به پایگاه اینترنتی موسسه ایرانی مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

امروز، 31 خرداد 1405

به پایگاه اینترنتی موسسه مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

مدل توسعه چین در پرتو ژئوپلیتیک دریامحور: الگویی برای اقتصاد دریامحور ایران

اقتصاد دریامحور ایران

آنچه می‌خوانید....

ژئوپلیتیک دریامحور و توسعه اقتصادی

در قرن ۲۱، ژئوپلیتیک دریایی به یکی از ارکان اساسی نظم بین‌الملل تبدیل شده است. بیش از ۸۰ درصد از تجارت جهانی از طریق دریا انجام می‌شود و مسیرهای حیاتی مانند تنگه‌های هرمز، مالاکا و باب‌المندب نقش کلیدی در انتقال انرژی و کالا ایفا می‌کنند. اهمیت ژئوپلیتیک دریایی تنها به تجارت محدود نمی‌شود. از بعد امنیتی، برتری دریایی همواره عامل تعیین کننده‌ای در توان دفاعی و تهاجمی دولت‌ها بوده است. قدرت‌های بزرگ با سرمایه‌گذاری در ناوگان‌های نظامی و حضور در پایگاه‌های دریایی دور از سواحل خود، به دنبال تضمین منافع ملی و مهار رقبای ژئوپلیتیکی هستند. همین واقعیت موجب شده کشورها با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های بندری، لجستیک دریایی، مناطق ویژه اقتصادی ساحلی و فناوری‌های مرتبط با اقتصاد آبی، مسیر رشد اقتصادی خود را هموار سازند.

از سویی، مفهوم «اقتصاد آبی»[1] که توسط سازمان‌هایی چون بانک جهانی و اتحادیه اروپا ترویج شده، بر استفاده پایدار از منابع اقیانوسی برای رشد اقتصادی، اشتغال‌زایی، امنیت غذایی و حفاظت از محیط زیست تأکید دارد. انرژی‌های تجدیدپذیر دریایی، شیلات صنعتی، بیوتکنولوژی دریایی و گردشگری ساحلی از جمله حوزه‌های نوظهور در این چارچوب هستند. همچنین توسعه کریدورهای حمل‌ونقل دریایی، نه تنها موجب تسهیل تجارت بین‌المللی شده، بلکه در بازآرایی ژئواکونومیک مناطق مختلف جهان نیز نقش مؤثری ایفا می‌کند. در مجموع، دریاها به‌عنوان شریان‌های حیاتی اقتصاد جهانی و عرصه‌ای برای رقابت‌های ژئوپلیتیکی، نقش بی‌بدیلی در تعیین توازن قدرت و امنیت بین‌المللی ایفا می‌کنند. این نوشتار به واکاوی این پرسش محوری می‌پردازد که: بر اساس الگوی توسعه دریامحور چین، چه راهبردهای عملیاتی برای بهره‌گیری ایران از مزیت‌های ژئوپلیتیک دریایی خود قابل تدوین است؟

تحلیل الگوی توسعه چین: از پروژه کمربند و راه تا قدرت دریایی

در دهه‌های اخیر، اقتصاد جهانی به شدت تحت تاثیر تحولات ساختاری و جغرافیایی قرار گرفته و چین، به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، نقشی کلیدی در این تحولات ایفا کرده است. تداوم رشد اقتصادی خزنده و پیش رونده آن پیوند تنگاتنگی به تجارت دریایی دارد و استراتژی‌های توسعه‌ای خود را به گونه‌ای طراحی کرده است که تمرکز بر دریاها و مسیرهای تجاری آبی را در بر گیرد. توسعه دریامحور چین بخشی از استراتژی کلان این کشور برای تقویت جایگاه خود در نظام بین‌المللی است. این توسعه که به‌ویژه از دهه ۲۰۱۰ به بعد شتاب گرفته است، تحت تأثیر سیاست‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی چند لایه‌ایی مانند ابتکار کمربند و راه مطرح شده است و در جهت تلاش برای تبدیل شدن به قدرت برتر دریایی جهان تعریف می‌شود. محور اصلی راهبرد دریایی چین، مسیر دریایی ابریشم قرن ۲۱ به عنوان بخشی از پروژه کمربند و راه است که هدف آن اتصال بنادر کلیدی جهان به شبکه تجاری چین است. این طرح‌ به طور عمده نقش محوری در توسعه زیرساخت‌های تجاری و ارتباطی کشور چین دارد و نه تنها شامل مسیرهای زمینی و ریلی است، بلکه شبکه‌ای گسترده از بنادر کلیدی مانند گوادر (پاکستان)، هامبانتوتا (سریلانکا) و جیبوتی را پوشش می‌دهد و به طور قابل توجهی بر راه‌های دریایی و نقاط استراتژیک تمرکز دارد. هدف از  جاده ابریشم دریایی ایجاد یک سیستم تجارت جهانی است که بنادر چین را با بنادر آسیایی، آفریقایی و اروپایی پیوند می­دهد. همچنین این کشور از سال 2000 بودجه نظامی خود را سالانه بیش از ۷ درصد افزایش داده و تمرکز ویژه‌ای بر مدر‌ن‌سازی نیروی دریایی داشته است. دستاوردهای کلیدی آن در این حوزه شامل: توسعه ناوگان زیردریایی هسته‌ای، راه‌اندازی ناوهای هواپیمابر، ایجاد پایگاه‌های دریایی در خارج بوده است.

چین با تحکیم حضور خود در دریای جنوبی، ساخت جزایر مصنوعی و استقرار تجهیزات نظامی در جزایر اسپراتلی و پاراسل، عملاً کنترل این منطقه راهبردی را نیز در دست گرفته است. در این بحث نگاه چین به ابعاد زیست‌محیطی و فناورانه انرژی‌های تجدیدپذیر دریایی بسیار قابل تأمل و بررسی است. زیرا این کشور بزرگترین تولیدکننده انرژی بادی دریایی در جهان است و تا کنون (2025) ظرفیت آن را به ۵۰ گیگاوات افزایش داده است. این کشور با ساخت «یک زیردریایی[2]» در سال ۲۰۲۰ که توانایی غواصی تا 11.000 متر را دارد به رقابت با آمریکا در اکتشافات معدنی بستر دریا پرداخته است. اما در میان این تحرکات موفقیت آمیز، تناقضات و چالش‌هایی مانند تنش با همسایگان، وابستگی به مسیرهای دریایی و انتقادات زیست محیطی نیز وجود دارد. به عنوان مثال اختلافات دریایی با ژاپن، ویتنام، فیلیپین و هند (در اقیانوس هند) باعث ایجاد اتحادهای ضدچینی (مانند کواد[3]) شده است. علاوه بر این، معضل مالاکا آسیب‌پذیری راهبردی چین را مطرح می‌کند. با این همه، چین با ترکیبی از قدرت سخت و نرم خود را به عنوان بازیگری غیرقابل انکار در ژئوپلیتیک دریایی قرن ۲۱ تثبیت کرده است. راهبردهای تهاجمی پکن در دریاها، هرچند موجب رشد اقتصادی و امنیت انرژی شده، اما واکنش‌های قدرت‌های غربی و همسایگان را به همراه داشته است.

ایران و الگوی توسعه دریامحور: درس هایی برای تبدیل تهدیدها به فرصت

موقعیت ژئوپلیتیک ایران با دسترسی به دو حوزه آبی استراتژیک (خلیج فارس و دریای عمان در جنوب، و دریای خزر در شمال) این کشور را در تقاطع کریدورهای مهم تجاری شمال – جنوب و شرق – غرب قرار داده است. با این حال، این موقعیت بی‌نظیر تاکنون به طور کامل به یک مزیت اقتصادی پایدار تبدیل نشده است. الگوی توسعه دریامحور چین، که ترکیبی هوشمندانه از دیپلماسی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت، قدرت نظامی و فناوری است، نقشه راهی ارزشمند برای ایران محسوب می‌شود. در این یادداشت راهبردهای عملیاتی و بومی سازی شده برای ایران در پنج محور اصلی بررسی خواهد شد.

۱. دیپلماسی و همکاری‌های منطقه‌ای

الگوی چین نشان می‌دهد که توسعه دریامحور تنها با سرمایه‌گذاری در بنادر میسر نیست، بلکه نیاز به یک دیپلماسی فعال و شبکه‌سازی اقتصادی دارد. ایران بایستی به طور فعالانه‌تری دیپلماسی بندری خود را دنبال کند. این به معنای انعقاد توافقنامه‌های ترانزیت ترجیحی، حذف بوروکراسی‌های زائد گمرکی و ایجاد اعتماد سازی با کشورهای همسایه و فراتر از آن است. برای مثال، تقویت پیمان کریدور بین‌المللی شمال – جنوب، تنها با همکاری سه‌جانبه ایران، هند و روسیه محقق می‌شود. ایران می‌تواند میزبانی اجلاس‌های منطقه‌ای با محوریت اتصال‌پذیری را بر عهده بگیرد و خود را به عنوان یک شریک تجاری قابل اعتماد معرفی کند. علاوه بر کریدور شمال – جنوب، ایران باید به طور جدی کریدور شرق – غرب را توسعه دهد. این کریدور می‌تواند آسیای مرکزی و افغانستان را از طریق شبکه ریلی ایران به بنادر جنوب (چابهار و بندرعباس) متصل کرده و کالاها را از طریق دریا به بازارهای اروپا و آفریقا برساند. کلید موفقیت این کریدورها، رقابت‌پذیری از نظر هزینه و زمان است. ایران باید با سرمایه‌گذاری در خطوط ریلی پرسرعت باری و سیستم‌های لجستیک یکپارچه، خود را به مقرون‌به‌صرفه‌ترین و سریع‌ترین مسیر ترانزیت بین اوراسیا و اقیانوس هند تبدیل کند. در این اثنا برخلاف رویکرد تهاجمی چین که منجر به تشکیل بلوک‌های ضد آن شد، ایران باید بر امنیت جمعی تمرکز کند. مشارکت در ابتکارهای چندجانبه برای مبارزه با دزدی دریایی، قاچاق انسان و آلودگی‌های زیست‌محیطی در خلیج فارس و دریای عمان، می‌تواند اعتمادسازی کند. چنین همکاری‌هایی می‌تواند حتی زمینه‌ساز گفت‌وگو با کشورهای حاشیه خلیج فارس برای ایجاد یک همکاری امنیتی مشترک باشد که امنیت انرژی و کشتیرانی را برای همه تضمین کند.

۲. توسعه زیرساخت و لجستیک

چین نشان داده که یک بندر تنها زمانی موفق است که به یک قطب اقتصادی تبدیل شود و نه یک نقطه ترانزیت ساده. بنابراین مدل توسعه بنادر ایران باید فراتر از اسکله‌سازی باشد. باید مناطق آزاد نسل جدید در اطراف بنادر کلیدی مانند چابهار، بندرعباس و انزلی ایجاد کرد. این مناطق باید شامل شهرک‌های صنعتی تخصصی (مانند صنایع پتروشیمی، فولاد، داروسازی) مراکز لجستیک پیشرفته، مراکز تحقیق و توسعه و حتی مناطق گردشگری باشند. هدف از آن ایجاد زنجیره ارزش کامل در داخل یا مجاورت بندر است تا کالاها نه تنها جا به جا بلکه پردازش، بسته‌بندی و با ارزش افزوده صادر شوند. ایران باید با شتابی دوچندان، پروژه‌های حیاتی ریلی مانند خط ریلی چابهار – زاهدان و تکمیل خطوط ریلی به سمت مرزهای غربی و شمال غربی را به پایان برساند. این امر مستلزم تخصیص بودجه ملی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی (مانند چین) در قالب مشارکت عمومی – خصوصی خواهد بود و بدون این اتصالات، بنادر جنوب در انزوا خواهند ماند.

۳. ابعاد امنیتی و نظامی

همانطور که مشخص شده است قدرت دریایی چین پشتیبان اهداف اقتصادی آن است. فلذا ایران نیز نیازمند باز تعریف مأموریت نیروی دریایی خود است. نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران باید توانایی خود را برای حفاظت از کریدورهای تجاری در مسیرهای دورتر در دریای عمان و حتی اقیانوس هند گسترش دهد. این امر مستلزم توسعه ناوگان اقیانوس‌رو (شامل ناوشکن‌های مدرن، ناوهای پشتیبانی و شناورهای لجستیکی) و تقویت توانایی عملیات در مسافت‌های طولانی است. مأموریت اصلی، تضمین امنیت کشتی‌های تجاری ایران و متحدانش در این آبراه‌های حیاتی است. ایران باید از الگوی چین در دریای چین جنوبی که منجر به تنش با همسایگان شد، پرهیز کند. در عین حال که حق حاکمیت خود را حفظ می‌کند، باید از هرگونه اقدام یک‌جانبه تهاجمی که امنیت انرژی و کشتیرانی در تنگه هرمز را به مخاطره می‌اندازد، خودداری کند. استراتژی ایران باید مبتنی بر بازدارندگی معتبر باشد. به این معنا که توانایی نظامی ایران به حدی باشد که هزینه هرگونه تعرض به منافعش را برای دشمنان غیرقابل قبول کند، بدون آنکه نیاز به اقدامات تحریک‌آمیز داشته باشد. زیرا این اقدامات می‌تواند به سرعت راه‌های جایگزین را برای سایر کشور ها به همراه داشته و ایران را به کلی از مسیر قرار گرفتن در کریدورها دور کند.

