به پایگاه اینترنتی موسسه ایرانی مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

امروز، 31 خرداد 1405

به پایگاه اینترنتی موسسه مطالعات کمربند راه خوش آمدید.

رقابت تکنولوژیک آمریکا و چین: ملاحظات ژئوپولیتیک

آنچه می‌خوانید....

ایالات متحده آمریکا در دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم همواره به عنوان مرکز فناوری و نوآوری دنیا مطرح بوده است و با تأسیس شرکت‌هایی چون گوگل، مایکروسافت، اپل، آمازون و فیسبوک به عنوان پنج غول فناوری، نقش هژمون را در این عرصه ایفا می‌کند. با این حال چین از اوایل دهه 2010 میلادی با سرمایه‌گذاری گسترده در حوزه مخابرات و هوش مصنوعی و تغییر رویکرد از وابستگی به استقلال در حوزه فناوری در ذیل برنامه «ساخت چین»[1] توانست به بازیگری برجسته در این حوزه تبدیل شود و وابستگی یکجانبه جهانی به فناوری‌ها و استانداردهای آمریکایی را به چالش بکشد.

این فرایند که با سرمایه‌گذاری گسترده شرکت‌های چینی با محوریت شرکت‌های هوآوی و زد‌.تی.ای در منطقه آسه‌آن، اتحادیه اروپا و سایر مناطق جهان و با نوآوری‌هایی چون اینترنت نسل پنجم همراه بود، نه تنها سهم فناوری‌های چینی را در بازار رقابت با شرکت‌های فناوری آمریکایی تضمین کرد، بلکه زمینه‌ساز شکل‌دهی به جغرافیایی جدید در مواجهه با هژمونی ایجاد شده توسط شرکت‌های آمریکایی شد. نوشتار حاضر که با اتکا به رویکرد نظری ژئوپلیتیک انتقادی تدوین شده است، به این پرسش پاسخ می‌دهد که این منازعه چگونه در شکل‌دهی به معادلات جدید در
حوزه ژئوپولیتیک و در قالب ائتلاف‌ها و گفتمان‌های جدید منطقه‌ای و جهانی نقش آفرینی می‌کند؟

ژئوپلیتیک انتقادی و ریملند فناوری

آن چه در عصرحاضر با عنوان «ژئوپلتیک انتقادی»[2] از آن یاد می شود، نتیجه تغییر رویکرد به جغرافیا و عوارض سرزمینی به عنوان عوامل تعیین کننده قدرت دولت‌ها است. مفهوم ژئوپلیتیک در ابتدا مبتنی بر بررسی تأثیرات جغرافیا بر سیاست به‌ ویژه در مقیاس بین‌المللی بود. اما پس از انقلاب اطلاعات در دهه 1990 و رویکردهای پساساختاری نسبت به سیاست با این ایده که فناوری، فرهنگ و اقتصاد عواملی محوری در شکل‌دهی به قدرت دولت‌ها در عرصه سرزمینی هستند، ژئوپلیتیک انتقادی به عنوان رویکردی جدید پا به عرصه نهاد. در این چهارچوب، دولت_ملت‌ها تنها واحدهای مشروع تحلیل ژئوپلیتیک نیستند و شرکت‌های خصوصی، فناوری‌های جدید و بازارهای سرمایه از جمله ارز دیجیتال نقش مهمی در تغییر معادلات جغرافیایی ایفا می‌کنند.

اگر در گذشته ژئوپلیتیک، روشی برای تحلیل سیاست خارجی بود که به دنبال درک، تبیین و پیش‌بینی رفتار بازیگران بین‌المللی براساس متغیرهای جغرافیایی چون موقعیت مکانی، اندازه، آب و هوا، توپوگرافی، جمعیت شناسی و منابع طبیعی بود، در رویکرد جدید، ژئوپلیتیک عاملی است که به همراه عوامل نرم چون گفتمان‌‌ها، روایت‌ها و بازنمایی‌ها و دسترسی به اطلاعات و ارتباطات معادلات سیاسی و جغرافیایی را بازتعریف می‌کند. بر این اساس، منازعه فناوری شکل گرفته میان ایالات متحده و چین صرفا رقابت برای دسترسی به منابع و کنترل سرزمین نیست، بلکه مبارزه‌ای بر سر معنا، روایت و انگاره‌های بیناذهنی در خصوص آینده جهان دیجیتال است. در این بستر، هر کدام از قدرت‌های محوری چین و ایالات متحده در قالب جنگ سرد فناوری تلاش می‌کنند گفتمانی معطوف به منافع خود را به جهان ارائه دهند و جغرافیای تحت نفوذ خود را گسترش دهند. در چهارچوب کلان روایت‌های ارائه شده توسط هر طرف، آمریکا فناوری را در جهت ارزش‌های آزادی، شفافیت و اقتصاد بازار معرفی می‌کند و چین فناوری را ابزاری برای توسعه، اقتدار ملی و مدیریت اجتماعی می‌داند.

بنابراین، آنچه به عنوان ریملند فناوری و بازشناسی ژئوپلیتیک با شکل‌گیری مفاهیمی چون تکنوژئوپلیتیک شکل گرفته، در واقع اشاره‌ای به ائتلاف‌های جدید مبتنی بر فناوری اینترنت و فناوری‌های محوری چون هوش مصنوعی، تراشه‌ها، نیمه رساناها، پرینترهای سه بعدی و فناوری‌های کوانتومی است. چنان که نیکلاس اسپایکمن نظریه‌پرداز آمریکایی در بازسازی نظریه مکیندر به آن اشاره می‌کند، قدرت جهانی در کنترل کمربند پیرامونی اورآسیا نهفته است که در عصر دیجیتال در قالب ریملند فناوری قابل توصیف است. این بازخوانی علاوه بر اینکه به مناطقی اشاره دارد که کنترل بر آن‌ها دسترسی به شبکه دیجیتال، داده‌ها و زیر ساخت‌های فناوری را تسهیل می‌کند، تصویری از آینده معادلات روابط بین‌الملل در قالب معادله فناوری بین شرق و غرب ارائه می‌دهد. ریملند فناوری به چهار بخش تقسیم می‌شود:

  1. تایوان و شرق آسیا : به عنوان قطب تولید نیمه رساناها و تراشه‌ها و منطقه‌ای مهم در استانداردسازی فناوری
  2. هند و آسیا جنوب شرقی با محوریت «اتحاد شش» شامل کشورهای مالزی، اندونزی، فیلیپین، کامبوج، لائوس و ویتنام: به عنوان محور مخابرات جهانی و مسیر کابل‌های زیردریایی و بازارعظیم فناوری دیجیتال

3.خاورمیانه و آفریقا: به عنوان محل سرمایه‌گذاری‌های اینترنتی در حوزه استارت آپ‌ها و کلان داده‌ها و نیز به عنوان بازارهایی نوظهور

  1. اروپای شرقی و مرکزی : به عنوان عرصه منازعه تعیین استانداردهای جهانی به ویژه در زمینه هوش مصنوعی و استارت آپ‌ها

 با این حساب، کنترل بر این مناطق به معنای کنترل جریان داده‌ها، سرمایه و نوآوری جهانی است.

ایالات متحده آمریکا و چین؛ دو راهبرد متفاوت

منازعه فناوری ایالات متحده و چین که از آن به عنوان بخشی از جنگ سرد دوم یاد می‌شود به صورت جدی پس از روی کارآمدن ترامپ در سال 2016 و  تغییر سیاست خارجی دولت آمریکا و با در پیش گرفتن سیاست رئالیسم تهاجمی به جای رئالیسم تدافعی اوباما برای بازسازی نظم نئولیبرالی جهانی در جهت منافع آمریکا دنبال شد. در این راستا، ایالات متحده با تغییر استراتژی سایبری خود از مقابله با تهدید روسیه به چین در 1 اگوست 2018 به بهانه دور زدن تحریم‌های ایران توسط شرکت هوآوی، مدیر عامل این شرکت منگ وانژو را بازداشت کرد و با اعمال تعرفه‌های بی‌سابقه در قالب جنگ اقتصادی _که بر خلاف قوانین تجارت آزاد بود_ ورود فناوری‌های چینی به آمریکا و اروپا را تحت تاثیر قرار داد و با امنیتی ‌کردن فعالیت اپلیکیشن چینی تیک تاک به بهانه جاسوسی، راهبرد امنیتی‌سازی فناوری‌های چینی را در پیش گرفت. سیاست‌های متقابل  آمریکا و چین در قالب منازعه فناوری در چهار سطح قابل بررسی است:

1. امنیتی‌سازی فناوری

با روی کار آمدن ترامپ استراتژی سایبری ایالات متحده در سال 2018 تغییر کرد. دان کوتس، مدیر آژانش امنیت ملی ایالات متحده، در سپتامبر  2018 اعلام کرد که «هدف محوری راهبرد سایبری چین، روسیه، ایران و کره شمالی سرقت اطلاعات، تأثیرگذاری بر شهروندان و مختل کردن زیرساخت‌های حیاتی ایالات متحده است». در مقابل این طرح، چین طرح قدرت ملی جامع با محوریت سه وجه علم، فناوری و تاثیر فرهنگی را توسعه داد و در سال 2019  «سند سفید دفاعی»[3] را به عنوان راهبرد محوری چین در رقابت فناورانه با ایالات متحده  تصویب کرد که بر اساس آن به جای منطق دوتایی بین جنگ و صلح مرسوم در روابط بین الملل، دستگاه سیاست خارجی چین روابط بین‌الملل را با «ترکیب‌هایی در حال تکامل از همکاری، مصالحه، مقابله و مناقشه»[4] توصیف می‌کند که برخلاف رویکرد غربی، هیچ تمایزی بین صلح و جنگ از یک سو و بین عرصه نظامی و غیرنظامی از سوی دیگر قائل نیست و از سیاست ادغام نظامی-مدنی که هدف آن عمومی شدن توسعه فناوری است، بهره می‌برد.

2. تشکیل ائتلاف سایبری

جدی‌ترین استراتژی ایالات متحده در مواجهه با سیطره چین در حوزه فناوری شکل دهی به ائتلاف سایبری منطقه‌ای و جهانی در جهت محاصره و کنترل دامنه نفوذ این کشور بوده است که از آن جمله می‌توان به بازسازی کواد در سال 2017  به عنوان استراتژی منطقه‌ای و تشکیل اتحاد یکپارچه سایبری با اتکا به اتحاد «پنج چشم»[5] به عنوان استراتژی جهانی اشاره کرد. آمریکا به وسیله گفتمان «پرچم سایبری»[6] در قالب رزمایش‌های یک هفته‌ای سال‌های 2019 و 2020 و ارائه یک کتابچه راهنما با عنوان «مشاوره امنیت سایبری مشترک»[7] سعی در ایجاد ائتلاف جهانی علیه نفوذ چین در منطه آسه‌آن کرد. این سیاست هر چند به چالش اساسی برای چین در دریای جنوبی تبدیل شد، اما چین با در نظر گرفتن سیاست «وابستگی استراتژیک»[8] و کاهش قیمت فناوری توانست نه تنها ارتباط خود با کشور هایی چون هند و بریتانیا به عنوان کشورهای محوری دو ائتلاف مذکور را حفظ نماید، بلکه با سرمایه‌گذاری در حوزه مخابرات و فناوری شش کشور مالزی، اندونزی، فیلیپین، کامبوج، تایلند و ویتنام از توسعه ائتلاف منطقه‌ای علیه خود جلوگیری کرد. بنابراین، استراتژی محوری چین در مواجهه با ایالات متحده ایجاد وابستگی استرتژیک اقتصادی و همکاری بلند مدت در حوزه فناوری است که با اتکا به توان نظامی و منطق ادغام نظامی-مدنی سعی در ایجاد موازنه سیاسی_اقتصادی با ایالات متحده دارد.

3. استفاده از نفوذ اطلاعاتی برای کاهش وابستگی متحدان

سطح سوم از استراتژی آمریکا در مواجهه با چین استفاده از نفوذ اطلاعاتی سازمان سیا و آژانس امنیت ملی ایالات متحده در جهت تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیری سیاسی کشورهای ائتلاف پنج چشم و اتحادیه اروپا در جهت تحریم فناوری‌های چینی است. جدی‌ترین تلاش این حوزه که با همکاری جان ساورز رئیس ام.آی.سیکس و مشاور ارشد اندیشکده «جامعه هنری جکسون[9]» به عنوان قطب توسعه لیبرالیسم در بریتانیا در همکاری با ایالات متحده انجام شد، عبارت  است از طرح شکستن زنجیره تأمین چین که با عنوان «شکستن زنجیره تأمین چین: چگونه اتحاد پنج چشم می‌تواند از وابستگی استراتژیک جدا شود»[10] در سال 2020 ارائه شد. براساس این گزارش که در 19 می 2020 منتشر شده است کشورهای اتحاد پنج چشم در سطح بالایی به فناوری‌های چینی وابسته‌اند و باید در راستای کمونیست‌زدایی و توسعه دموکراسی و لیبرالیسم در این کشورها اقدام شود.

در این گزارش اشاره شده که کشورهای اتحاد پنج چشم در 831 دسته کالا به چین وابسته بودند: استرالیا در 595 دسته، کانادا در 367 دسته، نیوزیلند در 513 دسته، بریتانیا در 229 دسته و ایالات متحده در 414 دسته. در نتیجه، کشورهای مذکور دچار وابستگی راهبردی به محصولات چینی شده‌اند که باید نسبت به رفع این وابستگی در قالب سیاست جداسازی اقدام شود. یک پروتکل کلیدی در این سیاست این بود که برای جداسازی بریتانیا از چین و اتحادیه اروپا و دفاع از آن به عنوان یک دموکراسی لیبرال در برابر چین «دیکتاتوری» و اتحادیه اروپای «فاسد» طرح خروج از اتحادیه اروپا عملیاتی شود. در حالی که هدف اصلی این سیاست این بود که با اتکا به قدرت سیاسی و اقتصادی بریتانیا نسبت به تغییر  یا بستن شکاف‌های اقتصادی بین بریتانیا و آلمان، هلند، فرانسه و ایتالیا و بین بریتانیا و چین اقدام شود، به دلیل وابستگی بیش از حد بریتانیا به چین و تا حدودی به اتحادیه اروپا این سیاست ناکام ماند.

4. ریملند جدید و جنگ تجاری با چین

بخش نهایی این منازعه معطوف به جنگ تعرفه‌ها در راستای سلطه بر ریملند فناوری است. دولت ترامپ جنگ تجاری با چین را  در اگوست 2018  آغاز کرد و از جامعه بین‌المللی خواست تا فناوری‌های نسل جدید غول‌های فناوری چینی هوآوی و زد.تی.ای را به دلیل اتهامات جاسوسی و نگرانی‌های امنیت ملی ممنوع اعلام کنند. اما تحریم‌ها علیه چین چندان کارساز نبود. چرا که چین پیشتر زمینه وابستگی اقتصادی کشورها در سطح منطقه‌ای و جهانی را فراهم آورده بود. دولت چین  با اعمال قراردادهای بلند مدت و سرمایه گذاری دو میلیارد پوندی هوآوی در بریتانیا، همکاری و خرید کمپانی‌های ورشکسته اروپایی سونی اریکسون سوئد و نوکیا در جهت توسعه فناوری نسل جدید اینترنت در اتحادیه اروپا و آفریقا و سرمایه‌گذاری بیش از سه میلیارد دلاری در کشورهای فیلیپین، تایلند، اندونزی، مالزی و کامبوج در عمل تحریم‌های آمریکا را بی‌اثر کرد و به جز سه کشور استرالیا، ژاپن و نیوزلند بقیه کشورها طرح امنیتی‌سازی فناوری‌های چینی را در دستور کار قرار ندادند. در حقیقت، دولت چین با استراتژی وابستگی راهبردی در حوزه اقتصاد و فناوری نه تنها تحریم‌های آمریکا را خنثی کرد بلکه توانست یک ائتلاف کمربند و جاده دیجیتال با هدف ایجاد موازنه با غرب تشکیل دهد.

نتیجه‌گیری

این منازعه نشان می دهد که مؤلفه محوری در تعیین معادلات بین المللی در قرن بیست و یکم، فناوری است و هر کشوری که تسلط بیشتری بر ریملند فناوری داشته باشد، نقش تعیین کننده‌تری در بازتعریف نظام جهانی خواهد داشت. در همین جهت، چین و ایالات متحده آمریکا هر کدام استراتژی منحصر به فرد خود را در تشکیل ائتلاف‌های منطقه‌ای و جهانی در پیش گرفته‌اند. چین با در پیش گرفتن سیاست وابستگی استراتژیک و کاهش قیمت سعی در حفظ بازارهای خود دارد و ایالات متحده با امنیتی‌سازی فناوری‌های چینی و سیاست‌های جداسازی ژئوپلیتیکی از جمله به وسیله همکاری با ائتلاف پنج چشم و بازسازی کواد سعی در ایجاد گسست در ابتکار کمربند و راه چین دارد. مسئله محوری در این حوزه آن است که کدام روایت و گفتمان جذابیت بیشتری برای کشورها دارد و هر کدام از کشورها در نظام چند قطبی آینده چگونه موازنه فناوری بین دو الگوی چینی و آمریکایی ایجاد می‌کند. همچنین بسیار مهم است که کشورهای ایالات متحده و چین، کدام بخش از فناوری‌های نوظهور را به عنوان حوزه تمرکز خود در نظر می‌گیرند و کدام بخش را به رقیب واگذار می‌کنند.

منابع

Buchanan, B., & Imbrie, A. (2022). The new fire: War, peace, and democracy in the age of AI (pp. 157–186). MIT Press.

Cheng, D. (2019). Chinese views of information and implications for the United States. In P. Peterson (Ed.), Chinese strategic intentions: A deep dive into China’s worldwide activities. A Strategic Multilayer Assessment (SMA) white paper.

DeNardis, L. (2020). The internet in everything: Freedom and security in a world with no off switch (pp. 165–176). Yale University Press. https://doi.org/10.2307/j.ctv11sn32r

Feigenbaum, E. A. (2019, July 12). In Asia, disruptive technonationalism returns. Carnegie Endowment for International Peace. https://carnegieendowment.org/2019/07/12/asia-disruptive-technonationalism-returns-pub-79412

Orinx, K. (2023). US cyber strategy in the Indo-Pacific. In O. Turner, N. Nymalm, & W. Aslam (Eds.), The Routledge handbook of US foreign policy in the Indo-Pacific. Routledge.

Wirtz, J. (2014). The cyber Pearl Harbor. In E. Goldman & J. Arquilla (Eds.), Cyber analogies. Monterey, CA: Naval Postgraduate School.

Wong, P. N. (2022). Techno-geopolitics: U.S.-China tech war and the practice of digital statecraft. Routledge. https://doi.org/10.4324/9781003047100