بیست و پنجمین نشست سازمان همکاری شانگهای در تیانجین چین (31 اوت تا 1 سپتامبر) نقطه عطفی در تاریخ این سازمان به شمار میرود و نتایجی فراتر از انتظار و در عین حال عینی و ملموس به همراه داشت. «بیانیه تیانجین» بهجای پرداختن به اهداف کلی و بلندپروازانه، دستورکاری واقعگرایانهتر برای حکمرانی جهانی ارائه کرد؛ دستورکاری که بر همکاری چندقطبی، برابری حاکمیتی و حق ملتها برای رشد بر اساس شرایط و اولویتهای خودشان تأکید دارد. در شرایطی که واشنگتن در تلاش است تا بخشهایی از جنوب جهانی را تحت فشار قرار دهد، نشست تیانجین نشان داد که مجموعهای از قدرتهای بزرگ غیرغربی اکنون آمادهاند ظرفیتهای خود را به اشتراک بگذارند و قواعد را وضع کنند، نه اینکه صرفاً از آنها تبعیت کنند.
در تیانجین، کشورهای عضو از این فرصت برای ارائه پیشنهادهای نهادی مشخص استفاده کردند: از جمله تأسیس بانک توسعه در چارچوب سازمان همکاری شانگهای، ایجاد پلتفرم همکاری جهانی انرژی و راهاندازی پنجره وامدهی چندساله متناسب با نیازهای اعضا. چین نیز «ابتکار حکمرانی جهانی» را ارائه کرد که در کنار سه ابتکار «امنیت جهانی، ابتکار توسعه جهانی و ابتکار تمدن جهانی» بیانگر تمایل چین برای اصلاح حکمرانی جهانی و نظم فعلی جهانی و نظم مطلوب این کشور است. همچنین بر همگرایی فناورانه از جمله تشویق کشورها به استفاده از سامانه ناوبری ماهوارهای چین (بیدو) تاکید شد که بهعنوان راهی برای کاهش وابستگی به جی پی اس غربی مطرح شد. در این یادداشت افزون بر اشاره به ابتکارات مطرح شده در اجلاس تیانجین و همچنین تحول سازمان همکاری شانگهای از یک سازمانِ صرفا امنیتی به یک سازمان فراگیر منطقهای، به چالشهای پیش روی تحقق این اهداف نیز اشاره خواهد شد.
ابتکارات مطرحشده در اجلاس سازمان همکاری شانگهای
در اجلاس تیانجین، ابتکارها و طرحهای توسعهای مختلفی مطرح شد که نشان از اراده چین برای پیریزی نظم مطلوب خود در دهههای پیشِرو دارد. چین بهخوبی دریافته است که سیاست خارجی درونگرایانه دونالد ترامپ و رویکرد «فشار حداکثری» او علیه شرکای تجاری آمریکا در منطقه، فرصتی تاریخی برای پکن فراهم کرده است. در واقع، دولت چین تاکنون از سیاست عقبنشینی واشنگتن از نهادها و سازمانهای بینالمللی بیشترین بهره را برده و با تقویت دیپلماسی فعال و جذاب خود، در تلاش است تا روابط دوجانبهاش را با کشورهای منطقه و فراتر از آن بازتنظیم یا تقویت کند.
نخست، رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، از فرصت استفاده کرد تا «ابتکار حکمرانی جهانی» را معرفی کند؛ ابتکاری که در ادامه سه طرح جهانی پیشین چین در حوزههای توسعه جهانی، امنیت جهانی و تمدن جهانی مطرح شد. هرچند چارچوب دقیق این ابتکار جدید هنوز مشخص نشده است، با این حال نشاندهنده قصد و جهتگیری آشکار چین برای بازتعریف قواعد حکمرانی جهانی است؛ جهتی که در تضاد کامل با تصمیمهای ترامپ برای خروج ایالات متحده از سازمانهای چندجانبه تحت رهبری سازمان ملل قرار دارد. شی در سخنان خود پنج اصل کلیدی ابتکار حکمرانی جهانی را پایبندی به برابری حاکمیتی میان کشورها، رعایت حاکمیت قانون بینالملل، اجرای واقعی چندجانبهگرایی، تأکید بر انسانمحوری و منافع مردم و تمرکز بر اقدامات عملی و ملموس برشمرد.
دوم، توافق اصولی برای تأسیس «بانک توسعه سازمان همکاری شانگهای» شکل گرفت؛ بانکی که قرار است با حدود دو میلیارد یوان کمک بلاعوض و بین ۱۰ تا ۱۴ میلیارد یوان وام ترجیحی از سوی چین تأمین مالی شود. در صورت طراحی هوشمندانه، این بانک میتواند گزینههای مالی متنوعتری برای کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط فراهم کند؛ کشورهایی که با نوسانات چرخهای جریان سرمایه و پیامدهای تحریمها دستوپنجه نرم میکنند. چنین بانکی میتواند مکمل و نه جایگزین بانکهای توسعه چندجانبه موجود باشد و درعینحال جهتگیری پروژهها را بهسوی ارتباطات فرامرزی و زیرساختهایی که تاکنون کمتر تأمین مالی شدهاند، سوق دهد.
سوم، مفهوم پلتفرم انرژی است که بر این واقعیت تأکید دارد که اقتصادهای درحالتوسعه باید خطرات قیمتی و تأمین انرژی را پوشش دهند؛ از جمله از طریق قراردادهای بلندمدت و تسویهحسابهای چندارزی. چهارم، در این نشست، پکن دسترسی کشورهای عضو به سامانه ناوبری ماهوارهای خود، «بیدو» را گسترش داد؛ اقدامی که کاربردهای غیرنظامی و نظامی را از حوزههای هوانوردی و لجستیک بندری تا تأمین تجهیزات دفاعی تقویت میکند.
پنجم، در حوزه امنیتی، رهبران این سازمان حمله «پاهالگام» در هند را محکوم کردند؛ اقدامی که دستاوردی دیپلماتیک برای هند به شمار میرود و نشاندهنده تلاش چین برای همسویی با دهلینو در مقطعی است که ایالات متحده با استناد به خرید نفت روسیه، تعرفههایی تا سقف ۵۰ درصد بر صادرات هند اعمال کرده است. ششم، در کنار این اقدامهای بسیار مهم، بر همکاری ضدتروریسم از طریق ساختار منطقهای ضدتروریستی (RATS) و همچنین برگزاری نشستهای فشردهتر شورای امنیت سازمان تأکید شد؛ مجموعهای از تحولات که نشان میدهد مأموریت سازمان همکاری شانگهای در حال گسترش از حوزه مالی به عرصه امنیت سختافزاری است. اعلام تأسیس چهار مرکز جدید در چارچوب سازمان همکاری شانگهای نشاندهنده این تعهد است؛ مراکزی که مأموریت آنها مقابله با مواد مخدر، مبارزه با جرایم سازمانیافته فراملی و تقویت همکاری در حوزه امنیت اطلاعات است.
هفتم، چین اعلام کرد مرکز همکاری در حوزه هوش مصنوعی برای کشورهای عضو این سازمان تأسیس خواهد کرد و از آنها دعوت میکند در پروژه «ایستگاه تحقیقاتی ماه» چین نیز مشارکت داشته باشند. هشتم، راهبرد توسعه سازمان همکاری شانگهای برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۵ تأییدی قوی بر چشمانداز رشد این سازمان در دهه آینده است و بازتابی از این باور به شمار میآید که برنامهریزی توسعهای بلندمدت میتواند پیشرفت مشترک در حوزههای گوناگون را رقم بزند. ظرفیت بالقوه این راهبرد بسیار چشمگیر است و انتظار میرود سازمان همکاری شانگهای همکاریها را در بخشهای با رشد بالا ـ از انرژی و هوش مصنوعی گرفته تا صنایع سبز، علم و فناوری و سایر پایههای اصلی اقتصاد جهانی در حال دگرگونی سریع ـ تقویت کند.
تحول در سازمان همکاری شانگهای
در قرون گذشته، نظم بینالمللی توسط دولتهای غربی شکل میگرفت؛ ابتدا از پایتختهای اروپایی و سپس از واشنگتن. اما به نظر میرسد آن دوران رو به پایان است و کانون ثقل اقتصادی، سیاسی و راهبردی جهان بهسوی شرق در حال حرکت است. در کانون این دگرگونی، سازمان همکاری شانگهای قرار دارد؛ بلوکی که هم نماد برآمدن سیاست و هم ابزار تحقق آن. آنچه سازمان همکاری شانگهای را متمایز میسازد، ترکیب متنوع آن است. برخلاف ائتلافهای همگن تحت رهبری غرب، مانند ناتو یا گروه هفت، قدرت سازمان همکاری شانگهای در توانایی آن برای گردهمآوردن رقبا و شرکا زیر یک سقف نهفته است. این ناهمگونی نه نقطهضعف، بلکه نشانهای از عملگرایی ژرف راهبردی است.
این سازمان بستری ضروری برای گفتوگوی مداوم فراهم میکند و سازوکارهایی بهوجود میآورد که به مدیریت اختلافها و حلوفصل منازعهها بدون دخالت میانجیهای ثالث کمک میکنند. به این ترتیب، راهحلهای آسیایی/ اوراسیایی برای مسائل آسیایی/ اوراسیایی شکل میگیرند. در این میان، دامنه نفوذ این سازمان همچنان در حال گسترش است. پیوستن ایران و علاقه کشورهایی چون ترکیه و برخی دولتهای خلیج فارس ـ که بهعنوان ناظر یا شریک گفتوگو مشارکت دارند ـ نشاندهنده جاذبه فزاینده سازمان است. سازمان همکاری شانگهای که در سال ۲۰۰۱ تأسیس شد، در ابتدا بر تلاشهای مشترک درونمنطقهای برای مقابله با تروریسم، جداییطلبی و افراطگرایی در آسیای مرکزی تمرکز داشت. با این حال، این سازمان بهسرعت به یک موازنهگر راهبردی در برابر ساختارهای قدرت جهانی تبدیل شد.
اصول بنیادین سازمان همکاری شانگهای، از جمله عدم مداخله در امور داخلی کشورها، احترام به حاکمیت ملی و حمایت از جهان چندقطبی، در تضاد آشکار با گرایشهای مداخلهگرایانه نهادهای غربی قرار دارند. این دیدگاه برای مخاطبانی در سراسر جهان که از هژمونی و یکجانبهگرایی غرب خستهاند، طنین خاصی دارد. بر اساس آمارها، در سال ۲۰۲۴ حجم تجارت میان چین و سایر کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، کشورهای ناظر و شرکای گفتوگو به حدود ۸۹۰.۳ میلیارد دلار رسید که حدود ۱۴.۴ درصد از کل تجارت خارجی چین را تشکیل میدهد.
از زمان تأسیس، مسیر توسعه و همکاری در چارچوب این سازمان شاهد دستاوردهای بنیادین و تاریخی بوده که بهطور چشمگیری در تقویت صلح و توسعه در سطوح منطقهای و جهانی نقشآفرینی کرده است. همسو با دگرگونیهای مستمر در نظام بینالملل، نشست اخیر عزم و اقدام سازمان همکاری شانگهای را برای تحقق توسعهای فراگیرتر، اصلاح عادلانهتر نظام حکمرانی جهانی و تقویت همبستگی و همکاری جنوب جهانی به نمایش گذاشت. در نمادینترین لحظه نشست، ولادیمیر پوتین و نارندرا مودی دست در دست هم بهسوی شی جینپینگ رفتند تا با او گفتوگو کنند. در واقع، این صحنه نمایش وحدت سه رهبر، پاسخی آشکار و عمومی به تلاش ترامپ برای فشار بر چین و هند جهت کاهش خرید انرژی از روسیه بود.
بسیاری بر این باورند که تمرکز اصلی سازمان همکاری شانگهای به شکلی «ظریف و تدریجی» دستخوش تحول شده و اکنون بُعد اقتصادی برجستهتری یافته است. تمرکز اصلی این سازمان تا حدی تغییر کرده است. در آغاز، این سازمان با هدف تقویت امنیت تشکیل شد، اما اکنون بهشکلی جالب توجه در حال دگرگونی است تا نهتنها امنیت بلکه همکاری اقتصادی را نیز در بر گیرد. میتوان گفت این تغییر جهت، نتیجه محیط بیرونی تهاجمی و اقدامها و سیاستهای سختگیرانه قدرتهای غربی است.
چالشهای پیشِرو
با وجود پیشرفتهای شکلگرفته در نشست اخیر سازمان شانگهای، ترکیب ناهمگون اعضای این سازمان ـ از جمله برداشتهای متفاوت هند از تهدیدها و نگرانیهای کشورهای آسیای مرکزی نسبت به سلطه احتمالی چین ـ موجب میشود که سازمان همکاری شانگهای نه بتواند و نه در عمل قادر باشد بهعنوان یک بلوک ضدغربی یکپارچه تلقی شود یا عمل کند. این تنوع، هرچند محدودکننده است، درعینحال مزیتی نیز به شمار میآید؛ زیرا سازمان را ناگزیر میسازد با رویکردی فنی و مسئلهمحور پیش برود؛ رویکردی که در ظاهر تهدیدآمیز نیست و بهتدریج مشروعیت بیشتری در نظام بینالملل کسب میکند.
همچنانکه پیشتر مطرح شد با وجود موفقیت این نشست در تعیین دستورکار جدیدی برای حکمرانی جهانی، سازمان همکاری شانگهای با چالشهای جدی در مسیر پیشِرو مواجه است. تفاوت نظامهای سیاسی، مناقشههای مرزی حلنشده و اختلافهای دوجانبه میان اعضا سبب شده اصطکاکها همچنان پابرجا بمانند. پیشنهادهای نهادی مطرحشده در تیانجین نیز باید با در نظر گرفتن پایداری بدهی و رعایت استانداردهای باز و شفاف طراحی شوند تا از مشروعیت گستردهتری برخوردار گردند. افزون بر این، هرچند محکومیت تروریسم گامی مثبت است، اما همکاری اطلاعاتی واقعی و رعایت سازوکارهای حقوقی منصفانه هنوز از دشوارترین وظایف پیشِرو به شمار میرود.
چالش نوظهور دیگری نیز در حال شکلگیری است: سازمان همکاری شانگهای که در ابتدا با تمرکز اصلی بر امنیت منطقهای شکل گرفته بود، اکنون با گسترش عضویت، با خطر کمرنگ شدن این تمرکز مواجه است؛ زیرا توجه به حوزههای غیرامنیتی افزایش یافته است. در حالی که موضوعات غیرامنیتی میتوانند در قالب نهادهای چندجانبه دیگر پیگیری شوند، این منطقه همچنان از نبود سازمانی که بهطور ویژه بر امنیت متمرکز باشد رنج میبرد. همچنین، اعضای فعلی و آتی سازمان ممکن است در ماهیت و شدت اولویتهای امنیتی خود تفاوتهایی داشته باشند. برای مثال، اصلیترین نگرانی هند تروریسم است، در حالی که برای کشورهای مشترکالمنافع، تهدید اصلی گسترش آموزههای بنیادگرایانه اسلامی تلقی میشود.
چشمانداز پیشِرو
نشست سازمان همکاری شانگهای در تیانجین، انرژی و شتاب تازهای به هدف مشترک کشورها برای تسریع اصلاح ساختار حکمرانی جهانی و گردهمآوردن کشورهای جنوب جهانی در جهت شکلدهی به نظمی جهانی فراگیر بخشید؛ نظمی که بتواند در برابر موج فزاینده یکجانبهگرایی و حمایتگرایی تجاری قد علم میکند. «بیانیه تیانجین» بر ضرورت ایجاد نوعی جدید از روابط بینالملل تأکید کرد و خواستار شکلگیری جامعهای با سرنوشت مشترک برای بشریت و توسعه گفتوگو پیرامون ایده «یک زمین، یک خانواده، یک آینده» شد. این ایده از شعار ریاست هند بر گروه بیست الهام گرفته است؛ شعاری که خود برگرفته از فلسفه کهن هندی «واسودهیوه کوتومباکام» به معنای «جهان، یک خانواده است» میباشد. چین در سالهای اخیر تلاش کرده است ایده «جامعه بشری با آینده مشترک» را به «جامعه شانگهای با آینده مشترک» پیوند بزند و این سازمان را به یک سازمان پانآسیایی تبدیل کند.
برای بخش بزرگی از جنوب جهانی، نشست تیانجین نهتنها بهدلیل آنچه در آن امضا شد، بلکه بهخاطر آنچه آشکار شد در یادها خواهد ماند: اینکه تلاش برای فشار آوردن بر اقتصادهای نوظهور بزرگ میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد. در این مورد، تعرفههایی که با هدف تأثیرگذاری بر سیاست روسیه وضع شده بودند، در عمل هند را تشویق کرد تا استقلال سیاستگذاری خود را به نمایش بگذارد. نشست سال ۲۰۲۵ سازمان همکاری شانگهای در تیانجین مجموعهای از نتایجی را به همراه داشت که هرچند در ظاهر نسبتاً محدود به نظر میرسند، اما از نظر راهبردی بسیار حائز اهمیتاند. سازمان همکاری شانگهای ظاهراً در تلاش است تا از یک پلتفرم گفتوگو به یک سازوکار کامل همکاری عملی تبدیل شود؛ سازوکاری که نتایج ملموس و قابللمسی برای شهروندان کشورهای عضو به همراه داشته باشد.
یکی از نقاط قوت این اجلاس تاریخی، توانایی آن در ترویج سازوکارهای همکاری جدید و ایجاد مراکز تخصصی در محورهای مورد توافق بود؛ اقدامی که امیدها را برای همکاریهای عمیقتر صنعتی، حمایتهای دولتی و سیاستی و رویکردی انسانمحور در توانمندسازی اقتصادی آینده افزایش داده است. برنامههای چین برای اجرای دهها پروژه «کوچک اما زیبا» در حوزه معیشت، گسترش آموزش منابع انسانی و اختصاص بیش از ۲۸۰ میلیون دلار کمک بلاعوض به کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در سال جاری، نشان میدهد که برنامههای عملی تنها زمانی معنا پیدا میکنند که با تعهدات عینی و قابلاجرا پشتیبانی شوند.
نشست اخیر سازمان همکاری شانگهای در تیانجین بهطور آشکار بر «نوآوری تدریجی» متمرکز بود. بهجای صدور بیانیههایی پر سر و صدا درباره گسستهای چشمگیر از نظم جهانی تحت رهبری غرب، این نشست به بررسی روشها و سازوکارهایی پرداخت که از طریق آنها میتوان نهادهای موازی ایجاد کرد تا استقلال کشورهای عضو را تقویت کند، در حالی که همزمان نوعی سازگاری ظاهری با ترتیبات موجود حفظ میشود. نتیجه این مسیر، شکلگیری الگویی از حکمرانی جهانی است که کمتر بر تقابل آشکار استوار است و بیشتر بر «تحکیم نهادی» و «انباشت تدریجی سازوکارها و رویههای جایگزین» تکیه دارد؛ الگویی که نه بهصورت ناگهانی بلکه مرحلهبهمرحله میکوشد نظامهای موجود را بازتنظیم کند. میتوان گفت سازمان همکاری شانگهای از مسیر امنیت سخت در سالهای ابتدایی آن به نهادسازی ژئواکونومیک در حال گذار است؛ نظمی که چین در آن نه بهدنبال براندازی ساختار موجود، بلکه بهدنبال همزیستی و بازتعریف تدریجی آن است. این مسیر، جوهره نظم مطلوب چین را شکل میدهد. به بیان دیگر، سازمان همکاری شانگهای بهجای جایگزینی یا کنار زدن نظم مستقر، در حال ایجاد لایههایی جدید است؛ ترتیباتی که همزمان با نظام موجود همزیستی دارند، اما بهتدریج بر سلطه ساختار کنونی سایه میاندازند.