احمدرضا یوسفوند، دبیر پژوهشی مؤسسه ایرانی مطالعات کمربند راه
همکاری ژئوپلیتیکی بین جمهوری خلق چین و جمهوری اسلامی ایران به سنگ بنای یک نظم چندجانبه تبدیل شده است که یکی از پیامدهای آن می تواند به چالش کشیدن هژمونی سنتی ایالات متحده در خاورمیانه بینجامد. این همکاری صرفاً یک توافق دوجانبه برای انرژی و تجارت نیست، بلکه نشان دهنده یک تغییر هنجاری عمیق در روابط بین الملل است. در واقع، پکن یک سپر دیپلماتیک، اقتصادی و به طور فزاینده فنی برای تهران در برابر طیفی از تهدیدات وجودی فراهم میکند. در حالی که ایران با فشارهای نظامی خارجی فزاینده از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی روبرو است، واکنش چین تا کنون دارای دو مؤلفه اساسی سیاست احترام به حاکمیت ملی و در عین حال، درجهای از حمایت راهبردی بوده است. این رویکرد برگرفته از ابتکار امنیت جهانی در حمایت از تقسیمناپذیریِ امنیت است. مفهومی که برای مشروعیتزدایی از مداخلهگرایی غرب و همزمان تقویت نقش چین به عنوان جایگزین اصلی نظم جهانی تحت رهبری واشنگتن به کار میرود.
ابتکار امنیت جهانی و پارادایمِ حاکمیت ملی
تعامل پکن با ایران بر اساس ابتکار امنیت جهانی، چهارچوبی مفهومی که توسط رئیس جمهور شی جین پینگ معرفی شد و حاکمیت ملی و عدم مداخله را به سطح وظایف مطلق بینالمللی ارتقا میدهد، بنا شده است. چین با تأکید بر اینکه «نگرانیهای مشروع امنیتی همه کشورها باید جدی گرفته شود»، چهارچوبی را فراهم میکند که در آن تلاش ایران برای نفوذ منطقهای و برنامه هستهایاش به عنوان واکنشهای دفاعی در برابر زیادهخواهی و توسعهطلبی خارجی در نظر گرفته میشود. این استراتژی با هدف محدود کردن قدرت ایالات متحده از طریق ترویج یک معماری امنیتی جایگزین مبتنی بر «چینمحوری»[1] و رد «تقابلهای بلوکی»[2] انجام میشود.
دولت چین عمدتا تهدیدات علیه ایران را از دریچه رقابت خود با آمریکا میبیند. برای پکن، یک ایران باثبات از سه جهت دارای اهمیت است: نخست اینکه جریان انرژی قابل اعتمادی را خارج از نفوذ مستقیم دلار آمریکا تضمین میکند، علاوه بر این منابع نظامی آمریکا را از منطقه هند و اقیانوسیه دور میکند و در نهایت، به عنوان یک گره جغرافیایی مهم در طرح کمربند و جاده عمل میکند. در نتیجه، هرگونه تهدیدی برای ایران از نظر پکن پیروزی بالقوه برای «دیپلماسی غارتگرانه»[3] آمریکاییها تلقی میگردد که تا حد امکان میبایست خنثی شود. البته، شایان ذکر است که چین از قرار دادن خود در برابر ایالات متحده در این میان اجتناب میکند و تلاش دارد با کمترین هزینه ممکن شرایط را مدیریت نماید. چرا که نقش امنیتی فزاینده چین در ایران، در درجه اول یک اقدام حفاظتی برای سرمایهگذاریهای انرژی این کشور است. تصمیم برای ارسال سامانههای پدافند هوایی یا انجام رزمایشهای دریایی مشترک، ناشی از ضرورت جلوگیری از سرایت درگیری است که میتواند بازار جهانی انرژی را مختل کند و زیرساختهای مرتبط با طرح کمربند راه را در معرض بیثباتی قرار دهد. نقش فعال پکن در دیپلماسی منطقهای نه از تمایل به ایفای نقش پلیس جهانی، مشابه آمریکا، بلکه از ضرورتهای تجاری و راهبردی برای محافظت از روند نوسازی خود ناشی میشود.
نگرش چین به جنگ دوازده روزه
سال ۲۰۲۵ با تبدیل سایه جنگ طولانی مدت بین رژیم صهیونیستی و ایران به رویارویی نظامی مستقیم، یک تغییر الگو در چشمانداز امنیتی خاورمیانه رخ نمود. در این دوره، رویکرد چین از حمایت صرفاً لفظی به حمایت دیپلماتیک فعال و تأمین لجستیک تغییر یافت. یکی از مصادیق بارز این تحول، محکومیت شدید اقدامات تل آویو در طی جنگ ژوئن 2025 توسط پکن بود.
فو کونگ، سفیر چین، در جلسات توجیهی خود در شورای امنیت سازمان ملل، پیوسته عملیات اسرائیل را «ماجراجویی نظامی»[4] و نقض هنجارهای اساسی روابط بینالملل و منشور سازمان ملل توصیف میکرد. این موضعگیری در جهت معرفی چین به عنوان مدافع حقوق و منافع مشروع در جنوب جهانی بود. هنگامی که اسرائیل تلاش کرد حملات خود را با استناد به تهدیدات هستهای قریبالوقوع توجیه کند، تحلیلگران و مقامات چینی این بهانهها را پوچ و در راستای تغییر نظام دانستند. امتناع از توجه به ادعاهای رژیم صهیونیستی، نشاندهنده همگرایی استراتژیک با ایران است. زیرا طبق محاسبات پکن خطر فروپاشی ایران که ایالات متحده را در خلیج فارس بدون چالش رها میکند، اولویت بالایی دارد.
پشتیبانی فنی
یکی از مهمترین، اما مبهمترین جنبههای رویکرد چین به تهدیدات خارجی، تمایل آن برای خدمت به عنوان شریک امنیتی در زمانی است که متحدان سنتی مانند روسیه مشغول هستند. پس از حملات ۲۰۲۴ و اوایل ۲۰۲۵ که سیستمهای دفاع هوایی اس 300 ساخت روسیه ایران را به شدت تضعیف کرد، گزارشهایی توسط برخی مسئولین کشورهای عرب خطاب به خبرگزاری میدل ایست آی حاکی از آن بود که چین باتریهای «موشکهای زمین به هوا»[5] را به تهران تحویل داده است. این انتقال، اگرچه توسط پکن تکذیب شد، اما میتواند نشان دهندهی فاصله گرفتن از احتیاط تاریخی آن در مورد فروش مستقیم سلاح به مناطق دارای درگیری فعال باشد. خصوصا اینکه گزارشهایی در فضای مجازی به صورت گسترده میان کاربران دست به دست میشد که حاکی از پروازهای متعدد به مقصد ایران بوده است.
فراتر از این، چین از طریق فروش فناوریهای دومنظوره، عامل تعیینکنندهای در گسترش قدرت ایران بوده است. این امر به تهران اجازه میدهد تا علیرغم تحریمهای بینالمللی، استراتژی دفاعی خود را حفظ کند. این همکاری فنی تضمین میکند که در حالی که چین از درگیری مستقیم دوری میکند، ارتش ایران همچنان قادر به ایجاد تهدیدی قابل توجه برای داراییهای ایالات متحده و اسرائیل است و در نتیجه تعادل قدرت منطقهای را حفظ میکند.
تهدیدات آمریکا: تعرفهها، ناوگان دریایی و جنگ اقتصادی
بازگشت دولت ترامپ در اوایل سال ۲۰۲۶ موجب افزایش فشار قابل توجه نظامی و اقتصادی ایالات متحده علیه ایران شد که به عنوان نمونه، استقرار ناوگان عظیم در اقیانوس هند و تهدید به اعمال تعرفههای سرسامآور ۲۵ درصدی بر هر کشور دارای داد و ستد با ایران را شامل میشود. پاسخ پکن به دیپلماسی غارتگرانه آمریکا ترکیبی از مقاومت قاطع و فرار سیستماتیک بوده است. مائو نینگ، سخنگوی وزارت امور خارجه به روشنی اعلام کرد که «جنگهای تعرفهای هیچ برندهای ندارند» و چین «قاطعانه از حقوق و منافع مشروع و قانونی خود» در تجارت با ایران محافظت خواهد کرد.
برای چین تهدیدات مربوط به تعرفهها امتداد پازل گستردهترِ مبارزه ژئوپلیتیکی تلقی میشود. برای کاهش این امر، پکن توسعه یک مجموعه ابزار مالی را که خارج از سیستم مبتنی بر دلار آمریکا عمل میکند، تسریع کرده است. این امر شامل استفاده از سیستم پرداخت بین بانکی فرامرزی[6] و ترویج یوان برای تسویه حسابهای نفتی است که به تهران اجازه میدهد شبکه سوئیفت را دور بزند و تأثیر فشار حداکثری را کاهش دهد.
چین و حاکمیت دیجیتال در ایران
روایت پکن بیثباتیهای داخلی ایران را به عنوان «ناآرامیهای ناشی از خارج» و «بهانهای برای مداخله نظامی» به تصویر میکشد. حوادث ژانویه ۲۰۲۶ که به دلیل وخامت شرایط اقتصادی و نیز به کمک عناصر بیگانه در داخل رخ نمود با واکنش سریع ایران مواجه شد. در مواجهه با این امر، وزارت امور خارجه چین ابراز اطمینان کرد که دولت ایران میتواند «بر مشکلات فعلی غلبه کند». این «بیطرفی جانبدارانه» در عین حال که به جهانیان نشان میدهد که پکن به هیچ گروه بینالمللی محکومکننده نخواهد پیوست. یکی از ابعاد حیاتی رویکرد چین به ایران، تأمین امنیت سایبری است. بر اساس توافقنامه همکاری استراتژیک ۲۵ ساله، چین و ایران همکاری خود را در «توسعه فضای سایبری» و «زیرساختهای اطلاعاتی» تعمیق بخشیدهاند.
در طول جلسه ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژانویه ۲۰۲۶، چین یکی از هفت کشوری بود که به تمدید ماموریت حقیقتیاب برای بررسی شرایط داخلی ایران رای منفی داد. پکن استدلال کرد که این جلسه تلاشی سیاسی از سوی قدرتهای غربی برای دخالت در امور حاکمیتی و منحرف کردن توجه از اقدامات رژیم صهیونیستی در غزه بوده است.
پیمان سهجانبه: الگویی جدید برای امنیت منطقهای
امضای رسمی پیمان استراتژیک سهجانبه بین چین، ایران و روسیه در اواخر ژانویه ۲۰۲۶، نشاندهنده مهمترین تغییر در روابط خاورمیانه در قرن بیست و یکم است. اگرچه این توافقنامه به یک پیمان دفاعی مشترک رسمی منجر نمیشود، اما صراحتاً سه قدرت را در یک چهارچوب هماهنگ قرار میدهد که سیاستهای یکجانبه را رد و از حاکمیت هستهای دفاع میکند. این پیمان، تجلی سیاست منطقهای چین است که در آن ایران در یک معماری امنیتی گستردهتر اوراسیا ادغام شده است. این معماری فقط مربوط به دفاع از ایران نیست، بلکه به ایجاد یک «نظم چندقطبی» ایجاد میشود که در آن قدرت بین مراکز متعدد تصمیمگیری مستقل توزیع میشود. چین با فراهم کردن حمایت سازمان همکاری شانگهای و بریکس پلاس برای ایران، عملاً تلاش کرده تا به دوران انزوای منطقهای به رهبری غرب پایان داده و جایگاه تهران را در عراق، سوریه و خلیج فارس تقویت کند.
قابلیت همکاری سه جانبه نظامی و دریایی
بُعد امنیتی این پیمان سهجانبه بیش از همه در رزمایشهای دریایی «کمربند امنیت دریایی»[7] قابل مشاهده است. در اوایل سال ۲۰۲۶، این رزمایشها – که در آبهای خلیج عمان و تنگه هرمز برگزار شد – سطحی از هماهنگی عملیاتی را نشان داد که فراتر از هماهنگی سیاسی صرف بود. این رزمایشها شامل سناریوهایی برای آزادسازی کشتیهای ربوده شده و تشکیلات ناوگان تاکتیکی بود که نشان میدهد چین به طور فزایندهای در کنار کشورهای تحریمشده در راستای به چالش کشیدن تسلط دریایی ایالات متحده در کریدورهای کلیدی انرژی اقدام میکند.
برای پکن، این رزمایشها برای حفاظت از مسیرهای انتقال انرژیاش ضروری است. با توجه به اینکه نزدیک به ۵۰ درصد از واردات نفت خام چین از خاورمیانه عبور میکند، این کشور امنیت تنگه هرمز را به عنوان یک منفعت وجودی تلقی میکند. چین با انجام رزمایشهای مشترک با ایران و روسیه خود را به عنوان تأمینکننده «کالاهای عمومی دریایی»[8] معرفی میکند و نقش نیروی دریایی ایالات متحده به عنوان تنها ضامن آزادی دریانوردی را به چالش میکشد. این حضور به عنوان عاملی بازدارنده در برابر هرگونه برنامه ایالات متحده یا اسرائیل برای مسدود کردن تنگه به عنوان ابزاری برای فشار بر تهران عمل میکند.
دیپلماسی متوازن: مثلث عربستان-ایران-چین
علیرغم تعمیق روابط با تهران، چین همچنان یک بازیگر عملگرا است که از اتحاد کامل با هر قدرت منطقهای واحدی اجتناب میکند. یکی از مؤلفههای اصلی رویکرد آن به تهدیدات علیه ایران، میانجیگری در روابط عربستان سعودی و ایران است که پکن آن را کلید ثبات منطقهای میداند. «توافقنامه پکن» در سال ۲۰۲۳ و اجرای مداوم آن از طریق کمیته مشترک سهجانبه در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، نقش تسهیل کننده چین را نشان میدهد که به دنبال کاهش تنشها قبل از نیاز به مداخله ایالات متحده است.
در دسامبر ۲۰۲۵، طی یک نشست سهجانبه در تهران، چین ریاض و تهران را تشویق کرد که به اصل حسن همجواری پایبند باشند و دخالتهای بیثباتکننده قدرتهای خارجی را رد کنند. استراتژی پکن ایجاد یک جبهه متحد در میان کشورهای منطقه برای رسیدگی به چالشهای مشترک، مانند درگیری اسرائیل و فلسطین و در نتیجه به حاشیه راندن نقش آمریکا به عنوان ضامن امنیت است. در کنار روابط اقتصادی و تجاری با ایران، چین روابط تجاری بسیار بزرگتری با عربستان سعودی و امارات متحده عربی دارد. در نتیجه، حمایت چین از ایران با نیاز به حفظ مشارکتهای استراتژیک جامع چین با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تعدیل میشود.
محدودیتهای کنشگری چین
تحلیل عمیق تحقیقات ارائه شده نشان میدهد که تحولات منطقه ای و تهدیدات علیه ایران، نوعی فرصتطلبی استراتژیک را برای بازیگران جهانی از جمله چین فراهم می کند. پکن در هنرِ شبه میانجیگری تجربه زیادی کسب کرده است. این امر به این معناست که در تلاشهای حل منازعه برای محافظت از منافع خود بدون پذیرش خطرات یا هزینههای مرتبط با میانجیگری سنتی یا تضمینهای امنیتی شرکت میکند. با این حال، یکی از عمیقترین بینشها در مورد استراتژی چین، «عدم تقارن اهمیت»[9] است. در حالی که ایران، چین را به عنوان یک شاهراه حیاتی میبیند، پکن ایران را به عنوان یک شریک استراتژیک مفید اما غیر حیاتی میبیند. شاید به همین دلیل است که رئیس جمهور شی جین پینگ از سال ۲۰۱۶، با وجود تبادلات متعدد در سطح بالا با رهبران خلیج فارس، سفر رسمی به ایران نداشته است.
چشمانداز آینده: پیشبینیهای استراتژیک برای باقی سال ۲۰۲۶
- عادیسازی رزمایشهای سهجانبه: کمربند امنیتی دریایی احتمالاً به یک سازوکار امنیتی دائمی تبدیل خواهد شد و احتمالاً گسترش خواهد یافت تا سایر اعضای بریکس مانند مصر یا آفریقای جنوبی را نیز در بر بگیرد و اقتدار دریایی ایالات متحده را بیش از پیش تضعیف کند.
- 2. جدایی مالی: استفاده از یوان دیجیتال و تسویه حسابهای مبتنی بر یوان به استانداردی برای تجارت ایران و چین تبدیل خواهد شد و به عنوان الگویی برای سایر کشورهای تحریمشده روسیه عمل خواهد کرد.
- 3. تشدید نظارت: در پی حوادث ۲۰۲۶، چین احتمالاً کمکهای فنی خود به ایران را افزایش خواهد داد و بر ارتقای هوش مصنوعی پلیس تمرکز خواهد کرد.
- تشدید «دیپلماسی وتو»: احتمالا چین همچنان از کرسی دائم خود در شورای امنیت سازمان ملل برای جلوگیری از هرگونه تلاش برای اعمال مجدد تحریمهای چندجانبه استفاده خواهد کرد و عملاً مکانیسم ماشه برجام را منسوخ کرده و ایالات متحده را مجبور به اتخاذ سیاست «یکجانبهگرایی» میکند. مسئلهای که موجب میشود آمریکا متحدان اروپاییاش را از خود بیگانه کند.
نتیجهگیری
رویکرد دولت چین در قبال تهدیدات علیه ایران، یک استراتژی جامع و یکپارچه است که برای حفظ جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک شریک کارآمد و ضد سلطه و در عین حال به حداقل رساندن مواجهه نظامی مستقیم چین طراحی شده است. پکن با بهرهگیری از ابتکار امنیت جهانی، یک «سپر حاکمیتی» در اطراف تهران ایجاد کرده است که پوشش دیپلماتیک، شریانهای اقتصادی و ابزارهای نظارتی فنی لازم برای مقاومت در برابر نوسانات داخلی و تجاوز خارجی را فراهم میکند. این مشارکت بر اساس ایدئولوژی مشترک ساخته نشده، بلکه بر اساس یک اتحاد استراتژیک علیه سلطه ایالات متحده بنا شده است. واکنش پکن همواره تابع اصول ثبات، عدم مداخله و حفاظت از جریانهای انرژی است. همزمان با ورود خاورمیانه به دورهای از آشفتگی بیسابقه در سال ۲۰۲۶، رابطه چین و ایران همچنان یکی از محورهای اساسی نظم چندقطبی جدید خواهد بود که بازدارندگی به رهبری غرب را به چالش میکشد و معماری امنیتی قرن بیست و یکم را شکل میدهد.
منابع
A close look at US’ predatory diplomacy, a stark expression of its ‘new imperialism’, accessed February 1, 2026, available at:
https://www.globaltimes.cn/page/202601/1354168.shtml
China’s Normative Balancing: Global Security Initiative and Middle East Security Architecture, accessed February 1, 2026, available at:
https://cejiss.org/images/_2025/19-3/Nanda_CEJISS_19-3.pdf
China: The Global Security Initiative Concept Paper (full text) – CVD, accessed February 1, 2026, available at:
https://cvdvn.net/2023/02/22/china-the-global-security-initiative-concept-paper-full-text/
China to continue to support Iran in safeguarding sovereignty, dignity: FM, accessed February 1, 2026, available at:
https://english.www.gov.cn/news/202507/17/content_WS687855fdc6d0868f4e8f43c8.html China’s Middle East Strategy in 2025: Between Iran and Israel – Beyond the Horizon ISSG, accessed February 1, 2026, available at:
https://behorizon.org/between-tehran-and-tel-aviv-chinas-strategic-balancing-act-in-the-middle-east/
China strongly condemns Israeli aggression against Iran, accessed February 1, 2026, available at:
https://socialistchina.org/2025/06/15/china-strongly-condemns-israeli-aggression-against-iran/
China’s Facilitation of Sanctions and Export Control Evasion | U.S., accessed February 1, 2026, available at:
https://www.uscc.gov/research/chinas-facilitation-sanctions-and-export-control-evasion
Foreign Ministry Spokesperson Mao Ning’s Regular Press Conference on January 13, 2026, accessed February 1, 2026, available at:
https://www.fmprc.gov.cn/mfa_eng/xw/fyrbt/202601/t20260113_11812020.html
Human Rights Council Adopts Resolution Extending Mandates of Fact-Finding Mission and Special Rapporteur on Iran and Calling for an Urgent Investigation into Human Rights Violations in Iran in the Context of the Protests Beginning 28 December 2025 | OHCHR, accessed February 1, 2026, available at:
[1]. Sino-Centrism
[2]. Bloc Confrontations
[3]. Predatory Diplomacy
[4]. Military Adventurism
[5]. surface-to-air missile (SAM)
[6]. CIPS
[7]. Maritime Security Belt
[8]. Maritime Security Belt
[9]. Asymmetry of Importance