۴. اقتصاد و فناوری دریایی

چین با سرمایه‌گذاری در فناوری‌های دریایی آینده، اقتصاد خود را متنوع کرده است. ایران نیز باید نگاه خود را به دریا فراتر از ترانزیت و نفت گسترش دهد. دریای عمان و حتی خلیج فارس، احتمالاً میزبان منابع معدنی ارزشمند (فلزات کمیاب، گره‌های منگنزی، ذخایر گازی) هستند. ایران باید با سرمایه‌گذاری در فناوری‌های اکتشاف در اعماق دریا (مانند زیردریایی‌های کنترل از راه دور و وسایل نقلیه خودکار زیرآبی) و ایجاد شرکت‌های تخصصی، به رقابت در این عرصه نوظهور بپردازد. همچنین با داشتن سواحل بادخیز به ویژه در استان‌های هرمزگان و سیستان و بلوچستان، ایران پتانسیل عظیمی برای تبدیل شدن به یک قطب انرژی بادی دریایی دارد. سرمایه‌گذاری در این بخش نه تنها به کاهش آلودگی و تنوع بخشی به سبد انرژی کمک می‌کند، بلکه تصویر ایران را به عنوان کشوری پیشرو و مسئول در قبال تغییرات اقلیمی ارتقا می‌دهد و می‌تواند زمینه‌ساز همکاری‌های فناورانه با اروپا و شرق آسیا شود.

۵. ملاحظات زیست‌محیطی

ایران می‌تواند از انتقادات زیست‌محیطی وارد بر پروژه‌های چین درس بگیرد و مدل سبزتری از توسعه دریامحور را ارائه دهد. ایران می‌تواند پیش از اجرای هر پروژه بزرگ بندری یا ساحلی، یک ارزیابی جامع از تأثیرات تجمعی آن بر اکوسیستم‌های شکننده خلیج فارس و دریای خزر انجام دهد. این امر باید به یک الزام قانونی غیرقابل چشم‌پوشی تبدیل شود. بنادر ایران باید به سمت بنادر سبز حرکت کنند. این شامل استفاده از انرژی خورشیدی  برای تامین برق، سیستم‌های پیشرفته مدیریت پسماند و فاضلاب، تجهیز کشتی‌ها به برق ساحلی برای کاهش آلایندگی و استفاده از سوخت‌های پاک برای ماشین‌آلات بندری است.

در مجموع الگوی چین به ایران می‌آموزد که توسعه دریامحور یک تحول استراتژیک است، نه یک سری پروژه پراکنده. موفقیت ایران در گرو یکپارچه‌سازی هوشمندانه دیپلماسی، اقتصاد، امنیت و فناوری در یک راهبرد کلان است. ایران می‌تواند با درس‌گیری از نقاط قوت و ضعف الگوی چین، خود را نه به عنوان یک قدرت تهاجمی دریایی، بلکه به عنوان یک قطب ارتباطی، تجاری و انرژی پایدار در قلب اوراسیا تثبیت کند. این جایگاه، امنیت و رفاه ملی را نه از طریق مواجهه، بلکه از طریق اتصال‌دهندگی و همکاری‌جویی تضمین خواهد کرد. این عمل نیازمند اراده سیاسی راسخ، برنامه‌ریزی بلندمدت و جذب هوشمندانه سرمایه و فناوری خواهد بود.

[1]. Blue Economy

[2]. Fendouzhe

[3]. Quad

عنوان مطلب:

مدل توسعه چین در پرتو ژئوپلیتیک دریامحور: الگویی برای اقتصاد دریامحور ایران

درصد مطالعه محتوا: