شانگهای از زمان گشایش بهعنوان یک «بندر پیمانی» در سال ۱۸۴۳، تحولی ۱۸۰ ساله را طی کرده و از یک شهر کوچک منطقه جیانگنان به یک کلانشهر جهانی بدل شده است. بررسی این فرایند نشان میدهد که ترکیب موقعیت جغرافیایی ممتاز، ظرفیت اقتصادی، پویایی فرهنگی، تحولات اجتماعی و فرصتهای حاصل از تحولات بینالمللی، بنیان موفقیت این شهر را شکل داده است. جایگاه منحصر به فرد شانگهای در میان شهرهای تجاری ساحلی، در درجه اول از موقعیت جغرافیایی مطلوب آن ناشی میشود. شانگهای به عنوان یک بندر کنار رودخانه، در دهانه رودخانه یانگ تسه و در میانه خط ساحلی چین -یک مسیر اصلی کشتیرانی برای محمولهها- قرار دارد و در قلب دلتای رودخانه یانگ تسه، منطقهای مشهور به تولید چای و ابریشم، واقع شده است. ضمن اینکه، سنتهای باز، عقلانیت و تأکید بر آموزش در منطقه جیانگنان به همراه با فرهنگ تجاری غنی آن، روحیه تلاش برای تغییر و نوآوری را تقویت میکند و در سیر تکامل خود همواره میکوشد تا با زمان همگام باشد. این عوامل نه تنها ژنهای زیربنایی نوسازی موفقیتآمیز شهر، بلکه نیروی محرکه رشد آینده آن نیز هستند. البته تبدیل شانگهای از یک منطقه در شهرستان جیانگنان به یک قطب اقتصادی چند منظوره، ارتباط نزدیکی با تاریخ طولانی صلح و ثبات آن نیز دارد. شایان ذکر است که از جنگ تریاک در سال ۱۸۴۰ تا تأسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹، شانگهای حدود ۱۳ سال از تقریباً ۱۱۰ سال را مستقیماً در معرض جنگ قرار داشته است.
در ارتباط با ورود تاریخی و اولیه شهر شانگهای به فرایند جهانی شدن میتوان ضعف و بیکفایتی دولت و سلسله چینگ را به عنوان نقطه آغاز ورود منفعلانه این شهر به فرایند جهانی شدن دانست. در عمل، این گشایش منفعلانه به شانگهای، به عنوان مرکز شبکههای تجاری و ارتباطی چین، اجازه داد تا در چرخه اقتصاد جهانی شرکت کند. در روزهای اولیه جهانی شدن، شانگهای اولین شهر شرق آسیا بود که متحول شد و قوانین، نهادها و نظمی جدید و مبتنی بر تجارت را ایجاد کرد. حفظ صلح و آرامش بلندمدت، سازگاری با روندهای جهانی، جذب استعدادهای متنوع و توسعه تجارت و تولید، شانگهای را قادر ساخت تا پس از اواخر سلسله چینگ به قدرتمندترین شهر چین تبدیل شود. اهالی شانگهای با جدیت تغییرات و اصلاحات را دنبال کردند و قاطعانه شانگهای را از یک شهر تجاری به کلانشهری با تأکید بر صنعت و تجارت تبدیل کردند. تا سال ۱۸۹۴، شانگهای دارای ۱۰۸ شرکت بود که آغاز ظهور آن به عنوان یک مرکز تولید صنعتی را رقم زد. تا اوایل قرن بیستم، جمعیت شانگهای از یک میلیون نفر فراتر رفت و به بزرگترین شهر چین تبدیل شد. با از دست رفتن حاکمیت دریایی آن، صنعت و کشتیرانی اقیانوسی شانگهای مدرن عمدتاً توسط شرکتهای خارجی اداره میشد که منجر به ماهیتی استعماری و غارتگرانه گردید. برغم این شرایط، توسعه کشتیرانی اقیانوسی شانگهای، آن را به عنوان یک شهر مرکزی تثبیت کرد و با موفقیت چین را به جهان متصل نمود. آمارها نشان میدهد که بین سالهای ۱۸۹۵ تا ۱۹۱۱، ۱۱۲ شرکت صنعتی جدید با مالکیت داخلی در شانگهای تأسیس شد که یک چهارم از کل کشور را تشکیل میداد و آن را به یک مرکز تولید عمده تبدیل کرد. به عنوان نمونه، در صنعت ماشینآلات، تعداد کارخانههای داخلی تا سال ۱۹۲۰ به ۱۱۴ رسید. در طول جنگ جهانی اول، نفوذ سرمایه خارجی به شدت کاهش یافت و پارچه نخی و آرد تولید شده در شانگهای به اولین محصولات صنعتی بزرگ چینی تبدیل شدند که به اروپا صادر میشدند. متعاقباً، شرکت دخانیات برادران نانیانگ از برادران جین، گروههای نساجی و آرد شنشین و فوشین از خانواده رونگ و گروه شرکتهای لیو هونگشنگ یکی پس از دیگری ظهور کردند. تا سال ۱۹۳۳ پایتخت صنعتی شانگهای 60 درصد از مجموع ۱۲ شهر بزرگ چین را تشکیل میداد و تولید خالص آن 66 درصد از کل تولید ملی بود. به این ترتیب، شانگهای به شهری پیشگام در فرایند صنعتی شدن مدرن تبدیل شد.
شانگهای زادگاه طبقه کارگر چین بود. زیرا با تعمیق فرایند صنعتی شدن، پرولتاریای صنعتی به تدریج رشد و رونق یافت. در سال ۱۹۲۱، شانگهای بیش از ۵۰۰۰۰۰ کارگر داشت که یک چهارم کل کارگران کشور را تشکیل میداد. رشد و افزایش آگاهی طبقاتی طبقه کارگر چین، با کارگران شانگهای به عنوان هسته اصلی، پایه تأسیس حزب کمونیست چین را بنا نهاد. چرا که طبقه کارگر که به شدت تحت ستم بود، روحیهای بسیار انقلابی داشت. در طول دوران اعتصاب، کارگران آشکارا خواستههای سیاسی خود را اعلام کردند: «ما، صدها هزار کارگر، حاضریم جان خود را فدا کنیم تا از دانشگاه و تجارت در مبارزه با قدرت وحشیانه حمایت کنیم». هدف اعتصاب «جلوگیری از تبدیل شدن کشور به کره شمالی دوم» و «غلبه بر اراده دولت و نجات آن از نابودی» بود. در نتیجه، شانگهای به شهری تبدیل شد که در آن برای اولین بار آگاهی ملی بیدار شد و بسیج انقلابی گستردهترین شکل خود را داشت.
امتیازات، سرزمینهای اجارهای بودند که به زور توسط قدرتهای امپریالیستی از طریق معاهدات نابرابر در چین به دست آمده بودند و نشان دهنده از دست دادن حاکمیت توسط چین تضعیف شده در آن زمان بودند. با این حال، ظهور این امتیازات پیامد دیگری نیز داشت: آنها شکافی در ساختار آهنین حکومت استبدادی چین ایجاد کردند. در نتیجه، این امتیازات به مکانی ایدهآل برای فعالیتهای انقلابی تبدیل شدند. شبکه رسانهای توسعهیافته شانگهای، گسترش اولیه مارکسیسم را تسهیل کرد. در سال ۱۸۹۹، «وان گوئو گونگ بائو»، که توسط انجمن گوانگژو شانگهای تأسیس شده بود، برای اولین بار از مارکس و انگلس نام برد. در سال ۱۹۰۳، کتابفروشی گوانگژی شانگهای کتاب «سوسیالیسم مدرن» را منتشر کرد که اولین اثر ترجمهشده برای معرفی سیستماتیک دکترین سوسیالیستی بود. این کتاب زندگی، آثار و دکترینهای مارکس را شرح میدهد و او را «مردی بزرگ از نسل خود» و دکترینهای او را «دکترین تثبیت شده سوسیالیسم» توصیف میکند. انجمن شیجی شانگهای تصویری از مارکس را منتشر کرد که بعدها به عنوان جلد اولین ترجمه کامل چینی «مانیفست کمونیست» مورد استفاده قرار گرفت.
ظهور جنبش فرهنگ نوین
با ظهور جنبش فرهنگ نوین، شانگهای به مرکزی برای گردهمایی و فعالیتهای روشنفکران پیشرفته تبدیل شد. در اوایل دهه ۱۹۲۰، این شهر به طور فزایندهای به مکانی برای اشتیاق و گردهمایی این روشنفکران پیشرفته تبدیل گشت. لو شون اظهار داشت: «اگرچه پکن منشأ جنبش چهارم مه بود، اما از زمان پراکندگی کسانی که از جوانان نو و موج نو حمایت میکردند، سه سال از ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۲ بیشتر شبیه ویرانی یک میدان جنگ باستانی بوده است». در مقابل، محیط سیاسی و فرهنگی شانگهای بسیار آرامتر بود و به واسطه بخش فرهنگی توسعهیافته و ارتباطات گستردهاش با چین و سایر نقاط جهان، به وضوح به مرکزی برای گردهمایی روشنفکران پیشرفته تبدیل شده بود.
شانگهای مرکز صنعت، امور مالی، تجارت، علم و فناوری، کشتیرانی، فرهنگ، نشر و آموزش چین است. همان طور که اشاره شد، این شهر مرکز کلیدی برای گسترش اولیه مارکسیسم و محل تجمع متراکمترین طبقه کارگر چین بود. این شهر تمام شرایط لازم برای ظهور یک حزب سیاسی مارکسیستی را داشت. تأسیس حزب کمونیست چین در آن نتیجه نوسازی شانگهای بود و تأسیس و فعالیتهای پر جنب و جوش آن، فصلی پویا در تاریخ مدرن شانگهای را تشکیل میدهد. البته شهر شانگهای همیشه ملایم و مطیع نبود و تحت فشار دشمنان قدرتمند، تمایلات انقلابی و شورشی از خود نشان میداد. موج ناسیونالیسم که با حمله ژاپن به چین برانگیخته شد، شانگهای را به مرکز مقاومت در برابر تجاوز ژاپن و نجات ملی تبدیل کرد و «راهپیمایی داوطلبان» در شانگهای متولد شد.
پس از تأسیس چین نو، کارکردهای شهری شانگهای دستخوش تغییرات بزرگی شد: از یک شهر مرکزی چندمنظوره به یک مرکز تولیدی و پایگاه صنایع سنگین تبدیل شد. همچنین، به یک شهر صنعتی و تجاری و شهر مرکزی منطقهای تبدیل شد که از ساخت و ساز ملی اطاعت و به مناطق داخلی خدمترسانی میکرد. تا 20 ژانویه 1956، تمام 88093 شرکت سرمایهداری در شانگهای در 203 صنعت به شرکتهای مشارکتی دولتی-خصوصی تبدیل شده بودند. در سال 1958، شورای دولتی شانگهای، جیادینگ و ده شهرستان دیگر تحت حوزه قضایی منطقه اداری ویژه سونگجیانگ از استان جیانگسو را به شانگهای منتقل کرد و مساحت شهر را از 618 کیلومتر مربع به 6185 کیلومتر مربع گسترش داد. این امر پایه و اساس توسعههای بعدی شانگهای را بنا نهاد. در سال ۱۹۶۳، شانگهای رسماً هدف خود را تبدیل شدن به یک پایگاه صنعتی و علمی پیشرو تعیین کرد. تلاشهای تحقیقاتی در زمینههای هواشناسی، موشکسازی، نیروگاههای هستهای در حال انجام بود. در چنین شرایطی، توسعه شهر علمی جیادینگ و مناطق صنعتی مینهانگ، تائوپو، پنگپو، ووجینگ، گائوکیائو، کائوهجینگ و آنتینگ در حال انجام بود. عبارت «ساخت شانگهای» به نماد افتخار و برند این شهر تبدیل شد. محصولاتی مانند ساعتهای شانگهای، دوچرخه و چرخهای خیاطی در سراسر کشور محبوب شدند. طبق آمار، قبل از دهه ۱۹۹۰، برندهای شانگهای تقریباً ۸۰٪ از کل برندهای کشور را تشکیل میدادند.
سیاست اصلاحات چین، باز شدن درهای بسته
در سال ۱۹۷۸، چین سیاست اصلاحات و درهای باز خود را آغاز کرد. با این حال، در آن هنگام تأثیر منفی ساختار صنعتی نامتوازن شانگهای از قبل آشکار شده بود. در سال ۱۹۸۰، در حالی که شانگهای هنوز بالاترین تولید ناخالص داخلی را در چین حفظ میکرد، در پنج حوزه کلیدی رتبه آخر را داشت: تراکم جمعیت شهری، تراکم ساختمانهای شهری، سرانه فضای زندگی، تراکم ترافیک جادهای و آلودگی. شانگهای شروع به تنظیم ساختار و طرح صنعتی خود کرد و یک طرح جامع برای شهر تدوین نمود. صنایع درجه سه به تدریج بهبود یافتند و سهم آنها از ۱۸.۶۱٪ در سال ۱۹۷۸ به ۳۰.۹۴٪ در سال ۱۹۹۰ افزایش یافت. در سال ۱۹۸۴، شانگهای در دسته دوم شهرهایی قرار گرفت که به روی جهان خارج باز بودند و روند اصلاحات آهسته اما پیوستهای را آغاز کرده بود. به تدریج اجماعی پدید آمد که شانگهای باید از یک شهر صنعتی به یک کلانشهر بینالمللی چندمنظوره با تأکید بر صنایع خدماتی مدرن و تولید پیشرفته تبدیل شود.
در ابتدای دهه 90 میلادی، کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و شورای دولتی، توسعه و بازگشایی پودونگ را اعلام کردند که نقطه عطفی در توسعه شهری شانگهای محسوب میشد. پودونگ به کانونی برای سرمایهگذاری بینالمللی و ویترین و نمادی از اصلاحات و گشایش چین تبدیل شد. تا سال ۲۰۰۰ تولید ناخالص داخلی شانگهای ۱۵ برابر سال ۱۹۹۰ بود و میانگین رشد سالانه آن ۲۰ درصد بود. احساسات ساکنان شانگهای که مدتها تختی در پوکسی را به اتاقی در پودونگ ترجیح میدادند، شروع به تغییر کرد. شانگهای از خاکستر دوباره متولد شد و وارد مسیر سریع توسعه گردید. بسیاری از «اولینهای» پیشگام در شانگهای متولد شدند که اولین بورس اوراق بهادار در چین جدید، اولین سهام و اولین قطعه زمین اجارهای از آن جمله هستند. شانگهای به وحدتی ارگانیکِ «پیشگام، مقاوم و عملیاتی» پایبند است تا نوآوری، توسعه دگرگونکننده، تنظیم و ارتقاء مداوم ساختار صنعتی خود و توسعه سریع بخش مالی را هدایت کند. از نظر توسعه شهری، نوسازی شهر قدیمی سرعت گرفته و مناطق تاریخی برای حفاظت جامع ایجاد شدهاند. زیرساختهای شهری به طور قابل توجهی بهبود یافته و کمربند زنگزده صنعتی را به یک قطب زندگی پر جنب و جوش و کارآفرینی تبدیل کرده است. منظره شهر دستخوش تحول چشمگیری شده است. خانههای باغی کم ارتفاع و آسمانخراشهای شیشهای تضاد چشمگیری ایجاد میکنند. از سال ۲۰۱۸ رویکرد نوسازی شهری از «تخریب و نوسازی با رویکرد اصلی تخریب» به «حفظ و تخریب با رویکرد اصلی حفاظت» تغییر یافته است.
در پی تکامل زیرساختها در این شهر، اهداف استراتژیک توسعه شهری شانگهای تکوین و تکامل یافتند. در سال ۱۹۹۲، چهاردهمین کنگره ملی حزب کمونیست چین به وضوح هدف تبدیل شانگهای به یک مرکز بینالمللی اقتصادی، مالی و تجاری را بیان کرد و بعداً هدف جدید تبدیل شدن به یک مرکز کشتیرانی بینالمللی را نیز به آن اضافه نمود. در سال ۲۰۱۴، دولت مرکزی ماموریت جدید ساخت یک مرکز نوآوری علمی و فناوری بینالمللی را به شانگهای محول کرد و بدین ترتیب رسماً طرح «پنج مرکز» شکل گرفت. در سال ۲۰۰۱، شورای دولتی ساخت بندر آبهای عمیق یانگشان را تصویب کرد که در سال ۲۰۰۵ افتتاح شد. تکمیل بندر آبهای عمیق یانگشان چشمانداز کشتیرانی جهانی را متحول کرد و بندر شانگهای برای بیش از ده سال متوالی بالاترین میزان جابجایی کانتینر در جهان را حفظ کرد. به واسطه نمایشگاه جهانی شانگهای ۲۰۱۰ و توسعه همزمان «سه بندر» (بندر، فرودگاه و مرکز اطلاعاتی)، «سه شبکه» (شبکههای حمل و نقل ریلی، بزرگراه و آبراههای داخلی) و «دو جاده» (بزرگراهها و راهآهنهای پرسرعت)، توسعه شهر دستخوش تحولات سریعی شده است. حمل و نقل ریلی که از هیچ آغاز گردید، اکنون به طولانیترین مسیر جهان تبدیل شده است.
در سال ۲۰۰۸، بحران مالی جهانی به شانگهای ضربه زد و به روند ۱۶ ساله رشد دو رقمی تولید ناخالص داخلی آن پایان داد. با این حال، همچنان در جستجوی تغییر در میان سختیها، پیشگام حرکت به سمت توسعه مبتنی بر نوآوری و تحولآفرینی بود. در سال ۲۰۱۳، منطقه آزاد تجاری آزمایشی چین (شانگهای) رسماً راهاندازی شد و پس از ایجاد مناطق ویژه اقتصادی، مناطق توسعه و پارکهای صنعتی، این شهر سکوی مهمی برای اصلاحات و نوآوری در کشور محسوب میشد. در حال حاضر، ۲۱ منطقه آزاد تجاری آزمایشی و بندر تجاری هاینان در سراسر کشور تأسیس شدهاند و یک شبکه آزمایشی را تشکیل میدهند که مناطق شرقی، غربی، جنوبی، شمالی و مرکزی را در بر میگیرد و انرژی مثبتی را به توسعه اقتصادی با کیفیت بالای چین و اقتصاد جهانی تزریق میکند. شانگهای به طور مداوم تجارت با کیفیت بالا را توسعه داده، عملکرد قطب تجاری خود را تقویت کرده، سهم بازار جهانی خود را افزایش داده و به بزرگترین شهر بندری تجاری جهان تبدیل شده است. در حدی که در سال 2021، حجم تجارت بندر شانگهای به 10.1 تریلیون یوان رسید و سهم جهانی آن را تقریباً به 3.6 درصد افزایش داد و حجم کل واردات و صادرات آن برای اولین بار از 4 تریلیون یوان فراتر رفت. نمایشگاه بینالمللی واردات چین، پلتفرمی ملی برای ترویج درهای باز در سطح بالا، برای سالهای متوالی با موفقیت توسط شانگهای برگزار شده است.
امروزه، شانگهای به تدریج به عنوان یک شهر جهانی پررونق در حال خیزش و خودنمایی است. در حالی که شانگهای ویژگیهای مشترکی با سایر شهرهای جهانی دارد، به هیچ وجه تقلیدی از آنان نیست و در عوض، ویژگیهای متمایز خود را دارد. این ویژگیها توسط شرایط ملی چین، سنتهای تاریخی و فرهنگی و فرایند توسعه خود آن شکل گرفتهاند. اگر بخواهیم اسرار توسعه شهری شانگهای را در طول ۱۸۰ سال گذشته خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت که عبارتند از: «گشودگی، نوآوری و شمول». به نظر میرسد که ساختن یک کلانشهر بینالمللی سوسیالیستی با نفوذ جهانی و ایجاد یک شهر مردمی با مشارکت همه از نقاط قوت این شهر است. این شهر با قدرت به سمت اهداف اعلامی خود گام برمیدارد و دلایل متقنی وجود دارد که باور کنیم در آینده جهان شاهد معجزات بیشتری از سوی شانگهای خواهد بود.