کمند بهرامی، پژوهشگر مطالعات چین و دبیر اجرایی موسسه ایرانی مطالعات کمربند راه
سال 1404 یکی از دورههای مهم تاریخی جمهوری اسلامی ایران در مسیر تقویت استقلال اقتصادی و ایستادگی در برابر فشارهای بینالمللی بوده است. با بازگشت مجدد دونالد ترامپ به قدرت و تداوم سیاستهای محدودکننده واشنگتن، کشور در مسیری هوشمندانه برای بازتعریف روابط بینالمللی خود قرار گرفت. در این میان، نقش جمهوری خلق چین به عنوان اصلیترین شریک راهبردی و قدرت جهانی که تمایل به توسعه همکاریهای پایدار با تهران دارد، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. انتظارات ایرانیها از چین در این سال، بر محور تقویت تابآوری ملی و بهرهگیری از ظرفیتهای دوجانبه برای عبور از موانع تحریمی متمرکز شده است.
بستر کلان اقتصادی و افقهای راهبردی در بودجه ۱۴۰۴
تحولات اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۴ نشاندهنده تلاشی گسترده برای تحقق اهداف توسعهای در سایه محدودیتهای منطقه ای و جهانی است. دولت با نگاهی واقعبینانه در بودجه ۱۴۰۴، تعمیق روابط اقتصادی با چین را به عنوان یک «فرصت مثبت» و راهبردی برای نوسازی صنایع و خروج از چالشهای ناشی از ناترازی انرژی در نظر گرفته بود.
در این سال، جایگاه چین به عنوان بزرگترین مقصد صادراتی ایران تقویت شده است. اختصاص سهم عمدهای از صادرات نفت به بازار چین، نشاندهنده یک پیوند مستحکم و راهبردی میان دو کشور است که نه تنها پایداری درآمدهای ارزی ایران را در برابر نوسانات جهانی تضمین میکند، بلکه جایگاه ایران را در سبد تأمین انرژی شرق ارتقا میبخشد. این انتظار در میان نخبگان سیاسی ایران وجود داشته تا چین به عنوان یک «خریدار استراتژیک»، در برابر سیاستهای یکجانبهگرایانه و تهدیدات تعرفهای آمریکا ایستادگی کرده و مسیر را برای تامین منابع مالی پروژههای زیربنایی و سرمایهگذاری در بخشهای مولد باز کند.
شاخص کلان اقتصادی |
وضعیت در سال ۱۴۰۴ |
محور انتظارات از چین |
تاثیر راهبردی انتظاری |
نرخ رشد اقتصادی |
۲.۸٪ |
سرمایهگذاری در صنایع دانشبنیان و انرژیهای تجدیدپذیر |
خروج از رکود و تحقق بخشی از اهداف سند چشمانداز ۱۴۰۴ |
نرخ تورم |
بیش از ۴۰٪ |
تامین کالاهای اساسی و واسطهای با نرخ ترجیحی |
جلوگیری از گسترش فقر و مهار نارضایتیهای اجتماعی |
سهم صادرات نفت به چین |
۹۲٪ |
تضمین تداوم خرید علیرغم تعرفههای ۲۵ درصدی ترامپ |
تامین نقدینگی برای بودجه جاری و هزینههای پرسنلی دولت |
کسری بودجه |
بحرانی |
فعالسازی خطوط اعتباری سند ۲۵ ساله و تامین مالی پروژهها |
جلوگیری از تسخیر کامل بازار سرمایه توسط اوراق دولتی |
جدول 1. تحلیل آماری شاخصهای اقتصادی و نقش انتظاری چین در سال ۱۴۰۴
رویکرد نخبگان اقتصادی
بر اساس پژوهش حاضر رویکرد نخبگان اقتصادی ایران در سال ۱۴۰۴ بر این اصل استوار است که چین با استفاده از شبکههای مالی موازی، به عنوان موتور محرک همکاریهای تجاری باقی بماند. سیستمهای پرداخت نوین و تهاتر کالا در این سال به ابزاری کارآمد برای بیاثر کردن تحریمها تبدیل شدهاند که با تقویت آن، ایران میتواند از ظرفیتهای فنی پکن برای جهش در تولید داخلی بهرهمند شود.
شبکههای مالی موازی و سیستمهای پرداخت نوین: استفاده از سازوکارهایی مانند سیستم پرداخت بینالمللی همچنین، تهاتر کالا به کالا (مانند نفت در مقابل کالاهای مصرفی یا فناوری) به ابزاری کلیدی برای خنثیسازی تحریمها تبدیل میشود.
تأثیر بر تولید داخلی: ایران انتظار دارد چین با انتقال فناوریهای پیشرفته (مثلاً در صنایع پتروشیمی، خودروسازی یا انرژیهای تجدیدپذیر) و سرمایهگذاری در زیرساختها، به جهش تولید داخلی کمک کند. این همکاری میتواند وابستگی ایران به واردات را کاهش دهد.
انتظارات سیاسی –امنیتی حاکمیت ایران در عصر بحرانها
در سال ۱۴۰۴، ایران با مجموعهای از تهدیدات وجودی مواجه شد که شامل حملات هوایی به سایتهای هستهای و وقوع جنگ ۱۲ روزه بود. در این فضا، انتظار اصلی نخبگان سیاسی از چین، فراتر از بیانیههای دیپلماتیک، ورود به عرصه «حمایت امنیتی موثر» بود.
بدین منظور ایران به تقویت توان دفاعی خود (از طریق همکاریهای نظامی با چین) و همچنین فعالسازی دیپلماسی چندجانبه (با محوریت شرق) تأکید داشته و معتقد است چین به عنوان عضو دائم شورای امنیت، میتواند از ایران در مقابل تحریمها و فشارهای غرب حمایت کند. در این چهارچوب، ثبات منطقهای برای چین به مثابه امنیت انرژی است. به طوری که ایران خود را رکن امنیت انرژی چین میداند (به ویژه در کریدورهای ترانزیتی مثل ابتکار کمربند راه). بنابراین، انتظار دارد چین برای حفظ ثبات در خاورمیانه (به ویژه در تنگه هرمز)، نقش فعالتری ایفا کند. در خصوص همکاریهای دفاعی و انتقال فناوریهای پیشرفته نیز ایران انتظار دارد چین در حوزههایی مانند سامانههای موشکی، پهپادها، سایبری و دفاع هوایی، به انتقال دانش و تجهیزات بپردازد که این امر توازن قدرت در منطقه را به نفع ایران تغییر میدهد.
نقش چین در مدیریت بحرانهای داخلی و ثبات نظام
وقوع حوادث دی ماه ۱۴۰۴، انتظارات جدیدی را در حوزه فناوریهای امنیتی ایجاد کرد. نخبگان سیاسی در ایران انتظار دارند چین به عنوان یک «شریک استراتژیک دیجیتال»، ابزارهای لازم برای کنترل فضای مجازی و تقویت زیرساختهای نظارتی را فراهم کند. گزارشهای منتشر شده درباره نقش فناوریهای شرکتهایی نظیر «تیاندی» در ردیابی فعالان مدنی نشاندهنده تحقق بخشی از این انتظارات در لایههای امنیتی است. ایران انتظار دارد چین ثبات و امنیت تهران را به عنوان رکنی از امنیت انرژی و کریدورهای تجاری خود در نظر بگیرد. در لایههای دفاعی، انتظار میرود چین با انتقال فناوریهای پیشرفته و تجهیزات مدرن، به تقویت بنیه دفاعی ایران کمک کند. این اعتقاد شکل گرفته که همکاری راهبردی با پکن، توازن قدرت را در منطقه حفظ کرده و مانع از موفقیت سیاستهای مداخلهجویانه در خاورمیانه میشود.
دسته ای از تحلیلگران چینی مانند «هو شیجین» نیز معتقدند که نظام جمهوری اسلامی علیرغم فشارهای داخلی، به دلیل تعهد نخبگان نظامی و ریشههای مذهبی، تابآوری نشان خواهد داد، اما این تابآوری منوط به تداوم حمایتهای اقتصادی و تکنولوژیک چین است. در واقع، ایران انتظار دارد چین ثبات نظام تهران را به عنوان بخشی از امنیت ملی خود تعریف کند. چرا که سقوط ایران میتواند توازن قدرت در خاورمیانه را به نفع آمریکا تغییر داده و چین را از یک کریدور حیاتی محروم سازد.
دیپلماسی در سایه تهدیدهای ترامپ و مکانیسم ماشه
با بازگشت دونالد ترامپ به قدرت و تهدیدات صریح او مبنی بر اعمال تعرفههای سنگین بر کشورهایی که با ایران همکاری میکنند، ایران انتظار داشت پکن به عنوان یک «سپر تعرفهای» عمل کند. واکنش وزارت خارجه چین به تهدیدات تعرفهای ترامپ، مبنی بر مخالفت با یکجانبهگرایی، تا حدودی انتظارات دیپلماتیک تهران را برآورده کرد، اما نخبگان سیاسی ایران با استناد به تجربه روابط با قدرت های بزرگ در طول سده های اخیر، همچنان نگران هستند که پکن در یک معامله کلان با واشنگتن، ایران را کنار بگذارد. در ماجرای فعال شدن مکانیسم ماشه توسط تروئیکای اروپایی و همچنین در مجامع بینالمللی و دیگر فشارهای کشورهای غربی، انتظار ایران از چین این است که از حق حاکمیت ایران دفاع کرده و مانند وزنه تعادلی در برابر زیادهخواهیهای واشنگتن عمل کند.
سند همکاری ۲۵ ساله: از آرمانگرایی تا واقعیتهای زیرساختی
در سال ۱۴۰۴ سند همکاریهای ۲۵ ساله ایران و چین که در سال ۱۴۰۰ وارد فاز اجرایی شده بود، با آزمونهای سختی روبرو شد. انتظارات بخشهای اجرایی و دولتی ایران از این سند در سال ۱۴۰۴ بر محورهای زیر متمرکز بوده است:
توسعه زیرساختهای ترانزیتی و کریدورهای انرژی: ایران انتظار دارد چین با سرمایهگذاری در بخش حملونقل، موقعیت ژئواکونومیک کشور را احیا کند. پروژههایی نظیر اتصال ریلی مشهد – هرات به سمت چین از طریق کریدور واخان در افغانستان اولویتی راهبردی برای اتصال ایران به شرق دور محسوب میشود. همچنین، اعلام آمادگی رئیس جمهور پزشکیان در دیدار با شی جینپینگ در اجلاس شانگهای برای احداث خطوط قطار سریعالسیر و بزرگراههای نوین، نشاندهنده سطح بالای انتظارات دولت چهاردهم از توان فنی چین است.
چالشهای صنعتی و انتقال فناوری: در حوزه خودروسازی و انرژیهای تجدیدپذیر، انتظارات ایران بر انتقال تکنولوژی متمرکز است. با این حال، گزارشهای اتاق بازرگانی و تحلیلهای رسانهای نشان میدهد که چینیها در یک دهه اخیر تمایل چندانی به سرمایهگذاری واقعی بلندمدت در صنعت خودروی ایران نشان ندادهاند و بیشتر به دنبال بازاری برای فروش محصولات خود بودهاند. این تضاد میان «انتظار انتقال دانش» از سوی ایران و «استراتژی فروش محصول» از سوی چین، یکی از گلوگاههای اصلی روابط در سال ۱۴۰۴ در نظر گرفته شده است.
پروژه/حوزه همکاری |
انتظارات اجرایی ایران در ۱۴۰۴ |
وضعیت و چالشهای موجود |
شبکه اینترنت نسل پنجم و ارتباطات |
پوشش سراسری و بومیسازی تجهیزات توسط شرکت های چینی |
محدودیتهای ناشی از تحریم و ریسکهای امنیتی نفوذ اطلاعاتی |
استخراج معادن طلا |
بهرهبرداری مشترک و تامین نقدینگی ارزی |
انتقادات اجتماعی مبنی بر واگذاری منابع ملی به بیگانگان |
توسعه بنادر جنوب |
تبدیل جاسک و چابهار به قطبهای انرژی چین |
رقابت چین در بنادر پاکستان (گوادر) و احتیاط در سرمایهگذاری سنگین |
خودروهای برقی |
تامین ناوگان حملونقل عمومی شهرهای بزرگ |
تحمیل قیمتهای بالا و وابستگی در تعمیر و نگهداری |
جدول2. انتظارات ایران و وضعیت کنونی در حوزههای همکاری مختلف
دیدگاه نخبگان دانشگاهی و کارشناسان: نقدی بر «رمانتیکگرایی راهبردی»
در سال ۱۴۰۴، ادبیات دانشگاهی و تحلیلهای نخبگان در ایران شاهد یک چرخش واقعگرایانه در قبال چین بود. پژوهشگرانی حوزه چین با نقد رویکرد حاکمیت، معتقدند که انتظارات ایران از چین اغلب با واقعیتهای محیط بینالمللی همخوانی ندارد. برخی نقدهای وارده از سوی نخبگان شامل مواد زیر است:
گمان ضرورت وجودی ایران برای چین: یکی از نقدهای جدی مطرح شده در محافل آکادمیک ایران، این فرض سنتی در میان سیاستمداران ایرانی است که «ایران دیوار دفاعی غرب چین است و اگر سقوط کند، چین آسیب میبیند». کارشناسان معتقدند این نوع نگاه باعث شده تا ایران قدرت چانهزنی خود را به درستی محاسبه نکند. واقعیت این است که در سال ۱۴۰۴، چین منافع خود را در یک «تقابل مدیریت شده» با آمریکا میبیند و تمایلی ندارد ایران را به اولویت اول خود در برابر واشنگتن تبدیل کند.
نقد «روابط ادواری» و فقدان استراتژی کلان: تحلیلهای دانشگاهی در زمستان ۱۴۰۴ نشان میدهد که روابط دو کشور به دلیل انفعال ایران و عدم شفافیت در استراتژی کلان سیاست خارجی، همچنان «دورهای» باقی مانده است. کارشناسان هشدار میدهند که تا زمانی که ایران تکلیف خود را با غرب و تحریمها روشن نکند، چین همچنان به ایران به عنوان یک «شریک اضطراری و کمهزینه» خواهد نگریست که تنها در مواقع نیاز به سراغ پکن میآید. همین امر باعث می شود که افکار عمومی و نگاه مردم ایران به چین به شدت تحت تاثیر دو پدیده فشارهای معیشتی و وقایع سیاسی داخلی محدود و ارزیابی شود. چنانچه در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، کاربران ایرانی علیرغم برخی تردیدهای ناشی از تبلیغات رسانههای خارجی، نسبت به توانمندیهای تکنولوژیک چین (به ویژه در حوزههایی مانند خودروهای برقی و گوشیهای هوشمند) نگاهی تحسینآمیز دارند. انتظار عمومی از دولت این است که روابط با چین به گونهای تنظیم شود که ثمرات آن در معیشت مردم و بهبود کیفیت کالاهای مصرفی به وضوح مشاهده شود.
موانع ساختاری در جذب سرمایه چینی: کارشناسان اتاق بازرگانی در گزارشهای پایان سال خود به سه مانع اصلی اشاره کردهاند که مانع تحقق انتظارات اقتصادی ایران شده است:
- بوروکراسی اداری و تغییرات مکرر قوانین در ایران که باعث فرار سرمایهگذاران چینی شده است؛
- تحریمهای بانکی و مالی که هزینه انتقال فناوری را تا ۴۰ درصد افزایش داده است؛
- نبود مرجع واحد تصمیمگیری که باعث شده پیشنهادات بزرگ اقتصادی چین در پیچوخم بروکراسی ایران بیپاسخ بماند.
افکار عمومی ایرانی نگران نوعی انفعال عملی از سوی چین بوده اند. به نظر مردم، علیرغم حمایتهای اعلامی پکن، در جریان بحرانهای نظامی سال ۱۴۰۴ (مانند حمله به سایتهای هستهای)، واکنش چین صرفاً در سطح محکومیتهای دیپلماتیک باقی ماند و اقدام ملموس امنیتی صورت نگرفته است.
نتیجهگیری
انتظارات جامعه و حاکمیت ایران از چین در بستر تحولات سال ۱۴۰۴، بر نوعی دوگانگی و شکاف ادراکی دلالت دارد. از یکسو، نگاه رسمی و حاکمیتی، با تأکید بر ضرورت مقابله با تحریمها و نیاز به توسعه زیرساختی، چین را شریکی راهبردی و توانمند میبیند که میتواند در احیای اقتصاد و تقویت امنیت ملی ایران نقش موثری ایفا کند. از سوی دیگر، بخشی از افکار عمومی ایران به همراه برخی نخبگان دانشگاهی، با استناد به تجربیات گذشته، نسبت به تحقق وعدهها و همچنین متوازنبودن منافع در این همکاری نسبتا خوشبین نیستند. واقعیتهای تعامل در سال ۱۴۰۴ نیز نشان داد که اگرچه چین به دلیل رقابت ساختاری با آمریکا، منافع مشترکی با ایران دارد، اما این همکاری را در چهارچوب منافع ملی خود و محدودیتهای نظام بینالملل پیش میبرد و بر اساس ماهیت مشارکتی دیپلماسی خود از پرداخت هزینههای سنگین امنیتی برای تهران خودداری میکند.
محققنشدن برخی انتظارات کلان (مانند جذب سرمایه در ابعاد وعدهدادهشده یا انتقال فناوریهای حساس)، لزوم بازنگری واقعبینانه در استراتژی «نگاه به شرق» و تلاش برای تبدیل این رابطه از یک همکاری اضطراری به یک شراکت راهبردی پایدار و متقابل را آشکار میسازد. این تحول، مستلزم انجام اصلاحات داخلی برای جذابترکردن فضای سرمایهگذاری، تنوعبخشی به روابط اقتصادی جهانی و تعریف ماهیت مشارکت و نه اتحاد در تعامل با پکن است.
منابع
Analyzing China’s Attitudes Towards Iran and the Middle East, January 28, 2026 Brookings Institution, “How is China positioning itself as Iran’s regime teeters?”, January 2026.
Foundation for Defense of Democracies (FDD), “As Protests Surge, China Signals Its Distance From Tehran”, January 2026.
RFE/RL, “China’s Ties With Iran Show Their Limits Amid Protests And US Threats”, January 2026.
China-Global South Project, “Chinese Analysts: Iran Will Endure External Pressure”, January 2026.
What’s on Weibo, “The Weibo Battlefield in the US-Iran Conflict”, January 2026.
IranWire, “China’s Limited Support for Iran During War Exposes Partnership Gaps”, August 2025.
Rostam Zyaei, “Is China Cautious or is Iran Hesitant?”, Scientific Notes, February 2026.
Global Times, “Iranian and US embassies launch war of words on China’s social media”, 2026.
INSS, “China’s Interests in the Israel–Iran War”, 2026.
IRNA News Agency, “Iran-China Rail Connection via Afghanistan”, January 2026.