به پایگاه اینترنتی موسسه ایرانی مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

امروز، 31 خرداد 1405

به پایگاه اینترنتی موسسه مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

میراث مشترک ایران و چین در بستر جاده ابریشم: تبادل اندیشه، فرهنگ و قدرت

جاده ابریشم ایران و چین

آنچه می‌خوانید....

جاده ابریشم نه تنها به‌عنوان یک مسیر بازرگانی، بلکه به‌مثابه‌ی شبکه‌ای عظیم از ارتباطات انسانی، اقتصادی و فرهنگی، یکی از برجسته‌ترین پدیده‌های تاریخ تمدن جهانی به شمار می‌رود. این جاده به‌عنوان شاه‌راهی برای انتقال کالا شناخته می‌شد، مسیری طولانی شرق و غرب را به یکدیگر پیوند می‌داد و ثروت و فرآورده‌های گوناگون از آن عبور می‌کرد. در این میان، چین بیش از هر چیز در جهان باستان به ابریشم شهرت یافته بود. کالای گران‌بها و دل‌فریبی که به تنوع تجارت جان می‌بخشید و چنان اهمیتی داشت که نام این جاده نیز از آن گرفته شد و تا امروز همچنان یادآور جایگاه ویژه ابریشم در تاریخ تبادلات جهانی است. ابریشم چینی در بازارهای ایران، آسیای میانه و حتی در روم و بیزانس، جایگاهی بی‌همتا داشت و گاه ارزش آن را با طلا می‌سنجیدند و به همان بها مبادله می‌کردند. این کالای ظریف و کمیاب نه تنها پوشاک و پارچه‌های فاخر را زینت می‌بخشید، بلکه نمادی از شکوه و تجمل به شمار می‌رفت و به همین دلیل تقاضای فراوانی برای آن وجود داشت. در مقابل، ایران نیز فرآورده‌های گوناگونی را به چین می‌فرستاد: از فلزات و مصنوعات فلزی که به مهارت صنعتگران ایرانی ساخته می‌شد، گرفته تا شیشه‌های شفاف و پرارزش، سنگ‌های قیمتی کمیاب و همچنین محصولات کشاورزی متنوع. در میان این کالاها، فرش‌های دست‌باف ایرانی جایگاه ویژه‌ای داشتند. فرش‌هایی که هنر، ذوق و مهارت دیرینه ایرانی را به نمایش گذاشته، در کاخ‌ها و دربارهای شرق و غرب، جلوه‌ای خاص می‌یافتند و همواره نمادی از شکوه فرهنگ ایران بودند.

این مسیر تاریخی از سده‌های پیش از میلاد به‌تدریج شکل گرفت و در دوران هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان به اوج شکوفایی رسید. امپراتوری هخامنشی با احداث راه شاهی، الگویی منظم و کارآمد برای ارتباطات تجاری و نظامی پدید آورد که بعدها به بخشی از شریان حیاتی جاده ابریشم بدل شد. در فلات ایران، شهرهای مهمی چون سمرقند، بخارا، مرو، طوس، دامغان، گرگان و ری دروازه‌های اصلی عبور کاروان‌ها بودند و هر یک همچون نگینی در دل این مسیر می‌درخشیدند. از قزوین، جاده به چندین شاخه تقسیم می‌شد. برخی مسیرها به سوی آذربایجان، اران و ترابوزان می‌رفتند و بعضی دیگر از همدان گذر کرده و راه خود را به بغداد، موصل و انطاکیه یا به کاپادوکیه و سازه ــ در حوالی ازمیر امروزی ــ می‌رساندند. این مسیر که پیمودن آن چندین ماه به درازا می‌انجامید، همچون ستون فقرات جاده ابریشم عمل می‌کرد. تعدادی شاخه‌های فرعی نیز بدان می‌پیوستند و همانند جویبارهایی که به رودخانه‌ای بزرگ می‌ریزند، کالا، فرهنگ و اندیشه را به دورترین سرزمین‌ها منتقل می‌کردند و جریان زندگی را در پهنه‌ای گسترده به حرکت درمی‌آوردند.

روابط سیاسی و دیپلماتیک

روابط دیپلماتیک ایران و چین در دوره‌ی اشکانیان جایگاه ویژه‌ای داشت. زیرا ایران به‌عنوان قدرتی میانه و استراتژیک، حلقه‌ی اصلی اتصال میان کاروان‌های رومی و چینی بود. در سال 139 پیش از میلاد، امپراتور وو، جانگ چی اِن را برای آشنایی با اوضاع نواحی غربی و فراهم کردن روابط بازرگانی به ایران فرستاد. مهرداد یکم و سپس مهرداد دوم اشکانی با او دیدار کرده و توافقات تجاری و سیاسی صورت گرفت که پایه‌های مسیر جاده ابریشم را شکل داد. اشکانیان امنیت مسیرها را دست‌کم از بلخ تا میانرودان تضمین کردند  و در نتیجه کاروان‌های تجاری توانستند از آن پس از طریق ترکستان چین و پارت به غرب بروند.

بر اساس روایتهای چند جهانگرد چینی که در زمان اشکانیان به ایران آمدند، کالاهای بسیاری میان دو طرف در این دوره رد و بدل شد. گویا انار از قلمرو اشکانیان به چین رفته و به میوه پارتی شهرت داشته ومیوه‌هایی مانند هلو و زردآلو هم از چین وارد ایران شده‌اند. روابط تجاری میان چین و اشکانیان کم و بیش تا پایان حکومت آنان ادامه یافت. از سوی دیگر، اشکانیان چون در اندیشه تجارت از طریق راه ابریشم و به وساطت خود بودند آگاهانه مانع برقراری روابط دریایی مستقیم میان چین و امپراتوری روم شدند. در واکنش به این اقدام، رومیان هم در تلاش برای با حذف اشکانیان به طور مستقیم با چینی‌ها ارتباط برقرار کردند و همین موضوع یکی از علل اصلی جنگ‌هایی بود که به صورت متناوب میان اشکانیان و رومیان رخ می‌داد.

غارنگاره وداع جانگ چی اِن با امپراتور هان وودی (شکل 1) مربوط به لحظه‌ای است که وی در فاصله سال‌های ۱۳۸ تا ۱۲۶ پیش از میلاد عازم آسیای مرکزی می‌شود. این صحنه در یک نقاشی دیواری متعلق به غارهای موگائو، که در بازه‌ی زمانی ۶۱۸ تا ۷۱۲ میلادی ایجاد شده، ترسیم گردیده است. جانگ چی اِن در دوره دودمان‌هان غربی به‌عنوان دیپلمات، کاوشگر و سیاستمدار چینی فعالیت می‌کرد. او در مقام فرستاده رسمی امپراتوری به سرزمین‌های خارج از چین، یکی از نخستین دیپلمات‌هایی بود که اطلاعات ارزشمندی از آسیای مرکزی به‌دست آورد. از جمله این اطلاعات، داده‌هایی درباره بقایای یونانی-باختری امپراتوری مقدونی و نیز امپراتوری اشکانی بود.

در دوران ساسانیان، روابط رسمی با دودمان‌های مختلف چینی ادامه پیدا کرد. گزارش‌های تاریخی چینی، از جمله در کتاب «تاریخ جدید تانگ»، به مأموریت‌های دیپلماتیک ایرانیان اشاره کرده‌اند. هدف این روابط، نه‌تنها گسترش تجارت بلکه ایجاد اتحاد در برابر دشمنان مشترک، به‌ویژه ترکان بود. آن‌ها با اعزام سفیران به دربار چین، ارتباطات سیاسی و فرهنگی عمیق‌تری ایجاد نمودند.

روابط ایران و چین در دوران ساسانیان (٢٢٤- ٦٥١م ) به دو دوره متفاوت تقسیم می شود. در سال‌های آغازین حکومت ساسانیان و به روایتی در ۲۰۰ سال نخست آن به علت هرج و مرج موجود در چین گزارشی از روابط میان دو کشور در منابع نیامده است. دوره دوم  روابط میان ساسانیان و چین از زمان شاپور دوم آغاز شد و در سالهای بعد روز به روز گسترش یافت. بر اساس اسناد چینی در فاصله سالهای ٤٤٥ تا ٥٢١م ده هیئت سیاسی و بازرگانی ایرانی که چینی‌ها از آنها به عنوان سفیران پارس یاد کردند به چین رفته‌اند.

آخرین فصل روابط چین و ساسانیان به دوران یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی برمی گردد که پس از مدت‌ها هرج و مرج سیاسی و روی کار آمدن پیاپی شاهان به قدرت رسید و سعی کرد وضعیت حکومت ساسانی را دوباره تثبیت نماید، اما با حمله اعراب مسلمان روبرو شد. یزدگرد در سال ۶۳٨م و به روایتی ۶۴۷م سفیری را نزد امپراتور چین تای زونگ (٦٢٧- ٦٥٠م) فرستاد و برای مقابله با اعراب از او درخواست کمک کرد، اما خاقان چین به دلیل درگیری‌ها و مشکلات داخلی خود نتوانست این درخواست را بپذیرد. یزدگرد که از رسیدن کمک امپراتور ناامید شده بود، خزاین و گنجینه‌های خود را که هفت هزار ظرف طلا هم در میان آن بود به چین فرستاد تا بلکه در آینده با این ثروت بتواند به قدرت بازگردد، ولی قتل او توسط آسیابانی در مرو به این آرزو پایان داد.

اطلاعات مربوط به یزدگرد و بازماندگان او در آسیای مرکزی یا دربار تانگ، در آثار مختلف نویسندگان مسلمان، ادبیات پهلوی و منابع چینی قابل دستیابی است. پس از قتل یزدگرد، بازماندگان او به سرزمین‌های شرقی پناه بردند. علی‌رغم درخواست‌های آنان برای یاری از پادشاهان چین، موفق به احیای اقتدار رو به زوال ساسانیان نشدند. هرچند پادشاه چین نسبت به یورش اعراب ابراز نگرانی کرده بود، اما پیشروی سریع نیروهای عرب نیز، امکان ارائه کمک مؤثر از سوی او را سلب کرد. در این میان، پیروز، پسر ارشد یزدگرد سوم، عنوان «ژنرال گارد راست»  را از دربار چین دریافت کرد. پس از شکست از اعراب، او به دربار چین پناه برد و تا زمان مرگش در سال ۶۷۷ میلادی در آنجا اقامت داشت. دختران و پسران پیروز و سپس فرزندش نرسی، با خاندان‌های سلطنتی و اشراف چینی ازدواج کردند. این رسم در میان بسیاری از تبعیدیان ایرانی نیز رواج یافت. بدین‌ترتیب، ایرانیانی که همراه با بازماندگان ساسانی به چین رفتند، به‌تدریج جامعه‌ای پرشمار و اثرگذار را در آن سرزمین شکل دادند. در دوران امپراتوری تانگ، حضور گسترده بازرگانان ایرانی چنان چشمگیر بود که نویسندگان، شاعران و قصه‌پردازان چینی در آثار خود هنگام سخن گفتن از ثروت و سرمایه، ایرانیان را در مرکز روایت‌ها قرار می‌دادند. از همین رو، در ادبیات رمانتیک این دوره نمونه‌های فراوانی دیده می‌شود که ایرانیان نقش اصلی داستان‌ها را ایفا می‌کنند.

تبادلات اقتصادی و فرهنگی

روابط سیاسی میان ایران و چین در دوران اشکانیان و ساسانیان سبب گسترش روابط اقتصادی و اجتماعی میان آنان نیز شد. به دنبال آغاز روابط بازرگانی میان اشکانیان و چین در سال 106 قبل از میلاد مسیح، منابع چینی بارها از تاجران پارسی یاد کرده‌اند که برای تجارت و بازرگانی به چین رفته و با گویش‌های مختلفی صحبت کردند. صنعت چینی در ایران در نتیجه پیوندهای اقتصادی و ورود کالاهای چینی به ایران شکل گرفت. در مقابل، شماری از آثار فلزکاری ساسانی در آسیای مرکزی، چین و حتی ژاپن پیدا شده‌اند. نقاشی‌های مقبره‌ایِ چینی متعلق به آغاز دورۀ تانگ (618-906م) در بسیاری موارد، ملازمان متوفی را نشان می‌دهد که ظرف، بشقاب و یا گلدان‌های ساسانی در دست دارند. این آثار که بدون‌شک از ایران به این نواحی صادر شدند، احتمالاً هدایایی شاهانه بودند. همچنین در بسیاری از آثار هنری دورۀ ساسانی، به خصوص در نگاره‌های مربوط به اشراف، جواهرات نیز نقش برجسته‌ای دارند. در میان اشیای گران‌بهایی که در این تصاویر دیده می‌شود، می‌توان به حلقه‌ای اشاره کرد که بر دور ریش اشراف بسته می‌شده و نیز محافظ انگشتی که از فلزات قیمتی ساخته می‌شده و کمانداران از آن بهره می‌برده‌اند.

صنعت کاغذ سازی هم از چین به سمرقند و سپس دنیای اسلام رسید و نگارش کتاب‌های کاغذی آغاز شد. در دوران ایلخانان و به ویژه در دوره تیموریان جلدسازی و شیوه تجلید کتاب‌ها هم تحت تأثیر نقوش چینی و هنر چینی‌ها در این زمینه قرار گرفت. در این حوزه هم جلدهای روغنی تحت تأثیر هنر لاکی چین قرار داشت که نقاشی را در اولویت تجلید قرار می داد.  در دورۀ مغولان بسیاری از علوم چینی(ختایی) به فارسی ترجمه شد و در این میان رشیدالدین فضل الله بیش از همه در این راه همت گماشت. برای نمونه، نخستین اطلاع ایرانیان از کاغذ به دورۀ پادشاهی گیخاتو (690-694ق) برمی گرددکه پول کاغذی «چاو[1]» را به تقلید از چینی‌ها در 19 شوال 693 در تبریز منتشر کرد. کلمۀ چاپ هم از کلمۀ چینی چاو گرفته شده است.

پژوهشگران برخی واژگان مربوط به نوشتن مانند کاغذ و جُنگ به معنای زورق بادبانی و مجموعه مطالب پراکنده شاعران و نویسندگان را چینی دانسته اند. آنچنانکه خواجه رشیدالدین فضل الله نوشته است گویا واژه خط هم از ختا (خطا) و چین گرفته شده است. مینیاتورهای موجود در جامع ‌التواریخ رشید الدین فضل‌ الله همدانی، اولین اثر نقاشی شناخته شدۀ مربوط به پایان دورۀ ایلخانی است. در این کتاب تصاویر و مینیاتورهایی شامل تمثال‌ها، صور حوادث، اتفاقات مندرج در انجیل، زندگی بودا، تاریخ چین و کشورهای اسلامی وجود دارد.

نقش ایران در انتقال دانش و هنر نیز قابل‌توجه است. هنر ساسانی در معماری، نقاشی و فلزکاری تأثیراتی عمیق بر هنر چینی گذاشت. در دوره‌ی دودمان تانگ (۶۱۸–۹۰۷ میلادی)، که اوج شکوفایی جاده ابریشم بود، بسیاری از عناصر هنر ایرانی در کاخ‌ها، ظروف و نقاشی‌های دیواری چینی به چشم می‌خورد. حتی در موسیقی و حرکات موزون، رد پای هنرمندان ایرانی در دربار چین آشکار است. روایت‌های تاریخی نشان می‌دهند که گروهی از نوازندگان و هنرمندان ایرانی در دربار تانگ حضوری فعال داشتند و نوعی همگرایی هنری میان دو سرزمین پدید آوردند.

شاعران و داستان‌ سرایان ایرانی نیز از دیرباز مجذوب رمز و راز سرزمین چین بوده‌اند و آن را سرزمینی دور و افسانه‌ای می‌پنداشتند که همواره الهام‌بخش خیال و تصویرهای شاعرانه است. در ذهن آنان، چین نه فقط جغرافیایی واقعی، بلکه جهانی سرشار از رمز، زیبایی و شگفتی بود. جهانی که می‌توانست بستر استعاره‌ها، تمثیل‌ها و آرزوها قرار گیرد. از همین رو، واژگانی همچون آهوی ختن با مشک معطرش، ختا و ختن به‌عنوان سرزمین‌های دوردست، سرو و بت و بتخانه به نشانه‌ی معابد و آیین‌های شرقی، فنجان چینی با ظرافت و زیبایی‌اش، بروج فلکی و نشانه‌های نجومی، پرندگان زیبا، مُشک و عَنبر به‌عنوان نمادهای لطافت و خوشبویی، ابریشم چینی به ‌مثابه‌ی کالای فاخر و دلپذیر، و نیز القابی چون خاقان و فغفور یا اژدها به‌عنوان نماد قدرت، شکوه و راز، همه و همه به شعر فارسی راه یافته‌اند. حضور این واژگان و تصاویر، تنوع زبانی را افزایش داده و لایه‌های تازه‌ای از معنا و تصویرپردازی را در ادبیات فارسی پدید آورده و آن را به متنی زنده و پویا در گفت‌وگو با فرهنگ‌های دوردست بدل کرده است.

هرچند دادوستد کالا مهم‌ترین کارکرد جاده ابریشم بود، اما ارزشمندترین دستاورد آن را باید در تبادلات فرهنگی و تمدنی جستجو کرد. دین یکی از مهم‌ترین ابعاد تعامل میان ایران و چین در دوران باستان به ‌شمار می‌رود. از طریق این مسیر، آیین‌ها و ادیان گوناگون گسترش یافتند. بودیسم از هند به چین رسید، اما برای عبور از هند به چین، ناگزیر از گذر از ایران و آسیای میانه بود _ جایی که بسیاری از صومعه‌ها و مراکز ترجمه متون بودایی شکل گرفت. از همین مسیر، آیین زردشتی، مانویت و بعدها اسلام نیز به چین راه یافت.

 در دوره‌های اشکانی و ساسانی، فرهنگ ایرانی تأثیر شایانی بر فرهنگ‌های شرقی نهاد و در عین حال از آن‌ها تأثیر پذیرفت. در دورۀ ساسانیان آیین زردشت در بعضی از شهرهای چین منتشر شد و فرهنگ و رسوم آن‌ها در میان درباریان و مقامات عالی‌رتبۀ چین محبوبیت یافت. به نظر می‌رسد این دین در اوایل سدۀ ششم میلادی، احتمالأ در نتیجۀ تماس‌های دیپلماتیک با ایران وارد چین شده باشد. نشانه‌هایی از عناصر فرهنگی و آیینی هندی و ایرانی که در برخی موارد با عناصر زردشتی دارای مشابهت هستند، در آثار نویسندگان چینی مشاهده می‌شود.

در اواخر دوره ساسانی، تأثیر ایران بر مناسک دینی چین به‌طرز فزاینده‌ای آشکار شد. این امر به حدی رسید که در برخی مقاطع، اجرای آیین‌های مذهبی ایرانی در چین ممنوع اعلام گردید. هرچند تعاملات سیاسی میان ایرانشهر باستان و چین محدود باقی ماند، اما ارتباط فرهنگی میان این دو تمدن بسیار ژرف و پویا بود که عمدتاً از رهگذر مبادلات گسترده بازرگانی تسهیل گردید.

بر اساس منابع چینی، تمامی ادیان بزرگ موجود در چین — به‌جز تائوئیسم و کنفوسیوس — ادیانی غیر بومی به‌شمار می‌روند. باورهایی همچون بودیسم، زردشتی‌گری، مسیحیت نسطوری، مانی‌گری و اسلام همگی از خارج، عمدتاً توسط ایرانیان، به چین معرفی شدند. این امر در طی فرایندی رخ داد که از دوران دودمان هان (۲۰۲ پیش از میلاد تا ۲۲۰ میلادی) آغاز شد و تا میانه‌ دوره‌ دودمان تانگ (۶۱۸–۹۰۷ میلادی) ادامه یافت. از این‌رو، نخبگان ایرانی نه‌ تنها در ترویج ادیان ایرانی در چین نقش ایفا کردند، بلکه در گسترش ادیان غیر بومی از جمله مسیحیت، در سرزمین چین نیز نقشی اساسی داشتند.

جاده ابریشم به ‌مثابه پلی میان ایران و چین

اگر بخواهیم به‌طور کلی نقش جاده ابریشم را در روابط ایران و چین جمع‌بندی کنیم، می‌توان گفت که این مسیر نوعی پل بود. پلی که کالاها، اندیشه‌ها، آیین‌ها و انسان‌ها را میان شرق و غرب جابه‌جا می‌کرد. در این مسیر، ایران هم واسطه و هم شریک بود. از یک‌سو، شهرهای ایران به مراکز اصلی دادوستد بدل شدند و از سوی دیگر، فرهنگ و هنر ایرانی در چین بازتاب یافت. در مقابل، کالاها و اندیشه‌های چینی نیز در ایران حضور پیدا کردند و بر هنر و فرهنگ ایرانی اثر گذاشتند. کاروان‌هایی که از شهرهای چین راهی می‌شدند از مسیرهای کویری و کوهستانی عبور کرده، سرزمین‌های آسیای میانه را پشت سر می‌گذاشتند و سپس وارد شهرهای بزرگ ایران؛ همچون، مرو، نیشابور، ری و همدان می‌شدند. این پل نه‌تنها در گذشته اهمیت داشت، بلکه امروز نیز در قالب پروژه‌هایی چون ابتکار کمربند و جاده چین، بار دیگر اهمیت یافته است. ایران، همچون گذشته، می‌تواند در این طرح جایگاهی محوری داشته باشد و نقش تاریخی خود را در پیوند شرق و غرب از نو ایفا نماید. از منظر تاریخی، روابط ایران و چین از طریق جاده ابریشم، الگویی از همزیستی و همکاری میان دو تمدن بزرگ است. این روابط نشان داده است که تعاملات انسانی فراتر از مرزهای سیاسی و جغرافیایی، می‌تواند بنیانی پایدار برای تبادل دانش، فرهنگ و هنر فراهم آورد. امروز نیز بازخوانی این میراث مشترک می‌تواند الهام‌بخش روابط معاصر ایران و چین باشد و پیوندی میان گذشته‌ی پرافتخار و آینده‌ی مشترک ایجاد کند.

نوشتار حاضر برگرفته شده از:

Shabnam Dadparvar and Ismail Shams (2025), “Chinese, Kurds, Iranians and the Silk Road: A Historical Perspective”, Cambridge Scholars Publishing.

عنوان مطلب:

میراث مشترک ایران و چین در بستر جاده ابریشم: تبادل اندیشه، فرهنگ و قدرت

درصد مطالعه محتوا: