درباره کتاب
ظهور چین احتمالا به عنوان مهمترین تحول سیاسی قرن بیست و یکم تلقی میشود. فرایند خیزش چین سؤالات بسیار مهمی را به وجود آورده است. از جمله اینکه: چین در آینده چه شکلی خواهد بود؟ و ظهور چین چه معنایی برای بقیه جهان خواهد داشت؟ این کتاب که توسط تأثیرگذارترین متفکر سیاست خارجی چین یان شوئه تونگ نوشته و توسط ابوالفضل علماییفر ترجمه شده است، با توجه به گذشته چین و نگرش کنفسیوسی، چشماندازی را برای دهههای آینده ترسیم میکند.
هدف اصلی کتاب، بررسی و استخراج بینشهای تحلیلی و هنجاری از فلسفههای سیاسی دوره «پیش از دودمان چین»[1] (قبل از ۲۲۱ قبل از میلاد) بهویژه دوره دولتهای متخاصم و به کارگیری آنها برای درک سیاست بینالملل معاصر است. در این چهارچوب، بر خلاف واقعگرایی سنتی غربی که قدرت را عمدتاً در نیروهای مادی (اقتصاد و ارتش) میبیند، یان استدلال میکند که رهبری سیاسی-اخلاقی جزء اصلی قدرت ملی و بینالمللی است. یک رهبر با فضیلت و اخلاق، سیاستهای محتاطانه و مورد حمایت مردم را اتخاذ میکند که در بلندمدت منجر به افزایش قدرت جامع دولت میشود. این دیدگاه، عنصر اخلاق و هنجارها را به هسته تحلیل روابط قدرت بینالمللی وارد میکند.
در واقع یان در این کتاب با الهام از متفکران پیش از چین، به ویژه مکتب کنفوسیوسی، بر تمایز قائل شدن میان اقتدار انسانی و هژمونی تأکید مینماید:
- هژمونی[2]: حکومتی که عمدتاً بر قدرت نظامی و اقتصادی تکیه دارد تا بر دیگران تسلط یابد، بدون آنکه الزاماً از لحاظ اخلاقی برتر باشد (یان اغلب ایالات متحده آمریکا را به عنوان نمونهای از هژمونی معاصر ذکر میکند).
- اقتدار انسانی[3] یا فرمانروایی فرزانه: حکومتی که قدرت واقعیاش را از رهبری سیاسی-اخلاقی، فضیلت، جذب فرهنگی و پیروی از هنجارهای بینالمللی به دست میآورد. از این منظر، قدرت اقتصادی و نظامی اهمیت دارند، اما تابع اقتدار اخلاقی هستند.
این کتاب پیشنهاد میکند که اگر چین در پی تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ جهانی و تأثیرگذار (بهجای یک هژمونِ صرف) است، باید استراتژی خود را بر اساس مفهوم اقتدار انسانی بنا کند؛ یعنی، از طریق هنجارهای اخلاقی، جاذبه فرهنگی و ارائه مدل حکمرانی بهتر برای سیستم بینالمللی، نفوذ خود را افزایش دهد.
درباره نویسنده
یان شوئه تانگ در دسامبر 1952 در تیانجین چین به دنیا آمد. او در سال ۲۰۰۸ توسط مجله آمریکایی فارن پالیسی به عنوان یکی از ۱۰۰ متفکر برتر جهان معرفی شد. او چندین سال است که توسط «الزویر»[4] به عنوان تنها دانشمند علوم سیاسی در میان محققان چینی با بیشترین استناد به مقالاتش معرفی شده است. او در حال حاضر، استاد برجسته و رئیس موسسه روابط بینالملل دانشگاه چینهوا، دبیرکل «مجمع جهانی صلح»[5]، سردبیر و بنیانگذار «مجله چینی سیاست بینالملل»[6]، نایب رئیس «انجمن مطالعات روابط بینالملل چین»[7] و «انجمن مطالعات آمریکا چین»[8] است.
در حیطه نظریهپردازی، او بنیانگذار «رئالیسم اخلاقی»[9] است. این مفهوم در واقع الگویی رئالیستی نئوکلاسیک در روابط بینالملل است که از جبر سیاسی و اندیشه سیاسی چین باستان بهره میبرد. ایده بنیادین رئالیسم اخلاقی این است که نوع رهبری سیاسی (به طور خاص، پاسخگویی داخلی و اعتبار خارجی آن) متغیر اصلی در توضیح جهتگیری راهبردی کشورهای پیشرو و نیز در تحول نظام بینالملل است. کتاب او در سال ۱۹۹۶ با نام «تحلیل منافع ملی چین»[10]، به شناسایی و تحلیل منافع چین در نظام بینالملل میپردازد.
در جهان غرب، یان شوئه تونگ اغلب به عنوان یک مشاور سیاسی جنگطلب و دشمن بینالمللگرایان لیبرال شناخته میشود. اما تصویر بسیار متفاوتی از این کتاب پدیدار میشود، زیرا یان درسهای اندیشه سیاسی چین باستان را برای آینده چین و توسعه «اجماع پکن»[11] در روابط بینالملل بررسی میکند و به همین واسطه، روشن میشود که یان نه کمونیستی است که معتقد باشد قدرت اقتصادی کلید قدرت ملی است و نه نومحافظهکاری که معتقد باشد چین باید برای رسیدن به اهداف خود به قدرت نظامی تکیه کند.
[1]. Pre-Qin
[2]. 霸 – Ba
[3]. 王 – Wang
[4]. Elsevier
[5]. World Peace Forum
[6]. The Chinese Journal of International Politics
[7]. China Association of International Relations Studies
[8]. China Association of American Studies
[9]. Moral Realism
[10]. Analysis of China’s National Interests
[11]. Beijing consensus