پایان رسیده است و کشورهای جنوب جهان به خوشه اقتصادی با بیشترین پتانسیل توسعه تبدیل شده‌اند. در طول 30 سال گذشته، سهم اقتصادهای در حال توسعه در تجارت جهانی از 10٪ به 26٪ افزایش یافته است و انتظار می‌رود این سهم تا سال 2032 به 32٪ افزایش یابد.

کشورهای جنوب جهان در حال تبدیل شدن به نیروی اصلی در ترویج ادغام منطقه‌ای و جهانی شدن اقتصاد هستند. همزمان با ظهور اقتصادی خود، کشورهای جنوب جهان در صحنه سیاسی جهان فعال‌تر و مستقل‌تر می‌شوند. کشورهای جنوب جهان تاریخ مشابه، سرنوشتی مرتبط و آینده‌ای وابسته به یکدیگر دارند. در اوایل دهه‌های 1950 و 1960، کشورهای در حال توسعه بر تقویت همبستگی و همکاری و پیگیری استقلال تمرکز کردند که منجر به ظهور سازمان‌هایی مانند جنبش عدم تعهد و گروه 77 شد. در اوایل دهه 1990، با پایان جنگ سرد و فروپاشی کامل ساختار دو قطبی، جهان به سمت چند قطبی شدن شتاب گرفت. بیداری سیاسی کشورهای جنوب جهان برای استقلال و خوداتکایی رو به افزایش بوده است. همزمان با ورود جهان به دوره جدیدی از آشفتگی و تغییر، کشورهای جنوب جهان به طور فزاینده‌ای اراده، اکتشاف و صدای خود را در مورد مسائلی مانند مسیر مدرنیزاسیون، نظم بین‌المللی و حکمرانی جهانی ابراز می‌کنند. این کشورها به شدت خواستار نمایندگی و صدای بیشتر در امور بین‌المللی هستند و این امر به چندقطبی شدن جهان و دموکراتیزه شدن روابط بین‌الملل شتاب بیشتری می‌بخشد. از طرف دیگر، مکانیسم‌های همکاری چندجانبه بین کشورهای جنوب جهان به طور مداوم در حال تقویت هستند. سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای مانند آسه‌آن، اتحادیه آفریقا، اتحادیه کشورهای عربی، جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب، سازمان همکاری شانگهای و کنفرانس تعامل و اقدامات اعتمادسازی در آسیا به طور فزاینده‌ای فعال شده­اند. به طور خاص، آفریقا، که محل بیشترین تمرکز کشورهای جنوب جهان است، شاهد دعوت اتحادیه آفریقا برای عضویت کامل در گروه ۲۰ بوده است که نشان دهنده افزایش بیشتر جایگاه کشورهای جنوب جهان و افزایش صدای این کشورها در مورد مسائل جهانی است. همچنین مکانیسم همکاری بریکس، به یکی از مهمترین کانال­ها برای ارتباطات استراتژیک در کشورهای جنوب جهان تبدیل شده است. اجلاس رهبران کشورهای عضو بریکس در ژوهانسبورگ، گسترشی تاریخی را رقم زد و نقطه عطفی مهم در همبستگی و همکاری میان کشورهای جنوب جهان بود. سال ۲۰۲۴ سالی مهم برای همبستگی و همکاری در جنوب جهان بود. مجمع همکاری چین و کشورهای عربی بیستمین سالگرد خود را جشن گرفت، مجمع چین و کشورهای حوزه کارائیب به ۱۰ سال موفقیت دست یافت، اجلاس همکاری چین و آفریقا با موفقیت در پکن برگزار شد و اولین اجلاس «بریکس بزرگ» با موفقیت در روسیه برگزار شد. این رویدادها و دستاوردهای بزرگ، «نیروهای جنوبی» بیشتری را گرد هم آورده است.

در پس زمینه این دوران تغییرات عمیق جهانی، جنوب جهان در حال تقویت همبستگی و همکاری است و نقش فزاینده‌ای در حفظ صلح جهانی، پیگیری مشترک توسعه و ترویج یادگیری متقابل بین تمدن‌ها، ایجاد امنیت مشترک و دستیابی به صلح پایدار ایفا می­کند. اکثر کشورهای جنوب جهان سختی‌های تهاجم، استعمار و غارت را تجربه کرده‌اند و ماهیت دشوار صلح و ارزش استقلال و خوداتکایی را درک می‌کنند. آنها نیرویی تثبیت‌کننده برای صلح هستند. جنوب جهان قاطعانه از اهداف و اصول منشور سازمان ملل و نقش محوری سازمان ملل در نظام بین‌الملل حمایت می‌کند. این کشورها در مورد مسائل مربوط به منافع اصلی خود از یکدیگر حمایت می‌کنند، هماهنگی در مورد مسائل مهم بین‌المللی و منطقه‌ای را تقویت می‌کنند، از حل مسالمت‌آمیز اختلافات از طریق گفت‌وگو و مشورت حمایت می‌کنند و قاطعانه از صلح و امنیت محافظت می‌کنند و به نیرویی مهم برای گفتگو و صلح تبدیل می‌شوند. در نوامبر 2023، رهبران بریکس یک اجلاس ویدیویی ویژه در مورد مسئله فلسطین و اسرائیل برگزار کردند تا مواضع خود را هماهنگ کرده و در مورد مسئله فلسطین و اسرائیل اقدام کنند. همچنین اجماع شش ماده‌ای که به طور مشترک توسط چین و برزیل در مورد ترویج یک راه حل سیاسی برای بحران اوکراین صادر شد، از بیش از 110 کشور پاسخ مثبت دریافت کرده است.

ابتکارات توسعه جهانی چین نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار بودجه توسعه را بسیج کرده و بیش از ۱۱۰۰ پروژه را اجرا کرده است. بانک سرمایه‌گذاری زیرساخت آسیا و بانک توسعه جدید بریکس، که توسط چین و سایر کشورهای جنوب جهانی تأسیس شده‌اند، سابقه‌ای را برای کشورهای در حال توسعه برای ایجاد مؤسسات مالی چندجانبه ایجاد کرده‌اند و نشاط جدیدی را به بهبود حکمرانی مالی جهانی و ارتقای توسعه اقتصادی جهان تزریق کرده‌اند. جنوب جهان، با سنت‌های فرهنگی متنوع و نظام‌های اجتماعی متمایز خود، منبع حیاتی نشاط و خلاقیت در جامعه بین‌المللی و نیروی محرکه‌ای برای یادگیری متقابل بین تمدن‌ها است. این کشورها بر اهمیت تنوع فرهنگی تأکید دارند، با مرزبندی ایدئولوژیک و تقابل بلوکی مخالفند، از کشورها در بررسی مسیرهای توسعه بر اساس شرایط ملی خود حمایت می‌کنند، به نظام‌های اجتماعی انتخاب شده توسط مردم خود احترام می‌گذارند و از تقویت تبادلات و یادگیری متقابل در حکومتداری، تعمیق تبادلات در آموزش، علم و فناوری، فرهنگ، جوامع محلی و جوانان، برای افزایش پیوندهای بین مردم، حمایت می‌کنند. در مارس 2024، در سیزدهمین مجمع اندیشکده‌های چین و آفریقا که در تانزانیا برگزار شد، محققان 50 کشور چینی و آفریقایی به طور مشترک «اجماع دارالسلام چین و آفریقا» را صادر کردند و راه حل‌ها و پیشنهادهایی را برای رسیدگی به مسائل و چالش‌های عمده جهانی ارائه دادند. این اجماع نشان دهنده یک دستاورد قابل توجه در تعمیق تبادلات بین چین و آفریقا در مورد مفاهیم توسعه است و اولین اجماع بین‌المللی متولد شده در جنوب به جای تحمیل شده توسط شمال محسوب می‌شود که بیانگر آرمان‌های مشترک جنوب جهان است.

پیشنهاد چین به مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای تعیین روز جهانی گفتگوی تمدن‌ها، انرژی مثبتی را به افزایش درک و اعتماد، تقویت پیوندهای بین مردم و تقویت وحدت و همکاری تزریق کرده است. در نوامبر 2024، چین پیشگام تأسیس اتحاد همکاری اندیشکده‌های جنوب جهان شد و بستری جدید برای ترویج تبادلات فرهنگی و یادگیری متقابل و تبادل نظر در مورد حکمرانی ایجاد کرد.این امر قدرت جمعی جنوب جهان را گرد هم می‌آورد. چین با تکیه بر گسترش تاریخی بریکس، از راه‌اندازی همکاری بزرگ بریکس در سال ۲۰۲۴ حمایت کرد و از کشورهای شریک بیشتر بریکس دعوت می‌کند تا خرد و منابع خود را برای ایجاد یک کانال اصلی برای همبستگی و همکاری در جنوب جهان به کار گیرند و از همکاری بزرگ بریکس برای هدایت وحدت بیشتر در جنوب جهان استفاده کنند. از هفتادمین کنفرانس سالگرد پنج اصل همزیستی مسالمت‌آمیز تا دهمین کنفرانس وزیران مجمع همکاری چین و کشورهای عربی و از اجلاس پکن مجمع همکاری چین و آفریقا تا شانزدهمین اجلاس بریکس، چین مجموعه‌ای از اقدامات و راه‌حل‌های چینی، از جمله هشت ابتکار برای حمایت از همکاری در کشورهای جنوب جهان، ده اقدام مشارکتی چین و آفریقا برای پیشبرد نوسازی و هشت اقدام عملی برای حمایت از توسعه با کیفیت بالای همکاری کشورهای بریکس را پیشنهاد کرده است. این ابتکارات که حوزه‌های کلیدی مانند تجارت و سرمایه‌گذاری، همکاری در زنجیره‌های صنعتی و توسعه سبز را پوشش می‌دهند، عزم راسخ چین را برای ارتقای توسعه و احیای کشورهای جنوب جهان و تزریق انگیزه قوی به رونق و احیای آن نشان می‌دهند. چین بر اساس نگرانی‌های مشروع کشورهای در حال توسعه، تصویب قطعنامه‌ای توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای تقویت همکاری بین‌المللی در ظرفیت‌سازی هوش مصنوعی را ترویج کرده، «طرح ظرفیت‌سازی فراگیر هوش مصنوعی» را پیشنهاد داده و به طور مشترک «ابتکار علمی باز برای همکاری بین‌المللی» را با کشورهای جنوب جهان راه‌اندازی کرده است. چین همچنین کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد در باکو را برای دستیابی به اهداف کمی جمعی جدید برای تأمین مالی اقلیمی تسهیل کرده و به طور مؤثر از عدالت اقلیمی جهانی و حقوق و منافع کشورهای در حال توسعه محافظت کرده است.

در سال ۲۰۲۳، سازوکار همکاری بریکس از آرژانتین، مصر، اتیوپی، ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای پیوستن دعوت کرد. گروه ۲۰ از اتحادیه آفریقا دعوت کرد تا به عضویت کامل درآید. این تحولات نشان می‌دهد که کشورهای جنوب جهان در حال فعال‌تر شدن و جلب توجه در صحنه سیاسی جهانی هستند. در نهایت، ظهور مجدد رقابت ژئوپلیتیکی قدرت‌های بزرگ، نیاز به ابراز نظر جمعی کشورهای جنوب جهان را تقویت می‌کند. پس از وقوع درگیری روسیه و اوکراین، اکثر کشورهای جنوب جهان در برابر درخواست‌های ناتو برای مشارکت آنها در تحریم‌ها علیه روسیه و ارائه سلاح به اوکراین مقاومت کردند. در عوض، آنها از جامعه بین‌المللی خواستند تا برای پیشبرد حل مسالمت‌آمیز درگیری روسیه و اوکراین اقدام کند و به تأثیر آن بر امنیت غذایی و انرژی بین‌المللی توجه کردند. در مواجهه با حمایت‌گرایی جدید در تجارت و سرمایه‌گذاری، مانند آنچه ایالات متحده و اروپا در پی همه‌گیری با شعار «امنیت زنجیره تأمین» و ترویج «مبادله نزدیک» و «مبادله دوستانه» مطرح می‌کنند، کشورهای جنوب جهان با جداسازی و اختلال در اقتصاد جهانی مخالفند، به طور فعال از همکاری اقتصادی منطقه‌ای و باز بودن سیستم اقتصادی جهان حمایت می‌کنند و به نیرویی نوظهور در حمایت از جهانی شدن اقتصاد تبدیل شده‌اند. کشورهای جنوب جهان تمایلی به قربانی شدن در رقابت قدرت‌های بزرگ ندارند و ترجیح می‌دهند از نظم بین‌المللی و همکاری چندجانبه که توسط سازمان ملل متحد تجسم یافته است، حمایت کنند.

منافع مشترک جنوب جهانی

جستجوی یک محیط امن داخلی و خارجی

در حال حاضر، چشم‌انداز امنیت جهانی در حال تحول عمیقی است. رقابت ژئوپلیتیکی و تأثیر انقلاب‌های فناوری نوظهور در حال تشدید است و سیاسی‌سازی و امنیتی‌سازی فناوری، امور مالی و تجارت به طور فزاینده‌ای افزایش یافته است. خطرات امنیتی پیش روی کشورهای جنوب جهان در حال افزایش است و محیط امنیتی برای توسعه و ثبات پایدار آنها رو به وخامت گذاشته است. بر اساس شاخص­های تروریسم جهانی 2023 توسط «مؤسسه اقتصاد و صلح»[4]، خطرناک‌ترین سازمان‌های تروریستی جهان همگی در کشورهای جنوب جهان واقع شده‌اند که تهدیدی جدی برای ثبات سیاسی محلی و مانع توسعه اقتصادی و اجتماعی هستند. علاوه بر این، فعالیت‌های تروریستی می‌توانند اثرات سرریز داشته باشند. به عنوان مثال، هجوم پناهندگان به نیجر، تحت تأثیر اوضاع لیبی و مالی و فعالیت‌های تروریستی گروه افراطی بوکوحرام، فشار اجتماعی را در نیجر افزایش داده است. دوم، درگیری‌های داخلی با مداخله خارجی تشدید می‌شوند. از سال ۲۰۲۰، کودتاهایی در مالی، گینه، میانمار، بورکینافاسو، نیجر و سایر کشورها رخ داده است. در پشت این پدیده‌ها، هم درگیری‌های داخلی ناشی از سیستم‌های سیاسی ناپایدار و نابالغ برخی از کشورهای جنوب جهان و هم پیامدهای منفی دخالت‌های خارجی بلندمدت در امور منطقه‌ای نهفته است. این چرخه معیوب، تأثیر منفی عمیقی بر ثبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این کشورها گذاشته است. از طرف دیگر، اضافه شدن موضوعات جدیدی مانند چگونگی حفظ امنیت سایبری و امنیت اطلاعات نیز چالش‌های جدیدی را برای این کشورها ایجاد می‌کنند. کشورهای در حال توسعه فاقد ظرفیت لازم برای حفظ امنیت سایبری خود هستند. فضای سایبری به ابزاری کلیدی برای برخی از کشورها برای اجرای رویکردهای خود و انقلاب‌های رنگی در سراسر جهان و مشارکت در جاسوسی و سرقت مداوم هستند که تهدیدی جدی برای ثبات اجتماعی در کشورهای در حال توسعه محسوب می‌شود.

جستجوی منابع برای توسعه

مسائل توسعه در کشورهای جنوب جهان همواره مورد توجه بین‌المللی بوده است. در حالی که پیشرفت‌های قابل توجهی حاصل شده است، این منطقه هنوز با مجموعه‌ای از چالش‌های پیچیده روبرو است. اول، فقر و نابرابری اجتماعی ریشه‌های ناآرامی‌های اجتماعی در کشورهای جنوب جهان هستند. طبق شاخص فقر چندبعدی ۲۰۲۲، ۱.۲ میلیارد نفر در ۱۱۱ کشور در حال توسعه در فقر شدید چندبعدی زندگی می‌کنند که نیمی از آنها کودکان زیر ۱۸ سال هستند. در عین حال، ۱٪ از ثروتمندترین جمعیت جهان، یک پنجم از کل درآمد جهان را در اختیار دارند. همه این نابرابری‌ها نه تنها توسعه کشورهای جنوب جهان را تضعیف می‌کند، بلکه درگیری‌های شمال-جنوب و طبقاتی را تشدید می‌کند و همبستگی بین‌المللی را از هم می‌پاشد. از سال ۲۰۲۰، تأثیر همه‌گیری کوید19، تنش‌های زنجیره تأمین جهانی، تغییر سیاست پولی فدرال رزرو، درگیری روسیه و اوکراین و سایر شوک‌ها به طور متوالی رخ داده و نظم اقتصاد کلان برخی از کشورهای در حال توسعه را به آشفتگی کشانده است. طبق گزارش سالانه صندوق بین‌المللی پول برای سال ۲۰۲۲، تقریباً ۶۰٪ از کشورهای کم‌درآمد ممکن است در تنگنای بدهی قرار داشته باشند یا قبلاً گرفتار آن شده‌اند. خطرات بدهی نه تنها فشار زیادی بر امور مالی عمومی کشورهای در حال توسعه وارد می‌کند و مانع از توانایی آنها در سرمایه‌گذاری در آموزش، مراقبت‌های بهداشتی، اقتصاد و سازگاری با تغییرات اقلیمی می‌شود، بلکه هزینه‌ها و خطرات بالقوه‌ای را برای طلبکاران و ثبات و رفاه جهانی گسترده‌تر ایجاد می‌کند. طبق آخرین گزارش سازمان ملل متحد با عنوان «وضعیت امنیت غذایی و تغذیه در جهان»، تعداد افراد گرسنه در سراسر جهان از سال ۲۰۱۹ بیش از ۱۲۲ میلیون نفر افزایش یافته است که به طور بالقوه مانع از دستیابی به هدف توسعه پایدار برای از بین بردن گرسنگی تا سال ۲۰۳۰ می‌شود. یک بحران شدید غذایی، شرایط اقتصادی و اجتماعی شکننده کشورهای جنوب جهان را بیش از پیش تحت تأثیر قرار خواهد داد و باعث ایجاد واکنش زنجیره‌ای از بحران‌ها خواهد شد.

پرداختن به چالش هژمونی دلار

کاستی‌های سیستم مالی بین‌المللی تحت سلطه دلار در سال‌های اخیر رو به افزایش بوده و به طور قابل توجهی بر کشورهای جنوب جهان تأثیر گذاشته است. تنوع‌بخشی به سیستم مالی بین‌المللی یا «دلارزدایی» به یک دستور کار کلیدی برای کشورهای جنوب جهان تبدیل شده است. از یک سو، افزایش شدید نرخ بهره فدرال رزرو، با هدف مهار تورم داخلی، منجر به بازگشت سریع سرمایه بین‌المللی به ایالات متحده شده و فشار قابل توجهی بر سیاست‌های پولی در سایر کشورها وارد کرده است. علاوه بر این، ایالات متحده پس از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان، ذخایر بانک مرکزی افغانستان را مسدود کرد و پس از وقوع درگیری روسیه و اوکراین، روسیه را از استفاده از سیستم تسویه حساب بین‌المللی سوئیفت منع کرد. این اقدامات نگرانی‌ها در کشورهای جنوب جهان در مورد استفاده تسلیحاتی ایالات متحده از هژمونی مالی خود را بیشتر کرده و منجر به فوریت بیشتر برای ایجاد یک سیستم مالی منصفانه و قابل اعتماد شده است. علاوه بر این، کشورهای جنوب جهان مدت‌هاست که خواستار اصلاحات در مؤسسات مالی بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی شده‌اند تا اطمینان حاصل شود که آنها به طور منصفانه‌تر و مؤثرتری منافع آنها را منعکس می‌کنند. از اوایل بحران مالی آسیا در سال ۱۹۹۷، رویه صندوق بین‌المللی پول در پیوند دادن کمک‌های مالی به اصلاحات نهادی داخلی، نارضایتی‌هایی را در میان کشورهای جنوب جهان برانگیخت. در طول همه‌گیری کووید-۱۹، حمایت مالی ارائه شده توسط مؤسسات مالی بین‌المللی به کشورهای جنوب جهان به طور قابل توجهی کمتر از حمایت ارائه شده توسط کشورهای توسعه یافته بوده است و این امر انتقادات گسترده‌ای را از سوی این کشورها برانگیخته است.

چشم‌انداز اقلیمی و عدالت زیست‌محیطی

کشورهای جنوب معتقدند که کشورهای توسعه‌یافته در درجه اول مسئول تغییرات اقلیمی هستند، در حالی که کشورهای در حال توسعه بیشترین آسیب‌پذیری را در برابر تأثیرات آن دارند. بنابراین، خواسته‌های اصلی کشورهای جنوب جهان در مورد تغییرات اقلیمی عبارتند از: اول، کشورهای توسعه‌یافته باید در انجام اقدامات پیشگیرانه برای مقابله با تغییرات اقلیمی پیشگام باشند. دوم، کشورهای جنوب حق مشروع برای دنبال کردن نوسازی و رشد اقتصادی را دارند و تغییرات اقلیمی باید از منظر توسعه پایدار مورد توجه قرار گیرد. سوم، کشورهای توسعه‌یافته باید از اقدامات کشورهای جنوب در زمینه تغییرات اقلیمی حمایت مالی و فنی کنند و به کشورهای جنوبی که متحمل خسارات وآسیب‌های اقلیمی می‌شوند، غرامت بپردازند.

در شرایط تاریخی جدید، مسیر جنوب جهان به سوی توسعه سبز با چالش‌های جدیدی روبرو است. اول، سیاست‌های بیش از حد رادیکال در زمینه بی‌طرفی کربن، بارهای اقتصادی و اجتماعی سنگینی را تحمیل می‌کند و حتی منجر به خطراتی مانند کمبود انرژی و ناآرامی‌های اجتماعی می‌شود. دوم، کمبود بودجه، فناوری و استعداد مورد نیاز برای انقلاب انرژی و تحول صنعتی سبز وجود دارد. حمایت مالی از سوی کشورهای توسعه‌یافته برای اقدامات اقلیمی در جنوب جهان همچنان به طور قابل توجهی ناکافی است. نه تنها کل مبلغ هرگز به رقم سالانه وعده داده شده اولیه ۱۰۰ میلیارد دلار نرسیده است، بلکه شکل تأمین مالی در درجه اول وام، حتی وام‌های بدون امتیاز بوده است که فشار مالی را بر کشورهای دریافت‌کننده افزایش داده است. اثربخشی سازوکارهای ویژه تأمین مالی مانند صندوق کشورهای کمتر توسعه‌یافته، صندوق سازگاری با تغییرات اقلیمی و صندوق خسارت و زیان هنوز اثبات نشده است.

ساخت یک هویت جهانی برابر

جنوب جهان نمایانگر یک هویت جهانی در حال ساخت و تکامل مداوم است. در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، جنبش عدم تعهد و گروه ۷۷ تلاش کردند تا در مورد هویت و منافعی که فراتر از روابط دولت با دولت بود، اجماع ایجاد کنند. به همین جهت؛ این کشورها تعهد سیاسی به دنبال کردن یک مسیر توسعه مستقل و متکی به خود؛ تعهد اقتصادی به تأمل و انتقاد از سیستم اقتصادی جهان از طریق لنز «نظریه وابستگی» را از همان زمان انتخاب و تاکنون نیز ادامه داده­اند. از دهه ۱۹۹۰، کشورهای جنوب جهان تأکید بیشتری بر بررسی جایگاه خود در چارچوب سیستم سیاسی و اقتصادی جهانی داشته‌اند. پس از تأثیر رویدادهای جهانی مانند بحران مالی بین‌المللی ۲۰۰۸، همه‌گیری کرونا در سال ۲۰۲۰ و درگیری روسیه و اوکراین در ۲۰۲۲، تلاش جمعی کشورهای جنوب جهان برای استقلال، عدالت و توسعه متوازن بار دیگر توجه بین‌المللی را به خود جلب کرده است. گزارش امنیتی مونیخ ۲۰۲۳ بیان می‌کند که برای بسیاری از کشورهای جنوب جهان، «نظم تحت سلطه غرب» ویژگی‌های «سلطه پسااستعماری، استانداردهای دوگانه و بی‌تفاوتی نسبت به دغدغه‌های کشورهای در حال توسعه» را نشان می‌دهد. کشورهای جنوب جهان با نظم جهانی تحت سلطه غرب همذات‌پنداری نمی‌کنند. به‌طور خاص، همانطور که شعار جنبش زاپاتیست‌ها در مکزیک، «جهانی با جهان‌های بسیار»[5] نشان می‌دهد، ساختار هویت کشورهای جنوب جهان لزوما به معنای «ضد غربی» بودن نیست، بلکه به دنبال همزیستی بهتر با غرب است. ساختار هویت کشورهای جنوب جهان چهار بُعد دارد: اول، ترویج یک جهان چندقطبی و دموکراتیزه کردن روابط بین‌الملل؛ دوم، تأکید بر اینکه هر کشور باید به‌طور مستقل مسیر توسعه‌ای را که متناسب با شرایط ملی خود است، انتخاب و طراحی کند؛ سوم، حفاظت از تمامیت منابع ملی و حاکمیت زیست‌محیطی خود؛ و چهارم، همکاری برای حفظ امنیت انسانی و ارتقای توسعه اجتماعی-اقتصادی.

دیدگاه چین در مورد جنوب جهانی

برداشت چین از جنوب جهانی

در بحبوحه‌ی هیاهوی اخیر رسانه‌های بین‌المللی درباره مفهوم جنوب جهانی و تلاش برخی جریان‌ها برای حذف چین از این چارچوب مفهومی، پکن پیامی روشن و رسمی به جامعه جهانی ارسال کرده است: چین خود را عضوی جدایی‌ناپذیر از جنوب جهانی می‌داند. وانگ یی تصریح می‌کند که جنوب جهانی مجموعه‌ای از بازارهای نوظهور و کشورهای در حال توسعه را در بر می‌گیرد که نشان‌دهنده ظهور جمعی آنان در صحنه بین‌المللی است. در همین راستا، شی‌ جین‌پینگ نیز تأکید کرده است که چین، به عنوان یک کشور در حال توسعه و عضوی از جنوب جهانی، همواره سرنوشت مشترکی با سایر کشورهای در حال توسعه داشته است. او معتقد است که چین، آفریقای جنوبی و دیگر کشورهای آفریقایی به عنوان اعضای طبیعی جنوب جهانی، باید متحد شوند و به‌طور مشترک برای گسترش صدا و نفوذ کشورهای در حال توسعه در نظام بین‌الملل و تقویت نمایندگی این کشورها در سازوکارهای حکمرانی جهانی تلاش کنند. این مواضع رسمی نه‌تنها هویت چین به عنوان کشوری متعلق به جنوب جهانی را تثبیت می‌کند، بلکه انتظارات و برنامه‌ریزی پکن برای ایفای نقش فعال در این چارچوب را نیز آشکار می‌سازد. متفکران و اندیشمندان چینی نیز به‌طور روزافزون در مباحث نظری پیرامون جنوب جهانی مشارکت داشته و تفسیری جامع از این مفهوم از زوایای گوناگون ارائه کرده‌اند. از منظر متفکرین چینی، کشورهای جنوب جهانی از قالب ژئوپلیتیکی سنتی فراتر رفته‌اند. برخلاف برداشت صرفاً جغرافیایی از «جنوب»، پس از پایان جنگ سرد و با ظهور جمعی کشورهای در حال توسعه و افزایش نقش آن‌ها در نظام بین‌الملل، نگاه به جنوب جهانی ماهیتی کل‌نگر و جهانی پیدا کرده است. از این منظر، جنوب جهانی در مقایسه با تعابیری چون جهان سوم یا کشورهای در حال توسعه، واجد دو مؤلفه‌ی اصلی نظم جهانی پس از جنگ سرد است: «جهانی» به معنای پیوند فزاینده با فرایند جهانی‌شدن اقتصادی و همگرایی مشکلات و فرصت‌های کشورهای در حال توسعه در این چارچوب است و «جنوب» اشاره به انتقال تدریجی مرکز ثقل اقتصادی جهان به مناطق جنوبی دارد. روندی که با افزایش نفوذ سیاسی و اقتصادی آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین همراه شده است. از طرف دیگر و از نظر متفکرین چینی، جایگاه تاریخی کشورهای جنوب جهانی نیز دستخوش تغییراتی عمیق شده است. این کشورها با بهره‌گیری از فرصت‌های جهانی‌شدن، از حاشیه‌نشینی تاریخی به حضور مؤثر در صحنه سیاست جهانی گذار کرده‌اند. امروز نظام بین‌الملل چندقطبی‌تر از سه دهه‌ی پیش است؛ هرچند تهدید جنگ و هژمونی همچنان پابرجاست، اما مفهوم «سرنوشت مشترک بشریت» و «توسعه مشارکتی» اکنون بر پایه قدرت، فناوری و اراده‌ای قوی‌تر پشتیبانی می‌شود. کشورهای جنوب جهانی بیش از هر زمان دیگر ظرفیت بازتعریف ساختارهای نابرابری و شکل‌دادن به الگوهای جدید توسعه جهانی را در اختیار دارند. همچنین کشورهای جنوب جهانی از نظر سیاسی نیز وارد مرحله‌ای از بیداری و خودآگاهی شده‌اند. بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸، کارآمدی مدل‌های اقتصادی شمال را زیر سؤال برد و بحران اوکراین به نحوی نماد افول سیاسی جهان شمال و سربرآوردن جنوب سیاسی شد. در طول جنگ اوکراین، بسیاری از کشورهای جنوب جهانی از همسویی کامل با ناتو خودداری کردند و با حفظ استقلال استراتژیک خود به آشکارترین شکل نشان دادند که در برابر سیاست‌های دوقطبی و مقابله‌جویانه غرب، رویکردی مستقل و مبتنی بر منافع ملی دارند. این روند حاکی از آن است که در دوران پس از همه‌گیری کرونا، کشورهای جنوب جهانی به‌جای تبعیت از الگوهای بلوکی، تمرکز خود را بر رشد اقتصادی و احیای ملی قرار داده‌اند.

در هر حال باید گفت که هیاهوی اخیر غرب در مورد مفهوم کشورهای جنوب جهان سه نشانه را نشان داده است: اول، غرب به دنبال جلب نظر کشورهای جنوب جهان برای ایجاد یک «جبهه متحد بین‌المللی» است. دوم، غرب از کشورهای جنوب جهان برای مقاومت جمعی در برابر نفوذ بین‌المللی چین و تضعیف «پایگاه توده‌ای» آن در جامعه بین‌المللی استفاده می‌کند. سوم، غرب به دنبال همکاری کشورهای جنوب جهان برای گسترش صدا و نفوذ خود در حکومت جهانی است. با توجه به موارد فوق، اگرچه کشورهای جنوب جهان گروهی نامنسجم از کشورهای در حال توسعه با ارزش‌ها، سنت‌های فرهنگی و سطوح توسعه متنوع هستند،اهمیت آن در زندگی سیاسی و اقتصادی بین‌المللی به سرعت در حال افزایش است و رابطه چین با کشورهای جنوب جهان بحث‌های فزاینده‌ای را برانگیخته است. در حالی که سازمان ملل متحد و محققان غربی عموماً چین را جزء مهمی از کشورهای جنوب جهان می‌دانند و مشارکت چین در «همکاری جنوب-جنوب» را به عنوان تجلی کلیدی ظهور کشورهای جنوب جهان می‌دانند، ایالات متحده به وضوح چین را به عنوان یک رقیب استراتژیک تعریف می‌کند. گروه هفت تلاش کرده است تا چین را از کشورهای جنوب جهان حذف کند و روایتی از رقابت چین و کشورهای گروه هفت برای کشورهای جنوب جهان ایجاد کند و تلاش کند تا درگیری‌هایی را بین چین و سایر کشورهای جنوب جهان ایجاد کند. این امر به وضوح روح مخالفت کشورهای جنوب جهان با رقابت ژئوپلیتیکی و پیگیری همکاری‌های توسعه‌ای را تحریف می‌کند.

تعامل چین با کشورهای جنوب جهان

چین را می‌توان عضوی طبیعی از کشورهای جنوب جهانی دانست. این کشور از نظر تاریخی، سابقه‌ای طولانی در روابط دوستانه و تبادلات فرهنگی و تجاری با کشورهای جنوب دارد. فارغ از میراث استعمار که بسیاری از کشورها را متأثر ساخته، چین از طریق جاده ابریشم باستانی پیوندهای گسترده‌ای با آسیای مرکزی، جنوبی، جنوب‌شرقی، غرب آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین برقرار کرده است. در دهه ۱۹۵۰، پنج اصل همزیستی مسالمت‌آمیز چین در اصول ده‌گانه کنفرانس باندونگ گنجانده شد و پایه‌های همکاری جنوب–جنوب را شکل داد. در سال ۱۹۹۱، در نشست مقدماتی کنفرانس سازمان ملل درباره محیط زیست و توسعه، چین و کشورهای گروه ۷۷ برای نخستین بار بیانیه‌ای مشترک با عنوان «گروه ۷۷ و چین» ارائه کردند. این الگو به تدریج به مدلی نهادینه برای همکاری‌های گسترده در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، مالی و بودجه‌ای سازمان ملل تبدیل شد. اکنون مدل «گروه ۷۷ + چین» سازوکار اصلی فعالیت‌های جمعی در میان کشورهای جنوب جهانی به شمار می‌رود و مرکز مالی همکاری جنوب–جنوب نیز کشورهای جنوب را با همین عنوان تعریف می‌کند.

از آغاز قرن بیست‌ویکم، با رشد قدرت ملی و افزایش نقش چین در سیاست جهانی، جایگاه این کشور در میان کشورهای جنوب جهانی بیش از پیش تقویت شده است. چین نه تنها با کشورهای جنوب جهانی به منظور تحقق توسعه مشترک از طریق ابتکار کمربند و جاده همکاری کرده، بلکه از مفهوم «جامعه‌ای با آینده مشترک برای بشریت» نیز حمایت کرده و ابتکارهایی همچون ابتکار توسعه جهانی، ابتکار امنیت جهانی و ابتکار تمدن جهانی را مطرح ساخته است. به این ترتیب، چین توانسته است کشورهای جنوب را برای تقویت همکاری جنوب–جنوب و گفت‌وگوی شمال–جنوب متحد کند، از منافع مشترک آنها دفاع نماید، از جهانی‌سازی اقتصادی پشتیبانی کند و بر رویکرد برد–برد در همکاری‌های بین‌المللی تأکید ورزد. چین به طور مستمر بر اصل مشورت گسترده، مشارکت مشترک و بهره‌مندی متقابل در حکمرانی جهانی تأکید دارد و همواره در کنار کشورهای جنوب جهانی در مدیریت نظام بین‌الملل حضور فعال دارد. این کشور سازنده صلح جهانی، مشارکت‌کننده در توسعه جهانی و مدافع نظم بین‌المللی عادلانه تلقی می‌شود. پکن از گسترش نمایندگی و افزایش صدای کشورهای در حال توسعه در نهادهای بین‌المللی حمایت می‌کند، در جهت رفع کاستی‌های نظام حکمرانی جهانی گام برمی‌دارد و با تقویت همکاری جنوب–جنوب، تلاش دارد ساختار حکمرانی جهانی را به گونه‌ای اصلاح کند که بهتر بازتاب‌دهنده آرمان‌ها و منافع کشورهای جنوب باشد. در اوت ۲۰۲۳، چین به طور فعال از گسترش سازوکار همکاری بریکس حمایت کرد و آن را بستری مهم برای هم‌افزایی میان کشورهای جنوب دانست. بانک توسعه جدید بریکس نیز که مأموریت آن حمایت از پروژه‌های زیرساختی و توسعه پایدار در کشورهای در حال توسعه است، عضویت ترجیحی خود را به کشورهای جنوب جهانی اختصاص داده است. دیلما روسف، رئیس کنونی بانک، تأکید کرده است که این نهاد تنها بانک چندجانبه‌ای است که به ابتکار بازارهای نوظهور تأسیس شده و مأموریت دارد صدای کشورهای در حال توسعه را در عرصه جهانی تقویت کند. در سپتامبر ۲۰۲۳، چین نقش پیش‌گامانه‌ای در حمایت از پیوستن اتحادیه آفریقا به گروه ۲۰ ایفا کرد، اقدامی که با استقبال جامعه بین‌المللی مواجه شد و وزن کشورهای جنوب را در حکمرانی جهانی افزایش داد. این پدیده نشانه‌ای از اجماع کشورهای جنوب بر سر حمایت از چندجانبه‌گرایی و اصلاح ساختار حکمرانی جهانی و همچنین نشانگر نقش رهبری چین در این روندهاست.

چین همواره مدافع و مجری فعال همبستگی و همکاری میان کشورهای جنوب جهانی بوده است. از زمان برگزاری هجدهمین کنگره ملی حزب کمونیست چین، ابتکارهایی مانند طرح کمربند و جاده و صندوق توسعه جهانی و همکاری جنوب–جنوب، محرک اصلی همکاری میان کشورهای در حال توسعه بوده‌اند. در ژوئن ۲۰۲۲، دولت چین برای افزایش منابع همکاری‌های توسعه‌ای خود، تصمیم گرفت صندوق کمک به همکاری‌های جنوب–جنوب را به صندوق توسعه جهانی و همکاری جنوب–جنوب ارتقا دهد و یک میلیارد دلار به موجودی سه میلیارد دلاری آن بیفزاید تا از کشورهای در حال توسعه در اجرای ابتکار توسعه جهانی و برنامه توسعه پایدار سازمان ملل پشتیبانی کند. هم‌اکنون، بانک پروژه‌های این ابتکار به سرعت در حال گسترش است و شمار پروژه‌های فعال آن به حدود 200 مورد رسیده است. در مجموع، تلاش‌های چین در مسیر تقویت همکاری جنوب–جنوب و اصلاح ساختارهای حکمرانی جهانی، این کشور را به عنوان بازیگری کلیدی در نظم بین‌المللی قرن بیست‌ویکم تثبیت کرده است؛ بازیگری که در عین دفاع از منافع مشترک جنوب جهانی، مدلی از توسعه و همکاری مبتنی بر احترام متقابل و منافع متوازن را ترویج می‌دهد. در آگوست ۲۰۲۳، شی جین پینگ اعلام کرد که مؤسسات مالی چین به زودی یک صندوق ویژه ۱۰ میلیارد دلاری را به طور خاص برای اجرای طرح‌های توسعه جهانی راه‌اندازی خواهند کرد. در 12 سالی که از آغاز ابتکار کمربند و جاده می‌گذرد، چین و کشورهای در حال توسعه، از جمله اقتصادهای نوظهور، برای گسترش تجارت کالا از ۱.۰۴ تریلیون دلار به ۲.۰۷ تریلیون دلار با هم همکاری کرده‌اند و سرمایه‌گذاری دو جانبه از ۲۷۰ میلیارد دلار فراتر رفته است. قراردادهای تازه امضا شده و تجارت چین در کشورهای واقع در امتداد کمربند و جاده به ترتیب از ۱.۲ تریلیون دلار و ۸۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته است که بیش از نیمی از کل پروژه‌های قراردادی خارج از کشور آن را تشکیل می‌دهد. بیش از ۳۰۰۰ پروژه مشارکتی بین چین و شرکای کمربند و راه، ۴۲۰ هزار شغل در کشورهای واقع در امتداد کمربند و جاده ایجاد کرده و نزدیک به ۴۰ میلیون نفر را از فقر نجات داده است. از نظر چین، طرح کمربند و راه به یک «کمربند توسعه» و «راهی به سوی خوشبختی» تبدیل شده است که به نفع مردم کشورهای در امتداد کمربند و جاده است.

چین به طور جدی متعهد به همکاری با کشورهای جنوب جهانی برای مقابله با چالش‌های مشترک بین‌المللی است. بخش عمده این کشورها در برابر بحران‌های جهانی همچون تغییرات اقلیمی، فقر، تروریسم و بیماری‌های واگیر، به‌طور طبیعی آسیب‌پذیرترند. در واکنش به این واقعیت، چین نقش فعالی در توسعه راهکارهای مشارکتی با این کشورها ایفا کرده است. در حوزه تغییرات اقلیمی، چین تاکنون ۴۶ سند همکاری جنوب–جنوب را با ۳۹ کشور در حال توسعه امضا کرده و در چارچوب این برنامه‌ها، ۱۰ منطقه آزمایشی کم‌کربن و حدود ۱۰۰ پروژه کاهش و سازگاری با تغییرات اقلیمی در کشورهای شریک راه‌اندازی نموده است. این کشور همچنین بیش از ۲۰۰ پروژه کمک خارجی مرتبط با آب‌وهوا اجرا کرده تا فرایند گذار به توسعه سبز و کم‌کربن برای کشورهای جنوب جهانی تسهیل شود. در زمینه مبارزه با فقر، چین از نظر میزان کمک مالی، اعزام کارشناسان و اجرای پروژه‌های سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) در قالب همکاری جنوب–جنوب، در میان کشورهای در حال توسعه در جایگاه نخست قرار دارد. تاکنون این کشور با بیش از ۱۴۰ کشور و منطقه در حوزه کشاورزی همکاری داشته، بیش از ۱۰۰۰ فناوری کشاورزی را منتقل کرده و به آموزش ۱۴ هزار متخصص برنج هیبریدی در بیش از ۸۰ کشور پرداخته است. افزون بر این، چین ساخت ۱۳ روستای نمونه توسعه کشاورزی و کاهش فقر را در آفریقا آغاز کرده که نقش قابل‌توجهی در ارتقای بهره‌وری کشاورزی و تقویت امنیت غذایی در کشورهای در حال توسعه داشته است. در عرصه بهداشت عمومی، از زمان اعزام نخستین تیم پزشکی به الجزایر در سال ۱۹۶۳ تاکنون، بیش از ۳۰ هزار عضو گروه‌های پزشکی چینی در ۷۶ کشور و منطقه در آفریقا، آسیا، آمریکای لاتین، اروپا و اقیانوسیه خدمت کرده‌اند و خدمات درمانی برای حدود ۲۹۰ میلیون نفر ارائه داده‌اند. در دوران همه‌گیری کووید‑۱۹ نیز چین برنامه‌های پیشگیری، کنترل، تشخیص و درمان را با بیش از ۱۸۰ کشور و نهاد بین‌المللی به اشتراک گذاشته، ۳۸ تیم متخصص پزشکی را به ۳۴ کشور اعزام کرده و بیش از ۲.۲ میلیارد دُز واکسن در اختیار بیش از ۱۲۰ کشور و سازمان بین‌المللی قرار داده است. این اقدامات گسترده نشان می‌دهد که چین همکاری جنوب–جنوب را نه صرفاً یک سیاست خارجی، بلکه ابزاری عملی برای مقابله با چالش‌های مشترک بشر در حوزه‌های اقلیم، فقر و سلامت عمومی می‌داند.

چشم‌انداز آینده روابط چین با کشورهای جنوب جهان

صلح و امنیت

کشورهای جنوب جهان در برابر چشم‌انداز پیچیده و چالش‌برانگیز امنیت بین‌المللی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند همکاری متقابل برای ایفای نقش مؤثرتر در این عرصه هستند. در ادامه بحران اوکراین، چین به عنوان نماینده‌ای برجسته از جنوب جهانی، به یکی از نیروهای کلیدی در ترویج راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز برای بحران‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بدل شده است. کشورهای جنوب جهان نیز از نقش سازنده چین در میانجی‌گری و تسهیل ازسرگیری روابط دیپلماتیک میان ایران و عربستان سعودی استقبال کرده‌اند. با نگاهی به آینده، فرصت‌های گسترده‌ای برای گسترش همکاری میان چین و سایر کشورهای جنوب در زمینه‌هایی همچون بازتعریف مفاهیم امنیتی، حفظ صلح جهانی و ترویج امنیت جمعی وجود دارد. در چنین بستری، نخستین حوزه‌ای که نیازمند تقویت همکاری چین و کشورهای جنوب جهان است، حفظ ثبات سیاسی و اجتماعی به عنوان پیش‌شرط توسعه پایدار و امنیت منطقه‌ای است. بسیاری از دولت‌های جنوب انتظار دارند چین نقش فعال‌تری در تضمین امنیت و ثبات منطقه‌ای و جهانی ایفا کند. این نقش شامل ارائه کمک‌های آموزشی و نظامی، اعزام نیروهای حافظ صلح و انتقال تجربیات در حوزه مدیریت بحران است. برای نمونه، در سال ۲۰۲۱ و پس از بروز شورش‌های گسترده در «هونیارا»[6] پایتخت جزایر سلیمان، چین به سرعت وارد عمل شد و توافق‌نامه‌ای برای همکاری پلیسی با این کشور امضا کرد. این اقدام نقش مثبتی در بهبود امنیت و ثبات بلندمدت جزایر سلیمان داشت و تمایل چین را برای حمایت از ثبات سیاسی و اجتماعی کشورهای جنوب جهانی به عنوان یک قدرت بزرگ آشکار ساخت.

در ادامه این محور امنیتی، دومین حوزه همکاری، پیشگیری از درگیری‌ها و میانجی‌گری دیپلماتیک است. درگیری‌های داخلی و خارجی یکی از چالش‌های اصلی کشورهای جنوب‌اند، زیرا توانایی مدیریت آن‌ها را به آزمون می‌گذارند و گاه به مداخله‌ی بازیگران خارجی نیاز پیدا می‌کنند. چین در فرایند آشتی میان ایران و عربستان سعودی، با احترام کامل به نقش مرکزی کشورهای منطقه، از هرگونه تلاش برای پر کردن آنچه «خلأ قدرت» نامیده می‌شود پرهیز کرد. این رویکرد نوآورانه، مسیر تازه‌ای را برای حل‌وفصل مسالمت‌آمیز درگیری‌ها در جنوب جهانی گشود و الگویی بدیل در برابر مداخلات سنتی قدرت‌های بزرگ به نمایش گذاشت. پس از این بُعد دیپلماتیک، سومین محور همکاری چین و جنوب جهانی بر حوزه‌های امنیتی نوظهور متمرکز است. فناوری‌های نو مانند هوش مصنوعی و کلان‌داده، نگرانی‌های جدیدی را در زمینه امنیت ملی برای کشورهای در حال توسعه ایجاد کرده‌اند. چین در حوزه پژوهش، زیرساخت و مدیریت امنیت دیجیتال پیشرفت چشمگیری داشته و کشورهای جنوب امیدوارند از تجربه و فناوری پکن برای تقویت امنیت سایبری خود بهره ببرند. این همکاری می‌تواند از طریق آموزش نیروهای بومی، انتقال فناوری، کمک فنی و حتی تدوین استانداردهای مشترک، ظرفیت امنیت دیجیتال کشورهای جنوب را ارتقا دهد و از منافع مشروع آنان در برابر تهدیدات سایبری محافظت کند.

همکاری برای توسعه پایدار و باکیفیت

در حالی که همکاری در حوزه امنیت سنگ‌بنای ثبات منطقه‌ای به شمار می‌آید، تداوم توسعه پایدار و ارتقای کیفیت رشد اقتصادی کشورهای جنوب جهان، بُعد مکمل و تداومی همکاری‌های چین با این کشورها محسوب می‌شود. گرچه همکاری جنوب–جنوب بر پایه برابری و احترام متقابل استوار است، اما همکاری جنوب با شمال هنوز با چالش‌هایی چون اثربخشی پایین کمک‌های توسعه‌ای و پایداری بدهی روبه‌روست. ازاین‌رو، کشورهای جنوب باید با اتخاذ رویکردی نوآورانه از تکرار خطاهای مدل شمال جلوگیری کرده و مسیر تازه‌ای برای توسعه پایدار و باکیفیت ترسیم کنند. به همین منظور چین تلاش دارد تا کمک‌های این کشور بر مبنای نیازها و اولویت‌های واقعی دولت‌ها و مردم کشورهای دریافت‌کننده طراحی ‌شود و هیچ پیش‌شرط سیاسی خاصی نداشته باشد. پکن به رویکرد «مردم‌محور» و اصل «آموزش ماهیگیری به‌جای دادن ماهی» پایبند است؛ یعنی، انتقال دانش، فناوری و تجربه توسعه صنعتی را برای افزایش ظرفیت در کشورهای شریک در اولویت قرار می‌دهد. همچنین کمک‌های چین علیه شخص یا کشور ثالثی نیست و حتی آمادگی دارد در قالب همکاری‌های سه‌جانبه با سایر کشورها همراه شود.

همکاری برای حل مشکل بدهی­های کشورهای جنوب

مسئله بدهی و پایداری مالی در کشورهای جنوب نیز به یکی از موضوعات کلیدی در همکاری توسعه‌ای چین بدل شده است. از سوی دیگر، برخی از کشورهای جنوب با پدیده «کمک بیشتر، فقر بیشتر و بدهی بالاتر» روبه‌رو هستند. در این شرایط، چین و سایر کشورهای جنوب باید ضمن شناسایی ریشه‌های ساختاری این وضعیت، راهکارهای مؤثری برای حل آن ارائه دهند. چین معتقد است بررسی بحران بدهی باید با نگاهی تاریخی و جامع صورت گیرد و کشورهای طلبکارِ مسئول بدهی‌های تاریخی جنوب باید در مسیر جبران و بخشش دیون، پیشگام باشند. هم‌زمان، تحریم‌های خارجی که مانع توسعه این کشورها هستند باید لغو شوند و اقدامات مؤثری برای تثبیت اوضاع امنیتی در مناطق در حال توسعه صورت گیرد. در سطح عملی، چین توجه بیشتری به پایداری بدهی در همکاری‌های توسعه‌ای خود دارد و مایل است برای کاهش فشار بازپرداخت بدهی‌ها اقداماتی مؤثر انجام دهد. افزون بر این، همکاری‌های توسعه‌ای پکن با جنوب جهانی بر اصل پایداری زیست‌محیطی نیز استوار شده است. چین و کشورهای جنوب به عنوان بازیگران پیشرو در صنایع انرژی نو، ظرفیت بزرگی برای همکاری در زمینه مقابله با تغییرات اقلیمی و ترویج اقتصاد سبز دارند.

همکاری در زمینه مقابله با تغییرات اقلیمی و ترویج اقتصاد سبز

همانگونه که بیان شد، چین و کشورهای جنوب به عنوان بازیگران پیشرو در صنایع انرژی نو، ظرفیت بزرگی برای همکاری در زمینه مقابله با تغییرات اقلیمی و ترویج اقتصاد سبز دارند. چین نه‌تنها متعهد شده است به اهداف کاهش کربن در داخل دست یابد، بلکه احداث نیروگاه‌های حرارتی جدید در خارج از کشور را نیز متوقف کرده است. بااین‌حال، برخی از کشورهای در حال توسعه بر این باورند که اقتصادهای بزرگ مانند چین و هند باید در جبران خسارات اقلیمی کشورهای آسیب‌پذیر نقش فعال‌تری ایفا کنند. هنوز میان ظرفیت واقعی چین و انتظارات بین‌المللی در حوزه اقلیم، شکاف‌هایی وجود دارد که برخی از آن‌ها از درون جنوب جهانی نشأت می‌گیرند. برای پاسخ به این انتظارات، چین در پی ایفای نقشی برجسته‌تر در همکاری جنوب–جنوب برای مقابله با تغییرات اقلیمی است. نخست، از نفوذ بین‌المللی خود برای حفاظت از منافع مشترک کشورهای در حال توسعه در مذاکرات جهانی بهره می‌گیرد؛ در نشست محیط زیستی «کوپ 27»[7]، چین همراه گروه ۷۷ ایجاد «صندوق خسارات و زیان‌ها» را تسهیل کرد که نقطه عطفی در مطالبه تاریخی کشورهای جنوب شمرده می‌شود. دوم، پکن منابع مالی چشمگیری برای همکاری‌های اقلیمی اختصاص داده و ابتکار کمربند و جاده سبز را گسترش داده است. از زمان تأسیس «صندوق همکاری جنوب–جنوب در زمینه تغییرات اقلیمی» در سال ۲۰۱۴ تا ژوئیه ۲۰۲۲، چین بیش از ۱.۲ میلیارد یوان به این همکاری‌ها اختصاص داده است. سوم، در سند مفهومی طرح امنیت جهانی، چین به اهمیت نگرانی‌های مشروع کشورهای جزیره‌ای در حوزه تغییرات اقلیمی اشاره کرده و تمایل خود را برای کمک به افزایش توان این کشورها در مقابله با تهدیدات غیرسنتی اعلام داشته است. افزون بر آن، صنایع سبز چین، از جمله انرژی خورشیدی (فتوولتائیک)، انرژی بادی و وسایل نقلیه برقی، می‌توانند با استفاده از ظرفیت صنعتی بالای خود به کشورهای جنوب کمک کنند تا گذار به انرژی پاک را تسریع کرده و مسیر توسعه کم‌کربن و پایدار را در پیش گیرند.

نتیجه­ گیری

با نگاهی به تاریخ، گذار جنوب جهانی از «وابستگی منفعلانه» به «خیزش جمعی»، نه تنها تاریخ مبارزه علیه امپریالیسم، استعمار و هژمونی است، بلکه تاریخ ساخت و میراث روحیه جنوب جهان نیز محسوب می‌شود. مرکز توسعه جهانی شروع به تغییر از غرب به جهان غیر غربی کرده است. از آغاز دوران مدرن، قدرت‌های استعماری غربی، با تکیه بر قدرت دریایی برتر و قدرت نظامی، کشورهای وسیع آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین را به زور در نظام سرمایه‌داری غربی ادغام کردند و بدین ترتیب یک نظام جهانی «مرکز-پیرامون»[8] را تشکیل دادند که قرن‌ها دوام آورد. همان طور که امانوئل والرشتاین اشاره کرده است، این نابرابری جهانی ناشی از تجاوز استعماری، استثمار اقتصادی و تثبیت طولانی مدت تقسیم کار بین‌المللی بوده است. پس از دهه‌ها توسعه و اکتشاف پس از استقلال سیاسی، برخی از کشورهای در حال توسعه به تدریج مسیرهای توسعه مناسب خود را یافته و به دستاوردهای قابل توجه توسعه اقتصادی و اجتماعی دست یافته و به ستارگان درخشانی در نقشه اقتصادی جهان تبدیل شده‌اند. از دوران مدرن، توزیع ثروت انسانی دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است که اولین تحول از این دست در تاریخ مدرن بشر را رقم زده است. چشم‌انداز سیاسی بین‌المللی به طور فزاینده‌ای به سمت چندقطبی واقعی در حال حرکت است. سازمان بریکس به طور پیوسته گسترش یافته و از ۵ به ۱۱ عضو رسیده است، در حالی که سازمان همکاری شانگهای اعضای خود را به ۱۰ عضو افزایش داده و همچنان جذابیت و نفوذ خود را افزایش و پوشش خود را به غرب آسیا و خاورمیانه گسترش می‌دهد. با ورود موفقیت‌آمیز اتحادیه آفریقا به گروه ۲۰، تعداد اعضای در حال توسعه در این مکانیسم برای اولین بار از تعداد اعضای توسعه‌یافته فراتر رفته است. بسیاری از کشورهای در حال توسعه در مواجهه با مسائل مهم بین‌المللی مانند درگیری روسیه و اوکراین و درگیری اسرائیل و فلسطین، توانسته‌اند بدون تسلیم شدن در برابر فشار برخی از قدرت‌های غربی، به سیاست‌های خارجی مستقل و مسالمت‌آمیز پایبند باشند. با توسعه سریع تعداد زیادی از کشورهای جنوب جهانی و تعمیق همکاری جنوب-جنوب، الگوی سنتی غرب قوی و شرق ضعیف، یا شمال قوی و جنوب ضعیف، تغییر کرده است و نظم جهانی چندقطبی متعادل‌تر و پایدارتر به طور فزاینده‌ای آشکار می‌شود.

علاوه بر آنچه بیان شد، اصلاح و ایجاد یک سیستم حکمرانی جهانی عادلانه‌تر و منصفانه‌تر نیز به تدریج در حال پیشرفت است. سیستم حکمرانی جهانی که پس از جنگ جهانی دوم تأسیس شد، در درجه اول منعکس کننده منافع کشورهای توسعه یافته غربی بود و مفاهیم و قوانین اصلی آن نیز تا حد زیادی در درون آنها جای گرفته بود. با ظهور جمعی جنوب جهانی، الگوی «کشورهای توسعه یافته بر دیگران حکومت کنند و کشورهای در حال توسعه تحت حکومت باشند» دیگر برای واقعیت‌های جامعه بین‌المللی مناسب تلقی نمی‌گردد و چین یکی از بازیگران مهمی است که تلاش دارد تا بخشی از نیروی هدایت این تحول اساسی در نظام و سیاست بین­الملل را به عهده گیرد. به همین منظور، چین شکل‌دهی به چشم‌اندازی جدید از همبستگی و همکاری برای جنوب جهان بر اساس مفهوم جامعه‌ای با آینده‌ای مشترک برای بشریت را در دستور کار قرار داده است. همکاری چین با کشورهای در حال توسعه در پی ایجاد شرایطی است که در آن آینده‌ای مشترک برای کشورهای همسایه، جامعه چین-عرب، جامعه چین-آفریقا و جامعه چین-آمریکای لاتین شکل بگیرد و در این چهارچوب همه کشورها را به احترام به یکدیگر، همکاری، دستیابی به توسعه مشترک، یادگیری از یکدیگر و ترویج آینده‌ای بهتر برای بشریت فرا می‌خواند.

منابع

当代世界研究中心, 怎样认识全球南方, 全球发展倡议, August, 20, available at:

https://cn.chinadiplomacy.org.cn/gdi/2025-08/19/content_118032620.shtml

John Hawksworth, Rob Clarry and Hannah Audino, “The Long View: How will the global economic order change by 2050?”, PwC, February 2017, available at:

https://www.pwc.com/gx/en/world-2050/assets/pwc-the-world-in-2050-full-report-feb-2017.pdf#:~:text=Looking

Kevin Daly and Tadas Gedminas, “The Path to 2075: Slower Global Growth, But Convergence Remains Intact,” Global Economics Paper, Goldman Sachs, December 6, 2022, p. 5, available at:

https://www.goldmansachs.com/pdfs/insights/pages/gs-research/the-path-to-2075-slower-global-growth-but-convergence-remains-intact/report.pdf

Ministry of External Affairs Government of India, “Voice of Global South 1st Summit 2023”, January 12-13, 2023, available at:

https://www.mea.gov.in/voice-of-global-summit.htm

Nye, Joseph, “What is the Global South,” Project Syndicate, November 1, 2023, available at:

https://www.project-syndicate.org/commentary/global-south-is-a-misleading-term-by-joseph-s-nye-2023-11

Takashi Shiraishi, “‘Global South’ Needs More Elaborate Definition,” The Japan News, May 12, 2023, available at:

https://japannews.yomiuri.co.jp/editorial/insights-world/20230512-109352/

[1]. Global South

[2]. The Brandt Line

[3] . The rise of the rest

[4]. Institute for Economics and Peace

[5] . Un mundo donde quepan muchos mundos

[6]. Honiara

[7]. COP27

[8]. Core Periphery

عنوان مطلب:

رهیافت چین به جنوب جهانی و بازآرایی قدرت در نظام بین‌الملل

درصد مطالعه محتوا: